X
تبلیغات
ستاره ی عشق

ستاره ی عشق

سلام من مهسا هستم 21 سالمه خوشحالم که از وبلاگ من دیدن میکنید.

عجایب دنیا

«اشلی موریس» ۱۹ ساله که در ملبورن استرالیا زندگی می‌کند، به آب در هر دمایی که باشد حساسیت دارد، به طوری که نمی‌تواند به دریا برود و شنا کند، یا به یک حمام آب داغ رفته و یا زیر باران قدم بزند. حتی عرق کردن نیز موجب می‌شود که روی بدن این دختر جوشهای دردناکی به وجود بیاید. این حساسیت از ۱۴ سالگی آغاز شده است.

«اشلی» از یک بیماری پوستی نادر رنج می‌برد که فقط تعداد بسیار معدودی در کل جهان به این بیماری مبتلا هستند.

 

«ویگنسواری» و «مالیاکانی» دو کودکی هستند که در هفته گذشته با پوشیدن ساری قرمز و سنتی هندی و آویختن جواهرات گرانبهایشان در دو جشن باشکوه جداگانه در دهکده‌ای دورافتاده در منطقه «تامیلی نادوی» هند با دامادهای قورباغه‌ای ازدواج کردند.

این ازدواج هر یکصد سال یک بار صورت می‌گیرد و طبق باوری قدیمی چنین ازدواجی دهکده را برای یک سده از شیوع بیماریهای مرموز در امان نگه می‌دارد.

هزاران نفر از روستاییان فاصله ۲۵۰ کیلومتری را برای رفتن به معبد در حالی طی کردند که دو عروس خردسال در کجاوه‌هایشان با طناب بلندی از گل به گردن قورباغه‌ها وصل شده بودند.

در طول برپایی جشن عابدان هندو با صدای بلند و آهنگین مشغول نیایش بودند و کمی بعد از آن، عابد بزرگ پیش از چرخیدن به دور آتش مقدس، شال عروس را به گردن داماد (قورباغه) گره زد و آنها را همسر نامید.

 

شاید حشره دعا خوان ( آخوندک) ماده بیرحمترین حشره دنیا باشد . هنگامی که حشره ماده از همسرش باردار شد ، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفت گیری غذایی لذیذ برای حشره ماده می شود و سپس آن ( همسرش ) را می خورد .
هر دو جنس ماده و نر این حشرات ، شکارچی ماهری هستند . حشره دعاخوان طعمه خود را به آرامی زیر نظر می گیرد و در لحظه مناسب بازوان خود را باز می کند و طعمه اش را می گیرد . ضمناً این حشره همنوع خوار هم هست . ( جنس ماده)

 

یک پیرزن ۹۲ ساله چینی که قریب به ۶۰ سال پیش باردار بوده است مجبور به سقط جنین می شود. وی که آن زمان توانایی پرداخت هزینه درمان را نداشته از خارج کردن جنین مرده منصرف می‌شود، لذا جسد، سالها در رحم این زن باقی می‌ماند و پس از مدتی کیسه آمنیونی با جذب آهک، لایه‌ای محافظ به دور جسد ایجاد کرده که مانع عفونی شدن جنین در بدن مادر شده است، طوری‌که مشکلی برای زندگی طبیعی این زن به وجود نیاورده و وی سالها آن را با خود حمل کرده است. به تازگی پزشکان که معتقدند این پدیده بسیار نادر است با عمل جراحی جنین سنگی را از شکم این زن خارج کردند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 19:4  توسط مهسا  | 

سلام دوستان تاحالا به تاریخجه ی کروات فکر کرده اید مطالب جالبی براتون دارم که فکر میکنم خوشتون بیاد وبراتون جالب باشه...

        هرچند که این پوشش از فرانسه به جاهای دیگر جهان رفت و فرانسویان نیز آن را در سال ۱۶۵۶ ،در زمان لویی چهاردهم از کروات ها گرفته اند .اما جالب است بدانیم کرواتها (کرواسی) در جنوب شرق اروپا در اصل گروهی از ایرانیان خراسان کهن بودند به نام خروات(خور آوات ) یا ( خور آباد) که به دلایلی به شبه جزیره ی بالکان کوچ کرده اند . اینان پارچه ی زیبایی را به گردن خود برای زیبایی می آویختند و این جامه به نام خودشان نامیده شد و امروزه در سراسر جهان پوشیده می شود .

نوئل مالکوم پ‍ژوهشگر نامی معنی این واژه را (دوستانه) گرفته است .اما بنده گمان می کنم ریشه آن همان (خورآباد) است . در حاشیه عرض کنم حتی واژه ی خرابات در اشعار فارسی نیز احتمالاً باز همین خورآباد است . این واژه هنوز در میان مردم کرد کرمانشاه و ایلام به صورت خـوَرآوا کاربرد دارد .

پژوهشگر انگلیسی ، نوئل مالکوم در کتاب خود به نام “تاریخچه مختصر بوسنی” پژوهش ارزشمندی در مورد پیوندهای ایرانیان و گذشته مردمان یوگسلاوی پیشین انجام داده است.
وی در این کتاب می‌نویسد: “واژه کراوات ، یا هراوات (Hravat) در زبان صربی” ریشه در این زبان ندارد. این واژه از شبیه به نامی ایرانیست که که در لوحی سنگی در ناحیه یونانی نشین جنوب روسیه پیدا شده است.



ریشه آن نام، خراوات(“Khoravat”) در اوستا به معنای ” دوستانه” است.پژوهشهای تاریخی نشان می‌دهد که نژاد کنونی کرواسی ، کرواتها، از ۳۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت از سرزمین مادریشان ، ایران به سوی کرواسی، صربستان و بوسنی نموده‌اند. البته موج بزرگ از مهاجرت این قوم ۱۷۰۰ سال پیش اتفاق افتاده است. شاید دلیل این مهاجرت سرکوب مانویان در دوران ساسانیان بوده است. برمبنای پژوهش انجام شده توسط این پژوهشگر ، واژه “صرب ” ریشه در واژه‌ای ایرانی با عنوان “چارو” (“Charv”) دارد که به معنای رَمه است.

بر پایه ی اسناد قدیمی، مردمان صرب و کروات دارای اصالت ایرانی هستند که بعدها به اقوام اسلاو پیوسته اند .نوئل مالکوم بر این باور است که نظریه های نوین در این زمینه با شواهد تاریخی همهمنگی دارد. برخی از تئوریسین‌های ملی‌گرای کروات، ترجیح می‌دهند که اصلیت خود را با ایرانیان پیوند دهند تا همسایگان اسلاو خود. چنین تئوری‌هایی به ویژه در زمان جنگ جهانی دوم ، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقه‌بندی نژادها از سوی آلمانیان بالاتر از نژاد اسلاو قرار گرفت ، تقویت شد.



هرچند برابر نظر مالکوم ، هم کروات‌ها و هم صرب‌ها مهاجرینی از ایران بوده‌اند که تقریباً به صورت همزمان از ایران به بالکان مهاجرت کرده‌اند .یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین نخستین برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمییز داده شوند خود را “خراوات” یا همان کرواتمی‌نامیده‌اند.

همچنین این مهاجران ایرانی تبار ، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، یا برای زیبایی دستمالی به دور گردنشان می‌بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.

در سال ۱۶۵۶ ، لوئی چهاردهم ، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، به رسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را به دور گردن خود می‌بستند که در انتهای آن گره‌ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار می‌گرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.

اما کراوات در فرهنگ لغت فارسی :

کراوات . [ کْرا / ک ِ ] (فرانسوی است ) دستمال گردن . پارچه ٔ سبک و لطیف دو تو کرده که حلقه کنند و بطرزی خاص به دور گردن یا به یقه ٔ پیراهن گره بندند و دو سر آن را فروآویزند از پیش سینه و روی پیراهن :
حال فارغ گشته از هر دغدغه
تنگ تر بسته کراوات و یقه .

كروات و تاريخچه پيدايش آن در ايران باستان

دستمال گردن يا «كروا Karawa
» يكي از بخش هاي پوشاك زنان و مردان ايراني بوده است . ايرانيان باستان، براي زيبايي خود، دستمالي را به دو قسمت كرده و آن را به گردن مي آويختند . نام اين دستمال «كروا» بوده است ، كه به معناي رخنه گرفتن و وصل كردن دو چيز باشد.

ايرانيان ، هر نوع دستاوردي را كه اختراع يا به كار مي بردند ، داراي فلسفه اي زيبا بوده است . كروا يا كروات نيز داراي فلسفه آييني است كه به آن اشاره مي گردد:

مانترا يا ذكر ، جزو اصول آيين هاي زروان ، مهر و مزديسنا در ايران باستان مي باشد. هر فرد در ايران باستان داراي مانتراي شخصي بوده است. به جز مانتراي شخصي كه بر مبناي روز تولد هر كس مشخص مي شد ، مانتراهايي بوده كه در آتشكده ها و مزگت ها به كار مي رفته است كه مهم ترين اين مانتراها «هي اوما» مي باشد.هئومه يا هوم ، يكي از گياهان مقدس است كه ايرانيان باستان از شيره اين گياه ، شرابي مقدس درست مي كردند و آنرا قبل از نيايش اهورا مزدا مي نوشيدند. تبتي ها اين مانترا را به شيوه «اوم
Oum
» به كار مي بردند. اين مانترا در ميان يهوديان و مسيحيان و مسلمانان «آمين = آم» شده است.

Om را آغاز همه چيز مي دانند، در آيين هاي باستاني كلمه پيش از همه چيز خلق شده است. ام يا اوم ارتباط نزديكي با گروه خوني آريائيان اصيل: (+O) دارد. نشانه مادينه زنان نيز از +O
وام گرفته شده است ، كه همان **** برتر آريايي را مي رساند.



نشانه فروهر ، كهن ترين نماد آريايي باستان نيز از همين گروه خوني ( +
O ) وام گرفته شده است. دايره به منزله خورشيد ، جهان هستي ، حلقه مهر ، زمان بي كرانه ، و دو رشته كروات، همان دو جنبه منفي و مثبت جهان يا انگره مينو و سپنتا مينو در آيين مهر و مزديسنا ست. پس كروات يك نوع مانتراي جالب از om و خون و **** آريايي +O و نشانه مادينه مي باشد.

ايرانيان بر اين باور بوده اند كه هستي و خداوند نيز مادينه است و زن ، پيش از مرد خلق شده است. اين دو چيز مهم ، جديدا توسط دانشمندان زيست شناس به اثبات رسيده است. بر پايه علم پزشكي و زيست شناسی ، ثابت مي گردد كه زن ، پيش از مرد خلق شده است و همه جنين هاي انسان ، تا سه هفته اول ، مادينه هستند. سپس كم كم برخي از انها تبديل به نرينه مي گردد. ايرانيان براي شادي و شادماني ، اين دستمال گردني را به گردن مي آويختند.

__________________

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 10:56  توسط مهسا  | 

سیره ی حضرت زهرا(س)

بررسی سیره معصومین (ع) در راستای حفظ ارزش های اصیل اسلامی از مواردی است که علاوه بر هدایت و نجات انسان ها، نقش قابل تأمّلی را در حفظ آرمان های جامعه مسلمین ایفا می کند.

از این رو آن بزرگواران در طول حیات خویش حضور در صحنه را مسؤولیتی مهم از جانب خدای سبحان می دانستند.

با غروب غمبار خورشید فروزان رسالت در 28 صفر سال دهم هجری، سیاهی غصب حق و غبار غربت اندیشه های خردورزان را آزار می داد به گونه ای که کم تر کسی یارای حضور در صحنه اعتقادی و دفاع در عرصه سیاسی را در خود می دید، امّا در این میان بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) برتر از هزاران مرد قدرتمند، بیرق باورهای تابناک آسمانی و علم پیکار با سران ظلم و غصب و غارت را بر دوش گذاشت تا هدایت نبوی و سعادت علوی را پاس بدارد و به گوش آیندگان برساند. زهرای اطهر(س) در برابر جریاناتی که بعد از رحلت رسول مکرّم اسلام به وجود آمد، ساکت ننشست و دست به مبارزه سیاسی زد و با سخنرانی های افشاگرانه به بیان ماهیّت غاصبان خلافت و مصیبت های وارده توسط آن ها پرداخت.

گرچه دوران حیات ریحانه محمدی پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص) بسیار کوتاه بود، امّا خط مشی سیاسی آن حضرت در طول حیات نشان می دهد که موضع گیری اش معقول ترین و پسندیده ترین روش ممکن بود و هرگونه حرکت و موضع گیری دیگری غیر از آن ممکن بود ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اسلام وارد سازد.

در این نوشتار به خطوط برجسته حرکت و موضع گیری سیاسی صدّیقه کبری(س) به عنوان شاخصه های آموزنده اشاره می شود. امید است که مورد توجه و عنایت پویندگان راه رسالت و ولایت قرار گیرد.

 

سیاست حضرت زهرا(س)

اگر سیاسیت را به معنى نوع برخورد و روابط متقابل بین مردم و هیئت زمامدار بحساب آوریم همه انسانها باید افرادى سیاستمدار باشند و در این رابطه جنسیت مطرح نیست. فاطمه (س) دختر پیامبر سزاوارترین افراد براى مشاركت سیاسى و حضور در صحنه سیاست است .

او با اینكه بدنى خسته ناشى از كار روزانه و رسیدگى به امور خانه و سرپرستى چند كودك خردسال دارد، و با اینكه اشتغالات اجتماعى متعددى او را به خود مشغول مى‏دارند خود را از سیاست دور نمى‏دارد و هم چون سیاستمدارى قهرمان در صحنه زندگى و حتى مبارزه حاضر مى‏شود و سعى دارد گره كورى را باز نماید.

او زندگى سیاسى و آشنائى با الفباى آن را از همان دوران خردسالى و از سنین  5 - 6 سالگى آغاز كرد. زیرا او همه گاه بهمراه پدر و حاضر و شریك در درگیرى‏هاى پدر با مردم نابكار بود و دوران سخت قبل از هجرت را با همه دشوارى‏ها و مصائب آن گذراند.

آن روز كه ازدواج كرد و زندگى مشترك خود را آغاز نمود بازهم در جریان زندگى اجتماعى همگام با على (ع) به پیش مى‏رفت و سنگر به سنگر با او همراهى مى‏كرد. و پس از وفات پیامبر فصلى جدید از زندگى را آغاز كرد كه در آن براى تحكیم پایه‏هاى انقلاب حتى دست به احقاق حق و مبارزه گشود و در جریان سیاسى عظیمى حضور یافت كه در آن براساس توطئه‏اى على، آن رادمرد جهان بشریت را از صحنه سیاست بیرون رانده بودند.

فاطمه (س) كارى به این نداشت كه پدرش رسول خدا (ص) سرگرم انجام مهمترین وظایف و مسؤولیت‏هاى خویش است و یا شوهرش پیشواى راستین امت و مردى مجاهد و جنگجوست خود را زنى مسلمان مى‏دانست كه باید به وظایف خویش آشنا بوده و تكلیف و وظیفه شرعیش را شخصاً عمل كند. بدین خاطر در روزهاى آتش و خون و شكنجه پس از وفات پیامبر، و در روزهائى كه سیاست روز آتش زدن به در خانه و بیعت خواهى از روى زور و اعمال قدرت بود، قد علم كرد تا تكلیف دینى و سیاسى خود را نیكو به انجام رساند

 

مشى سیاسى او

مشى سیاسى فاطمه (س) مشى اعتراض، بى اعتنائى، عدم تأیید دستگاه رهبرى، مشى به محاكمه و استیضاح كشاندن رهبر و خلیفه موجود امت، مشى مظلومیت و سرانجام كه فریاد به جائى نرسد گریستن است، آن هم نه براى عقده دل خالى كردن بلكه براى بیدار كردن و هشیار ساختن اذهان به سوئى كه در آنجا حقى را زنده دفن كرده‏اند.

مشى سیاسى فاطمه (س) مشیى آگاهانه، توأم با بینش و بصیرت، اندیشیده و حساب شده، انتخابى و گزینش شده و مبتنى برایمان و عقیده است، هدف آن سعادت انسانها و نجات از بردگى‏ها و ذلت‏ها، و تضمین و فراهم آوردن مبادى ارزش‏هاى معقول در جامعه است. او مى‏خواهد جامعه‏اى بسازد كه در آن انسانها زندگى كنند نه چند بره تسلیم و بى رأى و بى محتوا.

و آنچه در این راه از شأن و سیاست او بدور است حیله‏گرى، فریبكارى، وعده‏هاى تو خالى در دل، تحمیق در استحمار مردم، گندم نماى جو فروش بودن است. این سره و خالص بودن بدان خاطر است كه سیاست فاطمه (س) از اسلام مایه مى‏گیرد و در اسلام حیله و نیرنگ نیست، بر سر مردم كلاه گذاردن نیست، با خلق خدا حُقه بازى كردن وجود ندارد، باید راست و مستقیم به پیش رفت چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند. سیاست نان را به نرخ روز خوردن سیاست نامردمى است و شأن اسلام ازآن پاك و مطهر است.

 او در این سیاست كه الهى است راست و با استقامت به پیش مى‏رود و در آن باكى از كتك خوردن، بدن خود را به رنج افكندن ندارد. او درس جرأت وشهامت را از پدر خود گرفته و در مكتب و خانه على (ع) و در سایه همگامى با او آن را تقویت نموده است. براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف باید ایستاد. ما در تاریخ اسلام و حتى بشریت زنى را سراغ نداریم كه در راه هدف الهى و اندیشیده وآینده‏نگر خود تا بدین میزان به پیش رفته باشد و مصداق آیه فاستقم كما مرت كه درباره پیامبر نازل شده است، باشد.

 

مشى احتجاج

فاطمه (س) در مشى و روش خود گاهى از شیوه احتجاج استفاده مى‏كند و از اصحاب و انصار رسول خدا (ص) نظر خواهى مى‏كند، با آنها از در روشنگر و اعلام نظر وارد مى‏شود. همین كه فاطمه (س) در مسجد مى‏ایستد و خطبه ‏اى مى‏خواند و به آیات قرآن درباره حقانیت خود استفاده مى‏كند خود احتجاج است

به ابوبكر مى‏گوید آیا درست است تو از پدرت ارث ببرى و من از پدر خود ارث نبرم؟ این چه حكمى است كه مى‏كنید مگر قرآن نگفته است سلیمان از داود ارث برده است؟ چرا من از ارث محروم باشم؟ یا در داستان غصب حكومت و خلافت على (ع) به احتجاج مى‏نشیند كه مگر شما حاضر نبوده‏اید كه رسول خدا (ص) در غدیر خم چه گفت و چه كرد؟ اینك چرا ساكت و آرام نشسته‏اید؟

در احتجاجات او در مواردى از شهود نظر مى‏خواست، سلمان واباذر و مقداد و عمار را بعنوان شاهد حقانیت خود اعلام مى‏كرد و آنها نمى‏توانستند به این عده نسبت كذب دهند. آرى، دشمن نقشه‏اى سیاسى براى ریاست خود طرح كرد اما احتجاجات فاطمه (س) و مشى و روش او در سیاست، پایه‏هاى وجودى آنها را مى‏لرزاند.

 

مشى توبیخ

گاهى فاطمه (س)در روش سیاسى خود افرادى را كه مطلع از قضایا بوده و اینك دم فرو بسته‏اند به محاكمه مى‏كشید، آنان را مورد ملامت و توبیخ خود قرار مى‏داد. مى‏پرسید مگر شماها در فلان قضیه حضور نداشته و مطلع نیستید؟ اینك چرا دم فرو بسته‏اید.

در بستر بیمارى خود در برابر جمعى از زنان مهاجر و انصار درباره غصب حق على (ع) آنها را سرزنش و آینده را براى‏شان پیش بینى كرد تا خبر آن را براى همسران خود بازگویند مضمون بیانات او این است: و شما را چه مى‏شود، بخدا قسم بذرى را كشته‏اید كه میوه آن تلخ است، شاخه‏اى را كاشته‏اید كه از آن خون خواهد بارید و روزى رسد كه در آن بیهوده كاران زیان ببینند و در مقابل این ظلم و غصب خود را به شمشیر برنده و مصیبت فوق‏العاده بزرگى بشارت دهید.

همانگونه كه ملاحظه مى‏شود در تمام بحث‏ها و اظهار نظرها سخن از حق خواهى و غصب حق دارد، از غصب خلافت و آثار شوم آن بحث مى‏كند هیچگاه از درد و مصیبت خود كه جانش را مى‏گرفت سخن بمیان نمى‏آورد و این خود حاكى از عظمت روحى فاطمه (س) است، خطبه او از این باب دیدنى و خواندنى است نه یك بار بلكه براى چند بار.

 

مشى بى اعتنائى

فاطمه (س) در مشى سیاسى خود گاهى روش بى‏اعتنائى و بحساب نیاوردن را در پیش مى‏گیرد. او دختر پیامبر است، درباره شخصیت و مقام او سخنهاست و مردم بارها و بارها از رسول خدا (ص) درباره او سخنها شنیده‏اند و اینكه اگر فاطمه (س) كسى را مورد اعتنا قرار ندهد شخصیت آن فرد به زیر سؤال خواهد رفت .

بدین نظر شیخین براى اینكه افكار عمومى علیه شان تحریك نشود خواستار عیادت فاطمه (س) مى‏شده ‏اند و تقاضاى خود را مكرر در مكرر عرضه داشته ‏اند ولى فاطمه (س) آن را نمى‏پذیرفت و آنها براى تحقق خواسته خود به ناچار از على (ع) وساطت خواستند و على (ع) آن را از فاطمه (س) درخواست كرد و فاطمه (س) پذیرفت. و تازه پس از آنكه به عیادت آمدند فاطمه (س) عملاً از آنها روى برگرداند. و با آنها حرف نزد.

وقایعى كه در ایام پس از وفات رسول الله پدید آمد، همهمه‏ها و سرو صداهائى را كه درزمینه انتخاب خلیفه به راه انداخته و بازار تبلیغاتى خود را گرم و داغ كرده بودند هیچ در فاطمه (س) اثر نگذارد، بلكه نسبت به آنها بدگمان‏تر و بدبین‏تر شد و سر و صداها را به هیچ و پوچ مى‏انگاشت و این در دیده آنان بسى سنگین مى‏آید.

 

سیاست مات كردن

فاطمه (س) در عرصه سیاسى بسى عمیق‏تر از آن بود كه از دست زمامداران خود سر ضربه سیاسى بخورد و یا آنان با نقشه‏كشى‏هاى خود بتوانند او را فریب بدهند و براى خود محملى ببندد. فاطمه (س) مصداق این حدیث است كه مؤمن زیرك است المومن كیس، المومن فطن

شیخین براى تبرئه خود از ستمى كه بر فاطمه (س) رانده بودند بالاخره با وساطت على (ع) به عیادت فاطمه (س) آمدند. ولى فاطمه (س) نقشه آنها را نقش بر آب كرد. آنها از گذشته خود تقاضاى بخشش كرده و درخواست نمودند كه فاطمه (س) رضایت خود را اعلام دارد. فاطمه (س) فرمود سؤالى دارم، مادام كه جواب نگوئید با شما حرف نخواهم زد. آنها حاضر به جواب سؤال فاطمه (س) شدند. فاطمه (س) فرمود شما را به خداى سوگند مى‏دهم كه بگوئید، آیا این سخن را از رسول خدا (ص) شنیده‏اید كه فرمود:

فاطمه (س) پاره تن من است، آنكس كه فاطمه (س) را اذیت كند مرا اذیت كرده و آنكس كه مرا اذیت كند خداى را اذیت كرده است - و آنكس كه فاطمه (س) را پس از مرگم اذیت كند چنان است كه گوئى در زمان حیاتم اذیت نموده است و...؟ ابوبكر و عمر بى خبر از سخن بعدى فاطمه (س) گفتند آرى، این سخن را از پیامبر شنیدیم

فاطمه (س) فرمود: خدایا شاهد باش، كه آنها مرا اذیت كرده و آزار رساندند - سپس فرمود بخدا قسم دیگر با شما دو تن سخن نگویم تا اینكه پروردگارم را ملاقات كنم... و بر این اساس آن دو را در صحنه مات كرد و ابوبكر را به گریه انداخت

 

مشى مظلومانه

او مشى مظلومانه‏اى را در پیش گرفت نه بدان خاطر كه اداى مظلومیت را درآورد. بلكه بدان خاطر كه او جداً مظلوم بود. زیرا او تلاش كرد ولى تلاش او به جائى نرسید، فریاد مى‏زد ولى گوش شنوا كم بود و حق خواهى‏هاكرد ولى به نتیجه‏اى منجر نشد و او سرانجام سیاست گریه را در پیش گرفت تا وجدانهاى بیدار متوجه صاحب گریه شوند و از رمز و راز آن بپرسند، شاید كه در این مسیر بیدارى و هشیارى ویژه‏اى پدید آمد. مى‏دانیم كه سیاست گریه سیاست سؤال انگیزى است، سیاست افشا كننده رازهاست، سیاست اعتراض است، و سیاست اعلام نارضائى.

فاطمه (س) با گریه‏هاى مداوم خود خصم را رسوا كرد، دشمن را به زانو درآورد، مردم را به سؤال واداشت. تا حدى كه دشمن حتى كوشید محل گریه او را زیر نظر گیرد و بنا به روایاتى سایبانى را كه در آنجا، در محل دروازه مدینه داشت از بین برد تا فاطمه (س) در زیر آن پناه نگیرد. كاروانیان، مسافران، عابران، و دیگر اقشار در برابر گریه‏اش وامى ماندند و كار بجائى رسید كه پس از مرگ فاطمه (س) همه مى‏دانستند او ناراضى و نسبت به آنها خشمگین بود.

 

سیاست پس از مرگ

فاطمه (س) آن زن سیاستمدارى است كه حتى از جنازه و مرگ خود ابزارى سیاسى ساخت. دستگاه خلافت حتى از مرگ فاطمه (س) وحشت داشت و این وحشت او بى مورد هم نبود. مى‏ترسید فاطمه (س) موضعى اتخاذ كند كه بر رسوائى آنها بیفزاید و پیش بینى آنها درست آمد. اینكه فاطمه (س) وصیت كرد

غسّلنى فى اللیل و كفّنى فى اللیل وصلَّ علىَّ و دفنى فى اللیل و لا تعلن احداً

مرا شب غسل بده، شب كفن و دفن كن، شب بر جناه‏ام نماز بگذار و احدى را خبر مكن، خود سیاستى عظیم است و نفرت عظیم او را به دستگاه حاكمه وقت نشان مى‏دهد و این است كه طاغوت را مى‏لرزاند . بویژه كه فاطمه (س) سفارش كرده بود، مگذار آنها كه بر من ستم راندند و حق مرا گرفتند بر من نماز گذارند كه آنها دشمن خدا و رسولند. و هم اصرار او كه قبرش مخفى بماند خود بیان این خواسته است كه نشانه‏اى از مظلومیت ابدى او در جامعه باقى باشد. او مى‏خواست دشمنان دوست نما معرفى گردند، ابهام‏ها از بعضى اذهان دیر فهم زدوده شوند و دریابند كه فاطمه (س) چگونه مى‏اندیشید

 

نتیجه مبارزه حضرت زهرا

حاصل مبارزه پایه‏گذارى و تحكیم روح مقاومت در امت بود و مردم را واداشت كه در طریق عدالتخواهى حركتى رو به پیش داشته باشند اگر بخواهیم براى كار و تلاش فاطمه (س) لیستى تهیه كنیم خواهیم گفت كه حاصل آن بسیار عظیم و پردامنه بود ازجمله:

- پایه‏گذارى تفكر صحیح در جامعه، پیروز ساختن حق و علنى كردن آن بگونه‏اى كه همگان از سیاه و سفید ازآن سر درآوردند، رسوا كردن غاصبان، اعلان مظلومیت خاندان پیامبر، اثبات عدم لیاقت آنها كه مدعى خلافت وجانشینى پیامبربودند، پاشیدن بذر نهضتى را كه بعدها بارور شد و گشودن دفترى كه تاروز قیامت هم چنان مفتوح است و نشان قدر ناشناسى بازماندگان رسول (ص) است .

آرى آنها به خلاف دست یافتند و ظاهراً به هدف خود رسیدند ولى خلافت استخوان گلوگیرى براى آنها شد و آنان توان بلع و هضم آن را نداشتند. این سخن بارها ازآنان شنیده شد كه اگر على (ع) نبود... هلاك مى‏شدند. و یا بگفته عبدالفتاح عبدالمقصود: ضربه سخنان فاطمه (س) در بستر مرگ به ابوبكر از ضربه شمشیر سخت‏تر بود، گوئى زمین از زیر پاى او دو تن كشیده شده ومانند سنگ آسیا بگردش درآمد و از ضربه آن سرگیجه گرفته و خانه فاطمه (س) را ترك گفتند. و یا به گفته بخارى، و ماتت فاطمه و كانت ساخطة علیها ، فاطمه (س) از دنیا رفت در حالیكه از هر دوى آن‏ها (ابوبكر و عمر) خشمگین بود... و این مسأله‏اى است كه در تاریخ ثبت شده و براى همیشه در خور مراجعه است

 

صدمات وارده

فاطمه (س)بر اثر این مبارزه صدمه خورد، از نظر روانى بعلت مرگ پدر متألم بود و ناسپاسى اصحاب و بازماندگان این تألم را شدیدتر كرد او در اثبات مقاصدش تا آنجا به پیش رفت كه حتى جان خود را به خطر انداخت. فرزند خود را كه در رحم بود ازدست داد، به دشوارى زندگى افتادو حتى كار بجائى رسید كه نفس كشیدن او با درد همراه بود .

او در راه خدا جان باخت و از این دید شهیده است بویژه با توجه به این حدیث كه اكثر شهداء امّتى فى الفراش بیشتر شهیدان امت من در بستر مى‏میرند و دیگر فداكارى از این بیشتر چگونه میسر مى‏شود؟ او زاده اسلام بود و براى اسلام هستى خود را فدا كرد .

الا اى فاطمه (س)، اى نور دیده پیامبر، دشمن مى‏خواست با ضربه زدن ترا درهم شكند و عطر حقیقت ترا پنهان سازد وتو قیام كردى تا عزت امامت را تثبیت كنى - تو تازیانه خوردى تا آبروى على (ع) راحفظ كنى، تو به صدمه‏ها تن دادى تا غرور فرعونى را درهم شكنى

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 19:19  توسط مهسا  | 

زن متولد خرداد

زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بسيار، خوش سر و زبان، با سليقه، ماجرا دوست و بي ثبات.

مردي كه با يك دختر متولد خرداد ازدواج كند، گويي كه چندين زن در حرمسرا دارد. اين زن در جستو جوي يك مرد كامل است و به همين جهت در هر مردي يك صفت قابل تحسين مي يابد. او گاهي خانه دار، گاهي تنبل، گاهي جذاب و دلربا، گاهي غمگين و متاثر، گاهي پر حرف و پر سفسطه، گاهي خاموش و كم حرف است. آيا هرگز فكر كره ايد كه تعدد زوجات لازم است و يك مرد بايد بيش او يك زن داشته باشد؟ آيا از اينكه قانون تنظيم خانواده شما اجازه نمي دهد بيش از يك همسر انتخاب كنيد، دلخوريد؟ خوب اگر اينطور است با يك دختر متولد خرداد ازدواج كنيد وحتم داشته باشيد كه با اين كار خود صاحب لااقل دو زن شده ايد و تازه چه بسا كه در همين يك نفر سه، چهار، پنچ ويا حتي بيشتر زن البته بين او و يك حرمسرا تفاوت هايي هم هست، براي مثال او را مثل يك عضو حرم نمي توان در چهار ديواري حرمسرا حبس كرد و گفت كه فقط به يك كار بپردازد و راجع به يك يا چند چيز محدود و مشخص فكر كند. فكر او دائما در حال پرواز است و او به شيوه هاي خاص دائما به دنبال اين افكار و روياها مي رود. با وجود اين اگر او را قدري عميق تر مورد بررسي قرار دهيم، در ميان اين چند زن ( يا بهتر بگوييم اين زن چند شخصيتي ) موجود رومانتيكي جلب مي كند كه اگر بتوانيد احساسات فكري، روحي و جسمي اش را يك جا مورد بهره برداري قرار دهيد، خوشبخت ترين مرد روزگار خواهيد بود. البته حصول به اين هدف با توجه به برخوردار بودن او از خصوصيات چند گانه، چندان كار ساده اي نيست. به هر صورت من مي توانم به شما اطمينان بدهم كه او به تنهايي مجموعه اي است از چند زن و متاسفم از اينكه بايد اضافه كنم كه شناخت هر يك از اين زن ها، كه به كلي با بقيه تفاوت دارند، محتاج به بر رسي هاي زياد و كوشش فراوان مي باشد . سن و سال در رفتار و كردار زني كه در اين ماه متولد شده باشد، تاثير به سزايي دارد زيرا تا زماني كه دوران شباب را پشت سر نگذاشته است، روياهاي عاشقانه تنها انديشه هايي هستند كه در سرش وجود دارد. در اين دوره او به ميزان فوق العاده زيادي دم دمي مزاج و بي ثبات است. او يك روز به خاطر نحوه تبسم، تن صدا ويا حتي طرز راه رفتنتان به دنبالتان مي آيد و بعد در عرض بيست و چهار ساعت آنچنان از شما روگردان مي شود كه از موهاي سرتان تا جوراب پايتان را مورد انتقاد قرار مي دهد و اين كار را آنچنان تند و كنايه آميز انجام مي دهد كه شما احتمالا براي التيام جراحات قلبتان مجبور مي شويد دست به دامان روانكاو بزنيد، اما يادتان باشد كه تا اينجا لااقل صاحب دو دوست دختر هستيد و احتمالا تعداد ديگرن هم هستند كه هنوز از آن ها خبري نداريد. زن متولدشده در اين ماه آنقدر ها هم كه گاهي اوقات به نظر مي رسد، سنگدل و بي احساس نيست. قدرت تحليل بسيار قوي اش موجب پيدايش فانتزي هاي گوناگوني مي گردد كه ابراز احساسات عاشقانه تنها راه برملا كردن آن است و يك متولد برج خرداد لااقل دو برابر زن هاي ديگر به اين كار نيازمند است .‌يك مرد متولد خرداد مي تواند در آن واحد يك خواننده، يك كار خانه دار، يك هندپيشه، يك فروشنده و رئيس يك هيات مديره باشد وتمام اين كارها را هم با موفقيت انجام بدهد، اما يك زن اگر چنين باشد، بوالهوس و دمدمي مزاج شناخته مي شود. فكر نكنيد كه يك زن متولد اين برج نمي تواند اين چنين باشد، اما اجتماع ما يك چنين موقعيتي را كمتر در اختيار يك زن مي گذارد درحالي كه در دنياي عشق و احساسات او مي تواند هوس هاي هزار گانه خود را به موقع اجرا بگذارد و خويشتن را تا هر قدر كه مي خواهد ارضا كند. زن متولد خرداد مانند توفان ورگبارهاي بهاري مي ماند، گاهي پر رعد و برق، گاهي پر شور و خروش و گاه مطبوع و عطر آميز و آرام است. در حالات او ثبات و دوام و استمرار وجود ندارد. دختر برج خرداد خيلي بيشتر از آنكه طالب عصبانيت شما باشد، به شفقت شما نياز دارد و براي او جدا مشكل است كه هر بار خود را واقعا تسليم يك نفر بكند. او در حالي كه مجذوب قدرت روحي و هوشي يك مرد است، از جانب رنگر وجودش به سوي هنر و شعر و موسيقي چشم دوخته است. او وقتي مردي را پيدا كرد كه داراي قدرت خلاقيت است، آن وقت شخصيت دوگانه اش شروع به خودنمايي مي كند. او درست در همان لحظاني كه با مرد دلخواه خويش به تماشاي يك نمايشگاه رفته و خوشحال است از اينكه سر انجام كسي را پيدا كرده كه مثل خودش از ديدن تابلوهاي زيبا لذت ببرد، ناگهان وجود ثانوي از وي مي پرسد كه آيا اين مرد هنر دوست مرد زندگي هم هست؟ من حتم دارم كه با توجه به مطالب فوق شما تا حدودي مي توانيد حدس بزنيد كه يك زن متولد شده در برج جوزا چه نوع موجودي است. او را به حال خودش بگذاريد، زيرا معمولا مي تواند مسائل ناشي از دو گانگي هاي وجود خويش را درون خويش نگاهدارد وشما را با آن ها درگير نسازد.او يك دوست شاد و دل زنده است. در ايامي كه ماه در آسمان نوراني است، او موجودي سرشار از شادي و نشاط است كه با ارائه هوش و ذكاوت و همدلي و مهرباني موجب رضايت خاطرتان را فراهم مي سازد. در طي اين روزها او كوچكترين حركات، گفتار و اشارات عاشقانه داشته باشد. در اين گونه مواقع ظرافت زنانگي به ميزان زيادي در وي مي جوشد اما يادتان باشد كه در صورت لزوم مي تواند سريعا به نقطه برودت و سردي رجعت كند. زن متولد شده در ماه خرداد خيلي به راحتي مي تواند يك مهماني زنانه سوت كور را به شور و نشاط بياورد ويا فكر گرفتاري هاي بزرگ يك مرد را از سرش خارج سازد . در حالي كه به زحمت مي توان او را در قالب يك زن خانه دار منحصرا خانه دار در آورد. اگر زماني لازم باشد، ساير زنان مخفي شده در وجودش سريعا شروع به خودنمايي مي كنند مثلا شما ممكن است روزي او را در قالب يك باونوي فكور و سخنور كه عقايد فلاسفه بزرگ را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد و به شيوه اي تعجب آور درباره سياست و يا ادبيات سخن مي گويد، ببينيد وبلا فاصله روز بعد مشاهده كنيد كه دستخوش احساسات مي شود و اشكش از فرط رقت احساسات جاري مي گردد و خود را تنها و بي پناه نشان مي دهد و لحظه اي بعد دوباره سرشار از تحرك و نشاط مي گردد. بله، او هر چه باشد، يكنواخت و خسته كننده نيست. اگر خيال مي كنيد كه اين اغراق گويي ست، هنر پيشه فقيد« مارلين مونرو» را به خاطر بياوريد. تمام مردهايي كه با وي آشنا بوده اند، از « كارل سندبورگ» گرفته تا آرايشگري كه موهايش را درست مي كرد، او را به صورتي مي شناختند كه با ديگران تفاوت فراوان داشت. دختري كه در برج جوزا تولد يافته باشد، شديدا مايل است كه كسي را واقعا و از صميم قلب دوست بدارد، اما هميشه اين احساس خود را كتمان مي كند، او واقعا بچه دوست است ولي اين حقيقت را از شوهر خود پوشيده نگاه مي دارد. او قبل از ازدواج در هر مردي چيزي جالب دوست داشتني مي يابد، اما پيوسته در جستجوي كسي است كه واجد تمام شرايط و خصائص لازم براي خوشبخت كردن يك زن باشد، او به دنبال يك مرد كامل است. شما او را يار و همدم بسيار خوبي ميابيد. دختري كه طبيعت برج دو پيكر را براي تولدش انتخاب كرده باشد، حاضر است با شما از ميدان ورزش تا سالن سينما و كتابخانه بيايد. او در ميدان ورزش به همان اندازه از خود هيجان و علاقه مندي نشان مي دهد كه در يك مهماني رقص قوه تفكر باشكوهش وقتي كاملا آشكار مي شود كه موضوعي حس كنجكاوي او را تحريك كند. اين خصيصه موجب مي گردد كه با زيركي و قدرت تمام به جست و جوي آنچه كه در مغز شما مي گذرد، بپردازد و براي حصول به اين هدف برخي از افكار خويش را برايتان بازگو مي كند. تا زماني كه شما از او ثبات قدم نخواهيد، زن بي نظيري است. شايد گوشزد كردن اين نكته هم لازم باشد كه او ممكن است خود را صادقانه عاشق شما بداند و بعد شخص ديگري را به مراتب مناسب تر از شما بيايد . او زودتر از هر زن ديگري مي تواند شما را فراموش كند، مگر اينكه دائما در جوارتان باشد. گناهي هم ندارد. طبيعتش طوري است كه تغيير و تحول را دوست دارد و حتي مي توان گفت به آن عميقا نيازمند است. تا زماني كه گذشت ايام به وي نياموخته باشد كه در زندگي پرماجرايي را مي گذراند و اين حالت را باالطبع شامل حال مردي كه عاشقش است نيز مي كند. وقتي پيشنهاد ازدواج شما را قبول كرد و همسرتان شد، آن وقت به مردان ديگري كه نتوانسته اند با گرفتن يك زن صاحب يك حرمسرا شده باشند، دهان كجي خواهيد كرد. بله، شما اين موقعيت استثنايي را داشته ايد كه با يك زن ازدواج كنيد ولي يك حرمسرا را به خانه خود بياوريد. زن شماره يك اين حرمسرا قادر است هر چه بخواهيد انجام بدهد، اگر شما خواهان وفاداري مي باشيد، او مي تواند اين چنين باشد ولي به شرط اينكه نيازهاي قلبي اش را ارضا كنيد. اين زن از اينكه با شما هزاران فرسنگ مسافرت كند و هر سال در يك شهر بساط خانه و زندگي را بگسترد، ذره اي دلتنگ نخواهد شد. همانطور كه گفتيم، او عاشق تغيير و تحول است و در نتيجه هيچ دليلي نمي بينيد كه با ماجرهاي زندگي شما مخالفت كند حتي اگر اين ماجرا نوعي قمار بازي باشد. او پيوسته از تغيير وضع به هيجان نمي آيد. زن متولد خرداد شم اقتصادي قوي دارد و اگر شما به كار تجارت مشغول مي باشيد، بهتر است مسائل و مشكلات خود را با او مطرح سازيدزيرا نه تنها مي تواند نظريات جالبي ارائه بدهد، بلكه در اين گونه امور مشوقي بهتر از او نمي توانيد پيدا كنيد. شما مي توانيد در صورت ضرورت از وي بخواهيد كه به دفترتان بيايد و برايتان كار كند تا در آمدي بيشتري را كه به آن نياز پيدا كنيد. شما مي توانيد در صورت ضرورت از وي بخواهيد كه به دفترتان بيايد و برايتان كار كند تا در آمد بيشتري را كه به آن نياز پيدا كرديد، بدست بياوريد.( البته اگر اين اضافه درآمد بيشتر از آني بود كه شما در نظر داشتيد، هيچ كسي هم بهتر از او نمي داند كه چطور بايد خرجش كند.) حالا اجازه بدهيد شخصيت هاي گوناگون زن شما را يك يك تجزيه و تحليل كنيم. زن متولد خرداد گاهي خيلي كمتر از آنچه كه ظاهر به نظر مي رسد، سربه هوا است. او در اين حالت بسيار فهيم، باهوش، كم حرف و اندكي آب زير كار است. اما زن شماره دو حرمسراي شما گاهي هم دمدمي مزاج است و هيچ بعيد نيست كه شما هم از نمونه آن مرداني باشيد كه گاه گاهي هوس داشتن يك چنين زني را بكنند. او لحظه اي غرغر و لحظه اي بعد بدگمان و چند دقيقه بعد چرب زبان مي شود و جالب آنكه در تمام اين دقايق و لحظات با شما مخالفت مي كند. مگر اين نيست كه مردها گاهي مايلند كسي با ايشان به جدل بنشيند؟ بي محلي نكنيد و دامنه گفت و گو را به يك بحث منطي بكشانيد( زيرا اين همان چيزي است كه او در نهان مي خواهد. زن شماده دو حرمسرا شما كسي نيست كه در مقابل ناملايمات زندگي جابرانه و يكطرفه به قضاوت بنشيند. او ممكن است جدا با شما از در مخالفت برخيزد و يا به منزل خواهرش برود و تا نصف شب بر نگردد، در يك چنين حالتي به نفع شما است كه وقتي برگشت، سئوال نكنيد و مرتبا نپرسيد كه كجا بودي؟ چكارمي كردي؟ اگر شما مرد خانه هستيد، او هم زن خانه است. او خود را همسر شما مي داند نه زنتان، و خيلي بيش از آنچه كه تصور مي كنيد،‌خود مختار و استقلال طلب است.زن شماره سه حرم موجودي است متنفر از خانه داري و انجام كارهاي روزمره آن، رختخواب پهن و ظرف ها نشسته مي ماند، در حالي كه او روي صندلي راحتي نشسته و غرق در رويا هاي طلايي خود است و يا اينكه كتاب مي خواند. او ممكن است شب كه شما به منزل برگشتيد، يك قوطي نخود فرنگي به عنوان شام جلويتان بگذارد بدون اينكه حتي درش را باز كرده و يا پنج دقيقه آن را توي آب جوش گذاشته باشد. لابد خيال مي كند كه عصباني مي شويد؟ ابدا او درست در همان لحظه اي كه از تعجب دهانتان باز مي شود، چنان گفت و گوي مناسب و شيريني را شروع مي كند كه عميقا از آن لذت مي برديد و آرامش روحي ناشي از اين كار موجب مي شود كه اصلا از ياد ببريد شام چه چيز جلويتان گذاشته است.او ابتدا با زيركي تمام در مي يابد كه آن روز براي شما موفقيت آميز بوده يا يك روز توام با شكست وناكامي، و اگر حالت اخير بوده است، چنان با شما همدردي مي كند و چنان خاطرتان را تسكين مي دهد كه به كلي گرفتاري خود را فراموش مي كنيد. او خيلي به راحتي مي تواند موجبات رضامندي شما را چه از نظر احساسي و چه از نظر عقلاني فراهم بياورد. در مورد عقيده اي كه فلان روز نسبت به بودا و بودايي ها ابراز كرده بوديد، كنجكاوي نشان مي دهد و نسبت به كوششي كه براي سرودن چند خط شعر به خرج مي دهيد، از خود هيجان ظاهر مي سازد. خلاصه او دوست همراه بسيار مهربان است. به خصوص آن شب خيلي هم مهربان تر و خوش مشرب تر مي شود زيرا شما از اينكه منزل را گردگيري نكرده، شام را نپخته و به كارهاي منزل نرسيده اوقات تلخي راه نينداخته ايد. اگر شما يك روز به منزل بياييد و به وي پيشنهاد كنيد كه با هم به كنار دريا برويد، ناگهان از شدت شادي از جايش مي جهد و بدون كوچكترين اعتراض و يا حتي بدون اينكه سئوال بكند آيا پول كافي براي آن داريد يا نه، آيا هتل رزرو كرده ايد يا خير؟ به طرف قفسه لباس هايش مي رود تا هر چه زودتر راه بيفتيد. زن شماره چهارم حرمسراي شما مادري است شاد و خندان. او اجازه نمي دهد كه بچه ها مانع كارهاي جوراجورش بشوند و علتش اين است كه هميشه سرگرمي هاي زيادي برايشان فراهم مي كند ولي در عين حال بيشتر از سايرين مراقب آنها است. بچه هاي اين زن مثل خودش خود مختار بار مي آيند و از زمره كساني مي شوند كه روي پاي خود مي ايستند. ا اگر كسي از زن شماره چهار حرمسرا بپرسد كه چقدر از وقت خودش را صرف بچه داري مي كند، احتمالا جواب ميدهد:« در خانواده چقدر وقت مطرح نيست بلكه چقدر عشق مطرح است» ، و اين ادعا حقيقت دارد. زيرا يك روز خيلي جدي و سخت گير و روز ديگر خيلي بي توجه و بي تفاوت است، ولي به هر صورت اين بچه ها مخصوصا وقتي كه هنوز خيلي بزرگ نشده اند، صميمانه به او عشق مي ورزند واز داستانهاي شيريني كه برايشان تعريف مي كند، لذت مي برند. قوه تخيل قوي مادر متولد خرداد درست همان چيزي است كه هر بچه اي خواهانش مي باشد، قصه هاي او هميشه شيرين، پر ماجرا و شنيدني است. مادر متولد خرداد در مورد كار تحصيلي فرزندان خود سختگير است و از آنها مي خواهد كه شاگردان خوب و ساعي باشند. بچه ها هرگز نمي توانند قبل از انجام تكاليف مدرسه خود به بازي مشغول بشوند در حالي كه مي توانيد هر شخصيتي را از رئيستان گرفته تا نخست وزير براي شام به منزل دعوت كنيد و او آنچنان از ايشان پذيرايي مي كند كه حاضر به دل كندن از خانه شما نمي شوند. او بسيار صاحب سليقه و بسيار با ذوق است. مانند يك مانكن لباس مي پوشد و مانند يك ميهماندار به اضافه يك دوست ديرينه و قديمي از ميهمانان شما پذيرايي مي كند و در تمام طول مدتي كه مهمان در منزل شما است، يك لحظه لبخند شيرينش از لبانش محو نمي شود.اين زن عاشق تئاتر است. شما مي توانيد او را به نمايشگاه هاي نقاشي و يا گالري هاي هنري ببريد و او در هر محفلي راحت و آرام و خودماني جلوه مي كند. و دوستانتان به خود مي گويند شما چه مرد خوشوقتي هستيد كه يك چنين همسر دوست داشتني و گرم و ساده داريد. او بسيار رومانتيك و خيلي بيش از حد معمول برخوردار از ظرافت هاي زنانه است. احساسات لطيفش گاهي چنان است كه خودتان و ديگران را متعجب مي سازد. او ممكن است در سال روز تولد شما، يك قطعه شعر عاشقانه زيبا برايتان بسرايد. رفتارش در قالب يك چنين زني چنان است كه شما هميشه با كمال ميل و رغبت گران ترين عطرها و زيباترين لباس ها را برايش مي خريد. اگر پيشنهاد مسافرت به نقاطي را بكنيد كه از نظر طبيعت شاعرانه و زيبا باشد و يا از لحاظ هنري و قدمت مشهور باشد، چشمانش از شادي برق خواهد زد. اين را هم بدانيد كه اين زن شماره پنج ممكن است تا حدودي از بحث و جدل و مناظره خوشش بيايد. بله زندگي شما پس از ازدواج با يك دختر برج جوزا اين چنين خواهد بود و شايد تعجب كنيد اگر بگويم كه در توصيف و شمارش اعضاي حرمسرايتان چند نفري را هم ناديده گرفته ام، چند نفري را هم ناديده گرفته ام، چند نفري كه از خصوصيات نسبت به آنهايي كه شرح داده شده اند، در درجه اهميت كمتري قرار دارند. مگر به اين است كه در هر حرمسرايي تعدادي هم زن صيغه وجود دارد كه نسبت به زن عقيده در سطح پايين تري قرار دارند؟ طبيعي است دوستانتان از اينكه شما را هر روز با يك زن مي بينند به حال شما غبطه مي خورند و اگر چيزي در اين مورد پرسيدند،‌موضوع صحبت را عوض كنيد، مگر يه اين است كه تعدد زوجات ممنوع است؟ زن متولد خرداد وقتي كه مي تواند سوار هواپيما شود، با ترن مسافرت نمي كند و به همين ترتيب وقتي مي تواند حرف بزند، ساكت نمي ماند، و وقتي مي تواند بدود، هرگز راه نمي رود و وقتي كه مي تواند كمك كند، از تعاون رو نمي گرداند. سرش هميشه چنان مملو از ايده هاي مختلف قلبش پيوسته چنان مملو از اميدهاي گوناگون است كه انسان خيال مي كند براي تنظيم آن ها بايد دست به دامان يك كامپيوتر شد. با وجود اينها، زن متولد خرداد، به علت طبيعت ونهاد خاص خودش گاه خيلي تندرو و در زندگي بي باك و بي ملاحظه است. بايد شما دائما مواظب او باشيد كه با تندروي و مبالغه جويي خود را گرفتار بلا نكند. لازم است در تمام زندگي مواظب او باشيد كه سرعت چرخش از 150 كيلو متر در ساعت تجاوز نكند. او در تمام عمر محتاج توجه و محافظه كاري شماست كه نلغزد و از جاده سلامت خارج نشود.

 

مرد متولد خرداد

مرد متولد خرداد اكثرا دو زنه است و حتي در ضمن ماه عسل ممكن است عروس را بگذارد و برود.در زناشويي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجراست وحال و احوال عاشقانه اش بي ثبات و رنگارنگ است. براي فرزندان پدري نرم و مهربان و ملايم است، ممكن است بچه هاي خود را لوس كند.مردي با ذوق، هنر دوست و غير حسود و كمي بد قول است. عاشق يك چنين مردي شدن موجب مي شود كه احساس مطبوعي از تامين به شما دست بدهد زيرا پيوسته يقين خواهيد داشت كسي را داريد كه هر وقت به وي نيازمند شديد، به كمكتان بشتابد و هرگز تنهايتان نمي گذارد. تمام ترديدهاي اجتماعي كه قبل از ازدواج با او داشتيد، سريعا از بين مي روند، با وجود اين هيچ بعيد نيست كه اگر صبح روز شنبه او را براي خريد نان به خارج بفرستيد، تا يكشنبه ظهر برنگردد. اگر مي خوهيد اعصاب آرام و راحتي داشته باشيد، هرگز منتظرش نباشيد و هنگامي كه خواست از منزل خارج شود، گوشه كتش را نچسبيد.وقتي موفق شديد طبيعت نا آرام و رفتار غير قابل پيش بيني اش را درك و قبول كنيد،ديگر كارها برايتان سهل و ساده مي شوند. شايد اين حالت مغاير با رفتار مردي باشد كه زنش مي تواند روي شراكت او در زندگي حساب كند، ولي در عمل اين نا پايداري ها ربطي به فكر و احساسي كه او راجع به همسرش دارد، ندارد.دختري كه به عقد يك مرد متولد خرداد مي آيد، نه تنها مي تواند مطمئن باشد كه شوهرش هرگز در مشكلات و پيچ و خم هاي زندگي او را تنها نمي گذارد، بلكه در عمل هميشه لااقل دو نفر همراه دارد كه هر دوتايشان همان شوهر او هستند. شما مي دانيد كه او در برج دو پيكر به دنيا آمده است. مثلا موجودي است كه دو روح كاملا متفاوت در يك كالبد داشته باشد. حتي شخصيت او دوگانه است. او خوش صحبت و مردم دار است. به مهماني رفتن و مهماني دادن و با مردم جوشيدن را دوست مي دارد. هم صحبت خوبي است.غالبا شمع مجلس است و در گفت و گو نكته سنج و باذوق است. اگر با او آشنا شديد، اگر با او گرم گرفتيد، اگر از او خوشتان آمد، اگر به فكر حلقه نامزدي و سفره عقد افتاديد، از ابتدا بدانيد كه مردي را براي زندگي انتخاب كرده ايد كه ممكن است ماه عسلش را نصفه كاره رها كند و براي انجام كاري تك وتنها به يك شهر ديگر برود. وزش يك باد و نسيم تصميم و راي او را بر مي گرداند. او به شدت از تنهايي نفرت دارد و هميشه مايل است در جمع باشد. اگر براي مدت درازي بماند، كارش به اشك و آه و فغان خواهد كشيد. يك روز ممكن است نامزد متولد خرداد ماه شما شاد و خندان به ديدنتان بيايد و پيشنهاد كند كه با هم به ديدن يك فيلم كمدي و يا تماشاي يك سيرك برويد. او براي شما گل، عطر، صفحه، كتاب و كادوهاي دوست داشتني ديگر مي آورد. شما دعوتش را قبول مي كنيد و با هم به گردش مي رويد، ساعات خوشي با سرعت سپري مي شوند و شما از اينكه در كنار مردي اين همه خونگرم وشاد و خوش سر و زبان غرق در شادي و نشاط هستيد، از خوشحالي در پوست نمي گنجيد. او به صد شيوه مختلف به شما مي گويد كه دوستتان دارد، شيوه هايي كه نظيرش را هيچ كس ديگري نم داند.فرداي آن روز تلفن زنگ مي زند و او بدون هيچ دليل قانع كننده اي قرار ملاقات بعدي اش را با شما به هم مي زند و موجب مي شود كه هزار فكر و خيال ناباب در قلب و مغز شما به وجود بيايد. آيا اظهار عشقش به شما شوخي بوده است؟ آيا دوست دختر ديگري پيدا كرده است؟ آيا كار خلافي از شما سر زده است؟ آيا گرفتاري خاصي برايش پيش آمده است؟چند روز بعد باز سر وكله اش پيدا مي شود، با دهها جمله خوش آيند وچهره اي مملو از نشاط، اگر كوچكترين حركتي از شما مشاهده كند كه دال بر رنجش شما باشد، سخت متعجب مي گردد، اما در همان حالت ممكن است از شكل كفش و يا آرايشي كه كرده ايد انتقاد كند ويا با فلان نظريه اي كه ابراز مي داريد، مخالفت نمايد و حتي بگوييد كه شك دارد كه در جوار يكديگر خوشبخت خواهيد شد. درباره اين رفتار ضد و نقيض واين كردار مغشوش ابدا حيرت نكنيد و علتش را جستجو نكنيد زيرا خودش هم جواب درستي براي توجيه كردن آن ندارد.اگر شما تاب مقاومت بياوريد وصبر و حوصله داشته باشيد، هفته بعد بار ديگر خود را با او در تئاتر، موزه، سينما، كتابخانه و يا گالري نقاشي مي بينيد و عميقا مجذوب اطلاعات وسيع و عميقش در رشته هاي مختلف علمي و هنري مي شويد. در همان لحظات ناگهان دست شما را در دستش مي گيرد و پيشنهاد مي كند كه با وي ازدواج كنيد، درست به همين صورت، خيلي برق آسا، لحن كلامش آن چنان صادقانه و نگاهش آن چنان صميمي است كه شما در يك لحظه تمام آن چندگانگي ها، تمام‌ آن خلف وعده ها، تمام آن تضادها را فراموش مي كنيد و مي گوييد « حاضرم »، در يك چنين موقعيتي، اگر واقعا خيال شوهر كردن داريد، كوچكترين ترديدي در جواب مثبت دادن سريع به خودتان راه ندهيد زيرا در غير اين صورت ممكن است او عقيده اش را خيلي زود عوض كند، به اين ترتيب است كه شما همسر يك مرد «چيستان » مي شويد.بله او ي «چيستان» و سئوال مشكل است. اگر شما انتظار داريد كه شوهرتان آدم ثابت قدم و بدون تلون مزاج باشد پيوسته مثل مجنون به ليلي خود عشق بورزد وهرگز حرف و عقيده اش را عوض نكند، در اشتباه كامل بسر مي برد. اگر يك چنين آرزوها و نياتي در سر داريد، هرگز خود را برسر راه يك مرد متولد شده در ماه خرداد قرار ندهيد. اگر از زمره زناني هستيد كه مي خواهيد زندگي آرام ، مطمئن و يكنواخت و معمولي داشته باشيد، از مرد متولد خرداد ماه حتما بگريزيد.نمونه بسيار بارز دو شخصيتي بودن متولدين خرداد را مي توانيد از دهان يكي از زيباترين و مشهورترين هنرمندان هاليوود بشنويد. او مي گويد كه يك روز تعطيلات آخر هفته را به اتفاق عده اي از دوستان و آشنايان ميهمان يكي از كارخانه دارهاي بزرگ بودم، او ما را به كشتي تفريحي خود دعوت كرده بود تا در سواحل زيباي مديترانه به گردش بپردازيم. اين اولين باري بود كه من او را مي ديدم و وقتي پا بر روي عرشه كشتي اش گذاشتم، با برخورد بسيار سرد وي مواجه شدم. رفتار او طي دو روز بعد هم به قدري توهين آميز جلوه كرد تا جايي كه به يكي از دوستانم گفتم نمي دانم او كه اصلا نمي خواهد با من حرف هم بزند، چرا مرا به اين ميهماني دعوت كرده است. اين اولين باري است كه من او را مي بينم و هيچ دليلي براي اين رفتار بي نزاكتش نمي توانم حدس بزنم. اما اين خانم گول ظاهر ميزبان را خورده بود زيرا اين مرد متولد خرداد مدت ها بود كه عاشق او شده بود و اين عشق در طي آن دو روز چنان شدت پيدا كرد كه سر انجام از وي خواستگاري كرد و كارشان به ازدواج كشيد، اما آيا اين رفتاري است كه بايد از يك عاشق سر بزند؟همانطور كه قبلا نيز گفته شد، مرد متولد خرداد علاقه دارد كه مرموز جلوه كند و چندگانگي خلقي و روحي او نيز ناشي از همين رمز و راز است.گاه عاشق است و براي زني مي ميرد ولي به او اخم مي كند، گاه از كسي قلبا نفرت دارد ولي از روي سياست و مصلحت با او چنان گرم مي گيرد كه گويي ديگر هيچكس را به اندازه او در دنيا دوست نمي دارد .كساني كه با او سر و كار دارند، هميشه گيج و سر در گم هستند كه ميل باطني و عقايد پنهاني او از چه قرار است.از اين گذشته، مرد متولد خرداد ميل ندارد كه هيچكس حتي همسرش و يا نزديك ترين دوستش به خلوت دل او و ضمير مخفي او راه يابد. او راز دروني اش را با هيچكس در ميان نمي گذارد و كسي را به صندوقچه اسرار دل خود محروم نمي كند و اگر شما همسر چنين مردي هستيد، بهتر است كه براي گشودن اين صندوق اسرار پافشاري واصرار نكنيد و او را به حال خود بگذاريد.مرد متولد خرداد قبل از هر چيز انتظار دارد كه همسرش از نظر روحي پشتيبان او باشد و اگر زني توانست به اين سئوال پاسخ مثبت دهد، خيلي زود مي تواند او را تحت نفوذ خود بگيرد، علي الخصوص كه او به هيچ وجه خودخواه نيست. اگر بتوانيد هوش و ذكاوت خود را در قالب زنانه به وي عرضه كنيد، بر خلاف مردهاي ديگر كه از زن خيلي باهوش خوششان نمي آيد، از شما استقبال مي كند و احترام بيشتري برايتان قائل خواهد شد و همين موجب نزديكي بيشتر شما و او خواهد شد. مشهور است كه متولد اين ماه دوستان قديم را به خاطر دوستان جديد فراموش مي كند، اما بدانيد كه او اين كار را به اين علت انجام نمي دهد كه قلب ندارد و قدر دوستي را نمي شناسد. بلكه اين طبيعت اوست كه در هر لحظه به آن شخص و يا چيزي توجه داشته باشد كه در آن موقع با حالت روحي و تمايل باطني اش تناسب دارد.بسياري از مردان متولد اين ماه چند بار ازدواج مي كنند، و اغلب اين ازدواج ها را در سنيني انجام مي دهند كه هنوز جوان هستند.طبيعي است كه اين قاعده كليت ندارد اما اگر مرد خرداد دو زن نداشته باشد، از خيلي چيزهاي ديگر دو تا دارد، مثلا دو تا اتومبيل، دو تا آپارتمان، دوتا شغل، دو تا ليسانس يا دكترا، دو تا حيوان خانگي، دو تا ريش تراش، دو تا سر گرمي، دو تا هدف و... او واقعا دو نفر است.يكي از دوستان كه روزنامه نويس است و در ماه خرداد متولد شده،‌چنان دو شخصيتي شديدي است كه سالي دوبار به مرخصي مي رود، يك بار به شمال، يك بار به جنوب. او عاشق قايقراني و اتومبيل راني است، دو تا بچه دارد، هم تار مي زند و هم سنتور، دو تا خود تراش برقي و بالاخره ده ها فكر و ايده در سر دارد كه به طور متوسط هر شش ماه يك بار آنها را عوض مي كند. آنچه كه عجيب بود، اين بود كه يك بار بيشتر ازدواج نكرده است، وقتي پرس و جو كردم، معلوم شد كه پدرش متولد برج اسد( مرداد) است( اگر يكي از والدينش متولد مرداد ويا ارديبهشت) باشند، در طالع زناشويي اش اثر مي گذارد تلون مزاج از او سلب مي شود). او در كارش زبر دستي و مهارت خارق العادهاي دارد، به نحوي كه در همان حال كه مشغول نوشتن يك مقاله است، طرح كلي مقاله ديگري را هم در سر مي ريزد و اين امر به هيچ وجه موجب درهم و بر هم شدن مطالبي كه بر روي كاغذ مي آورد، نمي گردد. او مرد دو چهره است با توانايي انجام كارهاي گوناگون است.دو شخصيتي بودن بر امور مالي متولدين خرداد نيز اثر مي گذارد. گاه به دست و دل بازي شهره آفاق است وگاه او را مي بيند كه دست ودلش براي خرج كردن يك شاهي مي لرزد. از اين نظر اگر معدل اعمال او را بگيريد، دست و دل بازي اش برجسته تر است. او نه به جمع كردن پول علاقه دارد نه چيزي به دست بياورد و بدون تغيير آن را از دست بدهد.بين صورت فلكي دو پيكر و اخبار و رد وبدل كردن اطلاعات رابطه اي نزديك وجود دارد و به همين دليل در مراكز خبرگزاري هاي عالم موفق ترين خبرنگاران هميشه كساني هستند كه در ماه خرداد متولد شده اند. متولد جوزا كسي است كه حتي اگر در يك سازمان خبري كار نكند وعملا به رد و بدل كردن اخبار و اطلاعات وعرضه كردن ايده هاي نو علاقمند باشد و قابليت عجيبي براي كسب اخبار و شايعات و مبادله كردن آنها داشته باشد. از نظر اينكه آيا در عشق و كار و زندگي موجود وفاداري است يا نه، بايد گفت كه به شيوه خودش او وفادار است و وفادار هم باقي مي ماند، اما اين بدان معني نيست كه پس از زناشويي چشم و گوش خود را به روي تمام زنان عالم ببندد. او از يك طرف مرد جذاب خوش صحبتي است و از طرف ديگر تشنه معاشرت و گفتفوست و به همين جهت مورد توجه زنان قرار مي گيرد و در مجالس و محافل هم او و هم زن ها با او گرم مي گيرند و به همين جهت همسر مرد متولد خرداد نبايد از تيپ حسود و نظر تنگ باشد زيرا در اين صورت بسيار رنج مي برد. اما چون مردي صميمي و منصف است، عدالت وانصاف كمتر به او و اجازه مي دهد كه به همسرش خيانت از يك حس ششم قوي برخوردار است و مچ دست خائن را به سهولت مي تواند بگيرد. او از نظر روحي و مغزي يك انسان خيانتكار نيست. مرد متولد خرداد پدري صبور، آرام و مهربان است. او قادر است كه مطالب خود را بدون پرخاش و با زباني نرم و ملايم به فرزندان خود حالي كند و چون از روي شوق و ذوق با بچه ها حرف مي زند و بازي مي كند، لذا فرزندانش قبل از رفتن به مدرسه داراي اطلاعات و آمادگي كافي هستند و از روشنايي ذهن و فكر برخوردار مي باشند. روابط پدر متولد خرداد و فرزندانش صميمي و دوستانه است و آنها به سهولت اسرار دل خود را نزد پدر فاش مي كنند. البته اين حسن روابط گاهي هم موجب آسان گيري و لوس شدن بچه ها مي شود كه بايد از توسعه آن جلوگيري كرد و پدر خرداد ماه گاهي هم بايد از جذبه پدرانه و در مقام رياست خانواده بودن استفاده كند و اجازه ندهد كه بچه ها هميشه او را پدري دل رحم و بخشنده و نرم و ملايم تلقي كنند.نكته مهم ديگر كه بايد در مورد مرد متولد خرداد در نظر گرفت،‌ قولي هاي گاه به گاه اوست؛ چون داراي قوه تخيل بسيار و روياهي فراوان و طبعي تنوع پرست و حادثه جوست، گاهي حرف هايي مي زند و قول و قرار هايي با اشخاص مي گذارد و وعده و وعيدهايي مي دهد كه درست از آب در نمي آيد و به همين جهت خلف وعده هاي او از ساير مردان بيشتر است.ضمنا اين آقا،‌بعضي اوقات نيز اهل زخم زبان زدن، كنايه زدن و آزار دادن است وتندي وتيزي زبان او با آنكه همراه با شوخي و لبخند است ولي چون خنجر به قلب مي نشيند.حسادت صفتي است كه شما تقريبا هرگز در يك شوهر متولد شده در برج دو پيكر مشاهده نمي كنيد و اگر احيانا موردي پيدا شد كه آن فكر و حالت در او به وجود بيايد، فورا آن را با تمام قدرت از خود دور مي كند( مگر اينكه به هنگام تولد صور ديگر فلكي در وضعي باشند كه تاثير شديدي روي او گذاشته باشند) طبيعي است كه هيچ انساني را نمي توان يافت كه به كلي فاقد حس حسادت باشد، اما در متولد برج خرداد ميزانش بسيار كم مي باشد. در مورد عشق نيز به جنبه هاي جسماني و سكسي آن توجه زيادي ندارد. احساس او از آنچه كه مي بينيد ويا مي شنود، خيلي بيش از ديگران است و صورت فلكي ماه تولدش برابر صور فلكي ديگر به وي كمك مي كند تا به نكات باريك پي ببرد. عشق او چنان جنبه ملكوتي دارد كه انسان گاهي خيال مي كند اصلا به جنبه هاي جسماني و مادي آن به كلي بي توجه است، در حالي كه شما اگر انتظار نداريد كه عشقتان مرد غار نشيني باشد كه با چوب توي مغزتان بكوبد و بعد موهايتان را بگيرد و تا توي غار محل سكونتش روي زمين كشان كشان ببرد، او يكي از بهترين عشق هاي دنياست. متولد خرداد با عاشقانه ترين جملات و رويا انگيز ترين تخيلات از عشق خود با شما صحبت مي كند و قلب شما را با گواراترين لذت هاي شفاهي و شاعرانه لبريز مي سازد.به خاطر داشته باشيد كه سرد مزاجي مرد متولد خرداد وقتي از بين مي رود كه بتوانيد همان نوايي را كه در گوش او طنين انداز است، بشنويد و همان تخيلاتي را كه در سرش وجود دارد، درك كنيد. او مدتها قبل از آنكه بخواهد و يا بتواند عشق خود را از راه جسماني ظاهر سازد، نيازمند به آن است كه از نظر تخيلات و ايده آل ها ارضا شده باشد. شايد انجام اين كار غير مقدور به نظر برسد، ولي به هر صورت آن تنها راهي است كه قلب شما و قلب او را به هم وصل مي كند. ضمنا شما بايد به تكيه كلام معروف او توجه مخصوص داشته باشيد. اين تكيه كلام اين است: « اگر من عاشق تو بودم، مي توانستيم، يا اگر من عاشق بودم، ممكن بود» اينها جملاتي است كه شما ممكن است از دهان او به دفعات مختلف بشنويد. جملاتي كه گاهي اوقات خودش هم نمي تواند تمامشان كند. در اغلب اين موارد شما مي توانيد با خيال راحت اين اگرها را از ابتداي جملات او حذف كنيد زيرا در نود درصد مواقع منظور او از به كار بردن اين كلمه حالت نفي دادن به جمله نيست. او اين كار را بر حسب عادت و به عنوان يك اقدام غير عادي احتياطي انجام مي دهد. مرد متولد خرداد از شنيدن انتقاد از رفتار عاشقانه اش چنان بيزار است كه زندگي چند ساله اش را به اين خار بر هم مي زند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 19:10  توسط مهسا  | 

زن متولد ارديبهشت

زني كه طبيعت را دوست مي دارد، زني كه مادر سخت گيري است، زني كه همسري فداكار وكمك دهنده است، زني كه عاشق موسيقي و ساز و آواز است، زني كه روحي بزرگ و بلندپرواز دارد.اگر همسر شماست، بايد با او چگونه رفتار كنيد؟ اگر نامزدشماست، بايد دل او را چگونه به دست آوريد؟ اگر دوست شماست، روحيات و صفات او از چه قرار است؟ روزي با يكي از دوستانم كه دختر بسيار خوش مشرب و نويسنده اي است، صحبت مي كرد و او اظهار مي داشت كه مادرش بزرگترين قلب ها و روح بلند پروازي دارد.اين اظهار نظر او براي من كه مي دانستم مادرش در ارديبهشت به دنيا آمده است، كاملا عادي بود كما اينكه مي دانستم خودش چون متولد ماه حوت (اسفند) مي باشد، به باطن افراد بيش از ظاهر توجه مي كند. زن متولد ارديبهشت واقعا قلبي بزرگ و روحي بلند دارد ولو اينكه خيلي كوچك اندام باشد وقدش از يك متر و پنجاه سانتيمتر تجاوز نكند. و همين خصيصه است كه به وي امكان مي دهد در هر حالتي از عهده مشكلات احساسي زندگي خود بر بيايد و به هدفش برسد. زن متولد برج ثور از بسياري جهات نمك زندگي محسوب مي شود. او مخلوطي است از كليه خصوصياتي كه مردها در جستو خويش مي باشند وكمتر پيدايش مي كنند. البته گاهي ممكن است چنان از كوره در برود كه قوي ترين مردها رابه وحشت بيندازد و فراري دهد ( و يا لااقل وادار كند كه زير ميز پنهان بشود ) اما يك چنين حالتي هرگز بدون دليل به وي دست نمي دهد. معمولا اگر شما او را خيلي بيش از حد تحمل و اذيت نكنيد و يا سرنوشت يك دست ورق واقعا جور نشدني به دستش نداده باشد، بازي زندگي را خوب و با قدرت قابل تحسيني ادامه مي دهد. صفا و صداقت ذاتي اش با ريزه كاري هاي ظريف زنانه آميخته است.بسياري از زنان و دختران متولد اين ماه از نظر شهامت و اخلاق از بسياري از مردان جدي وخشن با همت تر مي باشند، اما در عين حال به قدرت جادويي زن بودن خود نيز آنقدر اطمينان و اعتماد دارد كه بگذارد اگر شما مايل هستيد آقاي خانه باشيد، و اما اگر شما از عهده اين كار برنيامديد، آن وقت خودش كنترلكارها را در دست مي گيرد و هيچ بعيد نيست كه اين كار را به شيوه اي كاملا مغاير با سيستم شما انجام دهد. او در زنگي خواهان يك مرد واقعي است و علت اين امر هم اين است كه مي داند خودش يك زن واقعي است و از اين بابت هم سخت احساس غرور مي كند. از نظر او زن بودن مفهومش عروسك پر زرق و برق بودن ، متظاهر به ضعيف بودن براي به دست آوردن خواسته هايش نمي باشد. خيلي طول نمي كشد كه شما پي مي بريد او داراي فكر و عقيده خاص خود مي باشد و آنقدر قدرت دارد كه براي رسيدن به هدفش عجز و لا به نكند. معمولا در يك زن متولد ارديبهشت آنقدر عزت نفس و تسلط به نفس وجود دارد كه بتواند به هر نوع خواسته و تمايلي لگام بزند و اتفاقا چقدر بهتر است كه او هميشه اين كار را هم بكند زيرا اگر يكي از والدينش متولد برج حمل ( فروردين ) و يا اسد (مرداد‌)باشند، در او قدرت نشان دادن خشونت و بر پا كردن آشوب براي رسيدن به هدف وجود خواهد داشت و اگر چنانچه به هنگام تولد تحت تاثير برج ( اسفند) ويا جوزا ( خرداد ) قرار گرفته باشد، يك چنين قابليت به مراتب بيشتري در وي مشاهده مي گردد، اما علي الاصول زن متولد برج ثور است خوددار و در اكثر قريب به اتفاق آرام و ساكت و از اين بابت خدا را شكر گزار بود زيرا عصبانيتش به راستي شديد و هم آور مي باشد .

مردها هميشه اين صفت او را كه اطرافيانش را همانطور كه هستند مورد قبول قرار مي دهد، مي ستايند. به هيچ صورتي دغلباز و ناپاك نيست و از اين دو نظر مي توان رويش حساب كرد. دوستان صميمي اش ممكن است افراد عجيب و خارق العاده اي از اجتماع باشند اما به هر حال اكثرا از كساني هستند كه به قول معروف سرشان به تنشان به مي ارزد. اگر با كسي كه مورد علاقه اش نمي باشد، برخوردي پيدا كند، هرگز براي پايمال كردنش قدم پيش نمي گذارد بلكه صرفا او را ناديده مي گيرند. زن متولد ارديبهشت مي تواند به طرزي چشمگير نسبت به دشمنانش بي تفاوتي از خود نشان بدهد در حالي كه نسبت به دوستانش وفاداري را به حد كمال مي رساند و در خوشي و ناخوشي ايشان را ترك نمي كند. عزم راسخ و پا بر جاي او در دوستي تقريبا نظير ندارد.

دوست متولد ارديبهشت ماه شما هيچ يك از اين كارها را غير معمول قلمداد نمي كند و هر كدام را به نحوي توجيه مي نمايد . تنها چيزي كه او را از شما انتظار دارد، اين است كه در مقابل دوستي صادقانه و اعتماد چشم بسته اش شما نيز مقابله به مثل كنيد و اگر چنين نكرديد، مانند قطعه ابري كه در معرض وزش باد تندي قرار گرفته باشد، بي سر و صدا به گوشه اي پناه مي برد و خود را از متن زندگي شما خارج مي سازد. نظير همين عكس العمل را به هنگامي كه ببيند دوستش توجه كافي به وي مبذول نمي دارد، از خود نشان مي دهد، اما اين حالت را شايد حمل بر حسادت او كرد. او به خوبي چشم چراني هاي شوهر را تحمل مي كند و بر خلاف زنان متولد برج حمل ( فروردين ) يا اسد ( مرداد‌ ) اگر شما در مقابلش از زن ديگري تعريف كنيد ، بر افروخته نمي شود، عصبانيت منهدم كننده او وقتي بروز مي كند كه شما به راستي پا از گليم خود فراتر گذاشته باشيد. اگر طرز رفتار شما با زنان ديگر در وراي حدي باشد كه او آن را مجاز مي شمارد، آن وقت واقعا حالت تهديد آميزي به خود مي گيرد. يك چنين حالتي ديگر ظاهر مي شود و او واقعا بايد در تنگنا قرار گرفته باشد تا عكس العمل شديدي از خود نشان بدهد. شما مي توانيد در يك ميهماني با خوشگل ترين زن ها گرم بگيريد، اما هميشه به خاطر داشته باشيد كه ميزان تحمل همسر متولد ارديبهشت ماهتان را بيش از حد متعارف مورد آزمايش قرار ندهيد. وقوف به اين حقيقت كه تحمل و گذشت او بر خلاف آنچه كه ظاهرا به نظر مي رسد، داراي حد و مرزي است، برايتان جنبه حياتي دارد. اگر شما هرگز عصبانيت او را نديده ايد، بهتر است هرگز آرزوي ديدنش را هم نكنيد.

مشهور است كه زن ها خيلي بيش از آنچه تابع عقل خود باشند، پايبند احساسات خويش هستند اما اين حرف به هيچ صورت مفهومش اين نيست كه يك زن متولد ارديبهشت عاقل و چيز فهم نمي باشد. او مي تواند يك زن هم صحبت و يك همدم بسيار خوب براي يك مرد باشد، اما شخصا عشق سينه چاك درگير شدن با موضوعاتي نظير مسائل علمي نيست. فارغ التحصيل شدن از دانشكده هاي متعدد اصلا جزو برنامه زندگي اش نمي باشد، داشتن يك اطلاعات را براي آنكه از قدر و منزلت معلومات داشتن برخوردار باشد، كافي مي داند. وقوف به علت هر چيز و درك انگيزه هم رويدادي برايش خيلي مهم محسوب مي گردد، با وجود اين دو كسي نيست كه ساعت ها وقتش را صرف مطالعه عقايد فلاسفه بكند و يا اينكه بگردد ببيند اختلاف ايدئولوژيست هاي بزرگ چيست. او يكي از طرفداران جدي فكرهاي عملي است بدون اينكه بخواهد در لابلاي تار و پودهاي يك فكر يا ايده دست و بالش بند بشود. پاهاي او محكم روي زمين قرار گرفته و او يك موجود عاقل و داناي خاكي است. كمتر اتفاق مي افتد كه زن متولد اين ماه آدم نا آرامي باشد، او پيوسه كوشش دارد تا جريان زندگي اش عادي و طبيعي به سير خود ادامه بدهد و از درگير شدن يا كشمكش ها و زد و بندها بيزار ست ( مگر اينكه به هنگام تولدش ماه در برج جوزا ( خرداد ) بوده باشد كه در اين صورت برخي اوقات دست به انجام كارهايي مي زند كه مفاير با تمايل ذاتي اش به زندگي آرام است) او به هيچ صورتي يك موجود احساساتي محسوب نمي گردد و ره اين دليل زندگي با او براي شما بسيار آسان است اما فراموش نكنيد كه يك هدف يا فكر وقتي نظر كامل او را به خود جلب مي كند كه به وي گفته شود اين كار برايش خوب است و يا اينكه همه اين كار را مي كنند. يك چنين نصايح او را كسل مي كند. براي ايجاد عكس العمل مناسب بايد وي را مطمئن ساخت كه از كار مورد نظر رضايت باطني پيدا خواهد كرد.

شما كمتر ممكن است زن متولد ارديبهشتي را ببينيد كه از ديدن چند گل مصنوعي در گلدان خوشش بيايد و از ديدن آن لذت ببرد. گل هاي او بايدحقيقي باشند و احساس واقعي و بويي خوش از آن ها به مشام برسد. تا جايي كه برايش امكان داشته باشد خانه را با گل هاي مختلف مي آرايد. هميشه عطرهاي خارجي و احيانا قديمي را بكار مي برد در حالي كه تعدادي از ايشان برعكس ، بوي طبيعي ، يك بدن كاملا شسته و كاملا تميز و هواي آزاد و بوهاي خوش طبيعي، مثلا بوي نان تازه اي كه در تنور پخته مي شود، آشكارا قابل رويت است . بوي چمني كه بعد از يك شب بارندگي زده شده است،او را سرشار از شادي و نشاط مي سازد. اين هشداري است به شما كه هميشه بعد از اصلاح عطر خوش بويي به كار ببريد و در خريد ادوكلن كمال دقت را مبذول داريد. همانقدر كه او به بوهاي خوش علاقه نشان مي دهد، از بوهاي ناخوش و بد متنفر است. او كسي نيست كه بتواند و يا بخواهد بوي بد را تحمل كند. پس هرگز به كارهاي معمولي و خانه داري وادارش نكنيد مگر اينكه خودتان پشت سرش بايستيد و مرتبا اسپري خوش بويي در آشپز خانه بزنيد.

احتمالا يكي از علل مسائل كوچك خانوادگي در منزلي كه خانم آن متولد ارديبهشت است، بوي آشپزخانه و طبخ غذا است. در مورد بوهاي خوب وبد علاقه او به طبيعت نقش عجيبي ايفا مي كند، در يك خانه روستايي بوي اصطبل، و يا در كنار دريا بوي ماهي هاي صيد شده شامه را به هيچ عنوان نمي آزارد زيرا اينها داراي بوهاي طبيعي هستند. با توجه به اين نكات شما خيلي راحت مي توانيد كاري كنيد كه او هميشه راضي باشد.

مشابه همين حساسيت را نسبت به رنگ ها نيز مي توان در او ديد و هر قدر رنگ ها غني تر باشند، بيشتر نظر او را جلب مي كنند و در اين ميان رنگ آبي اثر عجيب بر روي او دارد. اين رنگ اعم از اينكه آبي آسماني باشد يا آبي نيلي مي تواند به راحتي او را ازخود بيخود سازد. رنگ هاي صورتي و قرمز كمرنگ نيز بيش و كم همين اثر را روي او مي گذارند. پس وقتي مي خواهيد به ديدن يك دختر متولد ارديبهشت برويد، خيلي بهتر خواهد بود كه يك كراوات آبي بزنيد و يا پيراهن صورتي بپوشيد، اما مواظب باشيد كه اين دو را يك جا بكار نبريد؛ زيرا علاقه عجيب او به طبيعت موجب شده است كه حساسيت زيادي نسبت به هماهنگي بين رنگ هاي مختلف از خود نشان بدهد و اصلا مايل نيست كه دوستانش به صورت پرده قلمكار لباس بپوشند. از نظر غذا به طعم آن سخت اهميت مي دهد. اگر او را براي شام به رستوران مي بريد، محلي را انتخاب كنيد كه سر آشپز خوب و معروفي داشته باشد. رستوراني كه قبل از غذاسوپ لوبيا سرو كند، بدون شك نظر او را از شما بر مي گرداند. علاقه او به غذاهاي خوش طعم موجب مي شود كه علي الاصول آشپز قابلي باشد. احتمالا هيچ كس به اندازه زن متولد اين ماه نمي داند كه يك معده خالي را چگونه بايد پر كرد و از انجا كه معده يكي از دو كليد قلب مرد است، آشپزخانه بزرگترين حيله اي است كه زن متولد ارديبهشت آن را براي به دام انداختن مرد دلخوهش بكار مي برد.

مناظر زيباي طبيعي و موسيقي وي را مثل جادو زدگان به خود جذب مي كند و بيشتر زن هاي تولد يافته در دومين ماه سال يا شخصا سازي را مي نوازد و يا اينكه لااقل علاقه خاصي به ساز و آواز و هنر نشان مي دهند. بردن او به نمايشگاه هاي نقاشي و يا سالن هاي كنسرت در جلب نظرش فوق العاده مفيد است و به همين ترتيب در ماه عسل هيچ كجا به اندازه نقاطي كه بتواند خود را در دامان طبيعت ببيند، خوشحال نمي كند. او به راستي و با تمام وجود خود از عظمت طبيعت لذت مي برد. علاقه زن متولد ارديبهشت به طبيعت به قدري زياد است كه هيچ وقت نمي توان يكي از ايشان را يافت كه روزي روزگاري به ييلاق و ده پناه نبرده باشد و يا صميمانه عاشق اسب سواري و ماهيگيري نباشد.

دختر متولد برج ثور در ابراز عشق بسيار بي پرواست اما شيفتگي اش نسبت به طبيعت و اعتقاد به اينكه همه چيز همان طوري است كه ديده مي شود، اغلب موجب سردرگمي و گمراهي اش مي گردد. اگر مردي فقط به ظاهر چنان بود كه او مي خواهد، صميمانه دست هايش را به دور گردنش مي اندازد و عاشقش مي شود و شما اگر مي خواهيد دست هاي او را به دور گردن خود ببينيد، سعي كنيد دهانتان هرگز بوي سير ندهد، رنگ هايي را كه دوست ندارد، نپوشيد و به هنگام ملاقاتش صفحه اي را روي گرام بگذاريد كه موسيقي تند و خشني داشته باشد. از نظر احساسات فوق العاده حساس و پاكباز است و به هيچ صورتي نمي خواهد كه عشق شما نسبت به وي خدشه دار باشد زيرا يك عشق خدشه دار « طبيعي » و ملكوتي نيست.

در لباس پوشيدن پارچه هاي نرم و لطيف را ترجيح مي دهد و مدل لباس هايش را خيلي ساده اما با سليقه انتخاب مي كند و به اين دليل از طرفداران لباسهاي اسپرت است. لباسش بايد حتي المقدور راحت باشد و خيچ بعيد نيست كه سر چشمه يك چنين تمايلي همان عشق به طبيعت در خود احساس مي نمايد. اگر بر حسب اتفاق به هنگام تولد تحت تاثير برج دلو( بهمن ) قرار گرفته باشد، احتمال وجود دارد كه گاهگاهي پي لباس هاي فانتزي برود اما حتي در اين حالت نيز لباس هايي انتخاب مي كند كه به درد بخور باشند.هر قدر بيشتر او را بشناسيد، بيشتر به اين موضوع پي مي بريد كه او منبع نيرو و قدرت است. كمتر ممكن است از كسي توقع داشته باشد مگر در محدوده عشق و وفاداري، و اگر خواسته اش برآورده شد، صميمانه قدر شناسي مي كند. اطرافيانش عاشق صداقت و راستي او مي باشند. همنشيني با او مثل يك حمام گرم آرام بخش است و اتفاقا خودش هم عاشق استحمام است با آب گرم همراه با مقدار زيادي لوسيون، انواع روغن هاي زيبايي وصابون هاي خوش بو است. حمام منزل او هميشه شباهت به حمام افسانه اي كلئوپاترا دارد و به طوري كه آدم گاهي فكر مي كند وقتي او حمام مي گيرد، چند كنيز به رديف مي ايستند و هر كدام حوله، لباس، وسايل آرايش وديگر لوازم شخصي او را برايش آماده مي كنند.

به هنگام آشنايي با يك چنين زني خيلي زود متوجه مي شويد كه سخت مايل است احترامش مخصوصا در مجامع عمومي كاملا حفظ شود وشما با دانستن ماه تولد او بهتر است سخت مراقب اين موضوع باشيد. نكته ديگري كه لازم است به خاطر داشته باشيد، اين است كه او تمايل وافري به انجام آهسته و پيوسته كارها دارد. در نتيجه اگر دستپاچه اش كنيد و يا وادارش سازيد كه تعجيل به خرج بدهد، عصباني مي شود و اين كاري است كه حتي امتحان كردنش هم جايز نمي باشد. روش طبيعي او آهسته كاري است و تقريبا هرگز اتفاق نمي افتد كه از اين شيوه تخطي كند. اما اين امكان هم وجود دارد كه از روي عصبانيت گاهي سخت از خود شتابزدگي نشان دهد.

از نظر بچه داري و مادر بودن صبرش در تحمل ناملايمات و شيوه آهسته كاري اش موجب مي شود كه مادري مهربان، بردبار و تمام عيار باشد. او كودكان تازه به دنيا آمده را سخت دوست دارد و به آن ها عشق مي ورزد، اما هر قدر بچه ها بزرگتر مي شوند، رفتار او جدي تر و توقعاتش بيشتر مي گردد. مادري كه در ارديبهشت متولد شده باشد، وقتي ببيند كه بچه نوجوانش ديگر مانند سابق حرفش را گوش نمي كند و به فرمان هايش گردن نمي نهد،‌عصباني مي شود. او قادر به تحمل يك چنين رويدادي نيست. در يك چنين مواردي است كه گاهي عصبانيت منهدم كننده اش ظاهر مي گردد. او نسبت به تنبلي و مخصوصا در هم و برهمي كودكانش از خود عكس العمل شديد نشان مي دهد و به همين دليل هم بچه هاي يك چنين مادري از جمله بچه هاي نادري هستند كه پيوسته مواظب هستند اسباب و اثاثيه و اتاقشان مرتب و كارهايشان انجام شده باشد.عشق زن متولد اين ماه به زيبايي و هماهنگي رنگ ها و دكوراسيون اتاق ها ومنزل موجب مي شود كه پيوسته با آنچه كه بچه هاي نوجوانش در اتاق هاي خود انجام مي دهند و عكس ها و تصاويري كه به در و ديوار مي چسبانند، مخالف باشد. در خارج از كادر سليقه برخورد او با بچه هايش فوق العاده كم است،به طوري كه با گذشت ايام بچه ها به تدريج احساس مي كنند كه او خيلي پيش از آنكه معلم و دستور دهنده باشد، يك دوست صميمي و وفادار است. بچه هاي يك چنين زني بعد از آنكه از آب و گل در آمدند و خود صاحب خانه و زندگي شدند، بدون شك از مادر خو به عنوان يك زن فهميده و مهربان در دوران كودكي، و يك دوست صميمي و يك رنگ در دوران نوجواني و بزرگسالي نام مي برند.

زن متولد برج ثور لوس نيست و كمتر اتفاق مي افتد كه از چيزي شكايت داشته باشد. او زني است كه اگر اقتصاد خانواده اش مواجه با بحران موقتي اي شد، آرام و بدون اعتراض كاري براي خودش پيدا مي كند و به كمك شوهرش مي شتابد. در وجودش تنبلي نهفته نشده است و با آرام بودن شيوه زندگي و حركاتش، بسيار پشتكار دار است.او مي تواند مانند يك مرد از نردبان بالا برود و اتاق هاي منزلش را رنگ كند، اما توقع دارد كه بعد از آن روز را به آرامش بگذراندو راحت بخوابد. او با سر بلندي دوش به دوش شوهرش كار مي كند ولي كمتر اتفاق مي افتد كه بخواهد از شوهرش پيشي بگيرد و يا برتري احتمالي خود را بر او ثابت كند. بسياري از زنان متولد اين ماه صميمانه به شوهر خود كمك مي كنند تا به درس خود ادامه بدهد و تخصصي بگيرد و يا اينكه در صورت لزوم نامه ها و نوشته هاي او را در منزل ماشين مي نمايد. اما يادتان باشد كه به همان اندازه كه ياري دهنده است، خواهان دريافت ياري ديگران نيز مي باشد، اما از مردي كه اين كار را با ترحم انجام بدهد يا او را قادر به انجام كاري نداند، به شدت متنفر است، اصولا او از هر نوع ضعفي نفرت دارد.

قدرتش در تحمل درد و خونسردي اش در مواجه شدن با ناملايمات جنبه خارق العاده دارد و در اين مورد حتي از زنان متولد برج عقرب ( آبان) نيز جلوتر است.من روزي در بيمارستان زني را ديدم كه بنا تود جراحي خطرناكي روي او صورت بگيرد. خودش هم از خطر اين كار اطلاع داشت. وقتي پرستاران وارد اتاق شدند تا او را به اتاق عمل ببرند، شوهرش كه در كنارش نشسته تود، بي اختيار به گريه كردن افتاد و اين يك نمونه كامل از خونسردي خاص زني بود كه در ماه ارديبهشت به دنياآمده بود. او در لحظه اي كه برانكارش را به داخل اتاق عمل مي بردند، سرش را بلند كرد و به شوهرش گفت:« يادت نرود گلدان ها را آب بدهي». زن متولد ارديبهشت هرگز نمي گذارد كه احساساتش مانع از آن بشود كه واقعيات را ناديده بگيرد. مردي كه با زن متولد ارديبهشت ازدواج كند، مطمئنا زن ضعيف النفس و بيكاره اي را به خانه نمي برد. اين زن اگر چه انتظار دارد كه شوهرش نيازمندي او و خانواده را در حد معقول برآورده سازد و اسباب و اثاثيه منزلش به بهترين وجهي كه برايشان امكان دارد ، فراهم بشود ولي به هيچ صورت طالب ثروت هاي باد آورده نيست و دلش مي خواهد كه شوهرش به كمك او تدريجا به آرزوهاي مشترك خويش جامه عمل بپوشاند. او بسيار دور انديش است وبه هين دليل هم سعي وافر به عمل مي آورد تا با همكاران شوهرش و خانواده آن ها رفت وآمد و دوستي برقرار سازد و آن ها را به منزل خود دعوت مينمايد و با همسرانشان صميصي مي شود با حداكثر تضمين شغلي و تامين آينده را فراهم آورد.او مادري است كه اگر كودكش بيمار شود، شب هاي متوالي بر بالينش بيدار مي نشيند و از ته دل از خداي خود مي خواهد كه به بهبودي اش كمك كند. او معمولا آدم متدين و معتقدي است وبه اين دليل در مواقعي كه شوهرش با مشكلي روبرو مي شود، خوب مي تواند از نظر روحي و معنوي به كمكش بشتابد. در قلب زن متولد برج ثور هميشه مكاني براي پذيرا شدن درماندگان وجود دارد، مكاني كه در آن عشق و محبت به حد وفور يافت مي شود، مكاني كه هر توفان زده اي مي تواند به آن پناه ببرد. زن متولد ارديبهشت روح واقعا بزرگي دارد.

 

مرد متولد ارديبهشت

هيچ موجودي در دنيا به اندازه گربه و مرد متولد ارديبهشت در مقابل ناز ونوازش نرمش از خود نشان نمي دهد.در پدر بودن مردي است بي نظير و براي بچه هاي خود در يك دستش زر و در يك دستش شلاق است . واي به روزي كه برنجد ، واي اگر قهر كند.مرد مترلد ارديبهشت دير ناراحت مي شود واگر ناراحت بشود دنيا را به هم مي ريزد.او زني شوخ وشنگ ، ظريف وزنانه ، عاقل و سياستمدار، و مطيع و خانه دار را به سر حد پر ستش دوست دارد.لابد تصور مي كنيد كه يك مرد متولد برج ثور آدمي است آرام ، اهل عمل ،حساس و همانند صخره اي عظيم پابرجاست. اين تصور شما كاملا درست است و با حقيقت وفق مي دهد . شما به علاوه ممكن است متوجه اين نكته نيزشده باشيد كه آدمي است محتاط و مصمم ،ضمنا اصلا رويايي نيست واحكام قلبش بر مغزش حكومت نمي كند. يك مرد متولد ارديبهشت ممكن است براي انتخاب شما به عنوان يك همسر مدت ها وقت صرف نمايداو وقتي هم كه فهميد شما هماني هستيد كه مي خواهد ، وقتي تصميم گرفت كه شما را بدست بياورد ، آن وقت جوزاي عاشق پيشه هم در مقابلش لنگ مي اندازد، او حتي كاري مي كند كه اسد پر جنب و جوش و عقرب آتشي مزاج هم در مقابلش احساس حقارت بكنند. اين موجود آرام و مصمم و اهل عمل مي تواند هر روز صبح براي شما يك دسته گل سرخ فوق العاده زيبا بفرستد و اين كار را آنقدر ادامه بدهد و تا اينكه در مقابلش تسليم بشويد و حاضر به ازدواج با او بشويد . او حتي ممكن است يك شعر عاشقانه هم بگويد و يا يك قطعه شلعرانه هم بنويسد ولي از فرط كمرويي آن را بدون امضا برايتان ارسال نمايد.مرد ارديبهشت مي توايد يك عاشق بيقرار ، صميمي و حامي معشوق باشد . طبيعت شهواني اش او را نسبت به عطرهاي محركي كه بكار مي بريد ، نرمي موهايتان و يا لطافت پوست بدنتان سخت آسيب پذير مي سازد . او ممكن است نتواند اين احساس خود را با كلمات و جملات رايج عشاق بر زبان بياورد، اما به هر حال راهي براي القاي آن به شما پيدا مي كند. حساسيت او به نوازش خارق العاده است . وجود علائمي از وابستگي به زمين در مجمع الكواكب ثور موجب مي شود كه در زمينه هاي عشقي تناقضاتي در كارش ديده شود.يك ارديبهشتي دوست دارد شما را در يك پالتوي پوست قيمتي و زيبا ببيند. او ممكن است در يك روز بهاري از پير زني كه در خارج شهر گل بنفشه مي فروشد، يك دسته گل برايتان بخرد و چند برابر قيمت آن به وي پول بپردازد، فقط به اين علت كه شباهت زيادي بين او و مادرش ديده است ( اما اين را يقين داشته باشيد كه شما او را هرگز ياد مادر و خواهرش نمي اندازيد، مگر به هنگام حمايت از شما قرار بگيرد) موسيقي شديدا بر روح او باثير دارد و احساسات عاشقانه اي را بر مي انگيزد . او مسلما به آهنگ بخصوص، كه عشقش را در خاطرش زنده مي سازد، دلبستگي فراوان دارد، عشقي كه هيچ بعيد نيست خود شما باشيد.اگر شما مي خواهيد دلايل بيشتري از وجود عشق در اعماق روح او به دست بياوريد ، به هدايايي كه در روز تولدتان و يا روز عيد برايتان مي خرد و مقايسه آن را با امكاناتش توجه كنيد. چند بار ديده و شنيده ايد كه او اظهار تمايل كرده است با هم تنها باشيد ؟ زير نور مهتاب به گردش برويد ، و در خيابان هاي خلوت زير نور ستارگان به قدم زدن بپردازيد. وقتي يك ارديبهشتي نسبت به شما ابراز عشق مي كند، اين كار را واقعا و از صميم قلب انجام مي هد و منظورش به هيچ صورت چاپلوسي نيست . او شما را در هر فرصتي كه به دست بياورد، به رستوران دنجي كه با نور روشن شده و موسيقي آرامي داشته باشد، مي برد و هرگز اولين روزي كه با شما آشنا شده است را ازخاطر نمي برد. آيا باز هم دلايل بيشتري از حقيقي بودن عشق او مي خواهيد؟ مرد متولد ارديبهشت مثل يك دلو (بهمن) شديدا رويايي نيست ، او هرگز قاپ شما را نمي دزدد و هرگز مانند متولد برج حمل به شما وعده زندگي در قصر شاه پريان و خوابيدن بر روي بستري از گل هاي سرخ را نمي دهد. اما بر عكس اين امكان خيلي وجود دارد كه نامزدش كه به ديدنش آمده است، به سر ميز كارش ببرد و نقشه منزلي را كه در نظر دارد بسازد تا پس از ازدواج در آن ساكن بشود، به وي نشان بدهد و توضيح بدهد كه براي اين كار چقدر پول دارد و از چه امكانات عملي مي تواند استفاده كند.او احتمالا قبل از آنكه به فكر نامزدي بيفتد، مقداري از اسباب و اثاثيه خانه را تهيه كرده و پيش قسط خريد يك آپارتمان را هم داده است . او هميشه كارش از روي حساب است . وقتي شما را از خانه پدر و مادرتان بر مي دارد و به منزل خود مي برد ، بدون اينكه گفته باشد شمار را به يك قصر افسانه اي مي برد ، مي توانيد مطمئن باشيد كه فكر پرداخت اقساط آن را كرده است.او تقريبا هرگز به چيزي اعتراض نمي كند و از شما ايرادي نمي گيرد و ديري نميگذرد كه شما با ديدن خود در خانه اي كه مي توانيد هر كاري دلتان خواست در آن انجام بدهيد و احساس اطمينان از اينكه شوهرتان هميشه فكر همه چيز را مي كند، از خود مي پرسيد كه چرا قبل از ازدواج روياهاي طلايي زندگي در ابر ها را در سر داشته ايد ؟ و يا لااقل آنقدر كار منزل و مخصوصا رسيدگي به حساب و كتاب و دخل و خرج خواهيد داشت كه تقريبا مجالي پيدا نمي كنيد براي آرزو هاي طلا يي بر آورده نشده خود اشك حسرت بريزيد. اين است خصوصيت يك مرد متولد ارديبهشت براي زني كه روي خصوصيات خوب يك شوهرش تكيه مي كند و چقدر جاي تاسف خواهد بود اگر چنين نكند . يك مرد متولد ارديبهشت نقشه كارهاي فرداي خود را با كمال دقت و احتياط برنامه ريزي مي كند، او مثل سنجاب مقداري از آذوقه خود را براي زمستان ذخيره خواهد كرد.وسوسه ديگران و يا رويدادهاي ظاهري فريب هرگز نمي توانند او را از تعقيب هدفي كه براي خود تعيين كرده است ، منصرف سازد . با وجود يك چنين دورانديشي ، اگر وضع مالي اش اجازه بدهد، خيلي راحت تر از متولد ماههاي ديگر با رفتن زن و بچه اش به تعطيلات كنار دريا و يا سفرهاي تفريحي موافقت مي كند.

 

طبيعي است كه او نقاط ضعفي هم دارد . چه چيز و يا چه كسي را مي شناسيد كه بي عيب باشد؟ از يك نظر شما بايد هميشه سعي بر آن داشته باشيد كه زني باشيد با تمام ظرافت هاي زنانه . اگر شما نظريه قاطعي در سر داريد، سعي نكنيد آن را به زور پيش ببريد و يا راجع به قدرت فكري خود در مقابل ديگران با او به جدل بر نخيزيد . او در خلوت احترام خيلي زيادي براي يك زن هوشمند قائل است ( كه البته در اين حالت هم باز يك پله بالاتر را براي خود خالي نگاه مي دارد).وقتي در جمع هستيد و با او مي رقصيد، بگذاريد او « فرد برتر» باشد . وقتي در جمع دوستان و يا اقوام راجع به موضوعي ابراز عقيده مي كند، شما مانند يك ناظر بيطرف رفتار كنيد و از او حمايت نكنيد تا غوغا برپا شود. يكي از اين دو عكس العمل را از او خواهيد ديد: اگر او يك ارديبهشتي خالص باشد، كه اغلب هم همينطور است، همان جا كاري خواهد كرد كه واقعا موجب تعجبتان شود و حتي ممكن است بعد از مراجعت به منزل عملي از وي سر بزند كه اصلا انتظارش را نداشته باشيد و چه بسا كه براي اين كار صبر هم نمي كند به منزل برسد، اما اگر خيلي صاف و ساده نباشد ، آن وقت ممكن است اخم هايش را در هم بكشد و تمام شب را در گوشه اي بنشيند و ديگر با هيچكس صحبتي نكند و به اين كار خود با چنان حالت بدي ادامه بدهد كه آرزوي كنيد اي كاش زمين دهان باز كرد ه و شما را در خود فرو مي برد . رفتار او( بهتر است بگويم كناره گيري مطلق او از جمع) در اين گونه مواقع چنان خواهد بود كه شركت كنندگان در مجلس را هم ناراحت خواهد كرد . او خيلي راحت مي تواند عيش يك مجلس را از بين ببرد اما چه در مورد اول ، و چه در مورد دوم، هرگز به شما نمي گويد كه علت اين رفتارش چه بوده است. او صميمانه توقع دارد كه شما خودتان بدانيد چه بايد بكنيد ، او مي خواهد كه زن مورد علاقه اش در همه حال پشتيبان و حامي او باشد و برايش فداكاري كند.در مواقع خشم و رنجش طبيعي است كه شما سعي مي كنيد اوقات او را از بين ببريد اما سعي شما هر قدر هم زياد باشد ، تا او به انتهاي خط نرسد ، عملا بي فايده و بي ثمر خواهد بود. اين كار درست مثل جابجا كردن صخره جبل الطارق است. در حقيقت اگر شما سعي كنيد كه او را به حال عادي برگردانيد، متوجه مي شويد كه اي كاش اين كار را نمي كرديد و مي گذاشتيد كه اوقات تلخي اش سير عادي خود را طي مي كرد و به انتهاي خط مي رسيد، بيشتر سربه سرش بگذاريد و بيشتر اذيتش كنيد تا ناگهان از يك ثور آرام و متين موجودي خشمگين و منهدم كننده به وجود بيايد و چيز هايي را با فريادهاي رعد آسا بگويد كه تا سال ها هم بعد از به خاطر آوردنشان صورتتان از خجالت سرخ بشود. مرد متولد ارديبهشت هرگز از خانه اش قهر نميكند ولو اينكه شما او را به شدت عصباني كرده باشيد ، اما ممكن است رفتا شما طوري باشد كه او سعي كند حتي المقدور در خانه نباشد و يا بدتر اينكه ممكن است بدون اينكه از ظاهرش خيلي معلوم باشد، جسمش نزد شما باشد و روحش در جاي ديگري . به همين ترتيب قهر كردن شما هم نمي تواند كوچكترين تاثيري روي او بگذارد . اگر او دچار خشم شد و رنجش عميق پيدا كرد، شما مجبوريد تا زماني كه همسرش هستيد ، با او در يك منزل و زير يك سقف زندگي كنيد و روي يك تختواب كنار هم بخوابيد ، ولي هيچوقت مالك قلب و روح او نخواهيد شد. دخالت هاي مادر زن آخرين چيزي است كه اصلا قادر به تحملش نمي باشد. به احتمال زياد اولين قهر شما از منزل او، آخرينش هم مي باشد . يك بار كه اين تجربه صورت گرفت، هم خوتان وهم پدر و مادرتان مي فهمند كه با اين چاقو نمي توان سر گاوي را بريد.

مرد ارديبهشتي را كه زن بسيار تند خويي دارد راه حل بسيار جالبي برايش پيدا مي كند، حتي المقدور با او از خانه خارج نمي شود ، و در منزل هم كمتر راجع به موضوع جدي و مهمي با وي حرف مي زند. او چهار پنچم ساعات بيداري اش را در خارج از منزل مي گذارند. در اين مورد فشار غير قابل مقاومت زنش به جسم غير منقولي، يعني او ، برخورد كرده است . اين زن مي تواند هر جادلش مي خواهد برود و هر وقت دلش مي خواهد به منزل برگردد. وقتي از او پرسيدم كه آيا زنت را واقعا دوست داري ؟ جواب مثبت داد و گفت كه زندگي شان جريان عادي و طبيعي دارد، احترام يكديگر را نگاه مي داريم، اما تا زماني كه او نداند نسبت به من چه رفتاري بايد داشته باشد و تا زماني كه نتواند جلوي پرخاشگري را بگيرد و بالاخره تا وقتي كاملا درك نكند كه كي مرد است و كي زن ، وضع به همين منوال خواهد بود. يك چنين سرنوشتي در انتظار تمام زناني كه همسر مرد متولد ارديبهشت مي شوند ، نشسته است. واي به حال آن ها اگر در جمع به مرد خود توهين كنند ، مثلا در رستوران جلوي دوست و آشنا صورت غذا را از دست او بيرون بكشند و يا بالاي حرف او حرفي بزنند . در اين مورد شما نبايد يك ارديبهشتي را سرزنش كنيد. خلق خوي او به راستي با علامت برجي كه در آن به دنيا آمده تشابه دارد.او اگرچه با تمام قدرت از ازدواج خود مراقبت به عمل مي آورد و مانع از هم پاشيدن آن مي گردد ، ولي شما ممكن است خود را خيلي خوشبخت نبينيد، و اگر نمي خواهيد چنين باشد ، سر به سرش نگذاريد و با وي لجبازي نكنيد.

يك مرد ارديبهشتي اگر چه فوق العاده صبور است اما نمي خواهد كه حلقه اي به بيني اش انداخته شود، و به اين طرف و آن طرف كشيده شود ، اما اين حرف مفهومش اين نيست كه خواهان زني مي باشد كه خود را مثل كنه به او بچسبانيد. او خيلي مرد عمل است و بيش از آن خواهان آزادي است كه اجازه بدهد زني مثل گردن بند خودش را به او آويزان كند . او مي خواهد كه زنش موجودي سرشار از شادي و نشاط باشد . يك چنين زني او را هم به وجد مي آورد و توازني بين روح و جسمش ايجاد مي كند. او به تبسمي شيرين بسان عاشق شيدايي كه مشغول تماشاي معشوقه اش باشد، به چنين زني كه شادمانه وظريف به اين سو و آن سو مي رود و شادي به اطراف مي پراكند،نظاره مي كند. در اين حالت او بسان كسي است كه بچه گربه اي كوچك و دوست داشتني را كه با كلاف رنگارنگ پشم بازي كند و از حركات او خوشش مي آيد ، اما بچه گربه اي كه بايد خوب بداند وقتي نخ كشيده شد، وقت آن است كه كلاف را رها كند و به صداي ارباب خود گوش دهد.مسلما هيچ مردي مهربان تر ، صميمي تر و شكيبا تر از يك متولد برج ارديبهشت نيست به شرط آنكه مردانگي و احترامات او مورد تهديد قرار نگيرد. او در اين دنيا براي زني كه دوستش دارد هر كاري ممكن است بكند مگر اينكه روي پايش بيفتد. از متولد ارديبهشتي گاهي حركاتي سر مي زند كه انسان را به ياد دلقك هاي سيرك مي اندازد ، قلب بي رياي او جايي براي كينه توزي و دوز و كلك چيدن ندارد اما يادتان نرود كه دلقك سيرك بعد از اتمام برنامه ديگر دلقك نيست.براي آنكه ديگ بخار يك ارديبهشتي به جوش بيايد ، مدتي وقت لازم است، اما اين ديگ آنقدر بزرگ است كه وقتي به جوش آمد و تركيد، خرابي هاي جبران نا پذيري به بار مي آورد. همين حالت در مورد امور عشقي وي نيز صادق است . ممكن است مدتها با دختري رفت و آمد داشته باشد و كوچكترين ابراز عشقي به وي نكند، اما وقتي تصميمش را گرفت ، آن وقت ديگر مسلما هيچ چيز جلو دارش نخواهد بود. او حتي در اين حالت فراموش مي كند كه بايد معقول و محتاط باشد . يك ارديبهشتي واقعي وقتي هدفي را انتخاب كرد، نسبت به تمام خطرات احتمالي كه ممكن است سر راهش قرار بگيرند، بي اعتنا مي ماند. هر قدر دوستان واطرافيانش موانع كاري را بيشتر برايش توضيح بدهند، او در انجام دادنش مصمم تر مي گردد و اين دوستان واقعا اگر او را خوب بشناسند، خوب مي دانند كه تصميم او چه مفهوم دارد. طبيعي است كه يك چنين آدمي در معرض رويدادهاي ناگوار قرار دارد با اينكه سني از وي بگذرد و تجربيات بيشتري كسب كند، از سوي ديگر به راحتي براي كسي كه از موانع نمي هراسد، احتمال كسب موفقيت هم خيلي زياد است.

از نظر مالي وضع مالي متولد اين ماه معمولا عالي است . كمتر مرد متولد ارديبهشت را مي توان ديد كه براي روز هاي ديگرچيزي ننهاده باشد و اغلب ايشان كساني هستند كه از ثروت بهره كافي دارند. برخي از آن ها هم فكر اقتصادي قوي دارند و در كارهاي تجارتي موفقيت بسيار بدست مي آورد و به احتمال خيلي زياد عاشق طبيعت، فوتبال ماهيگيري هستند و اگر اين چنين نباشد ، به گلكاري ، درست كردن باغچه ها و مسافرت و پياده روي علاقمندي مي دهند . او مطالعه كتاب هاي مربوط به قهرمانان افسانه اي و بنيانگذاران امپراطوري هاي بزرگ را به كتب فلسفي ترجيح مي دهد. بيشتر متولدين اين ماه مجلات متعددي را مشترك هستند كه تعدادي از آن ها مربوط به كارهاي عملي مثل باغباني و غيره است و تعدادي هم از آن هايي است كه در هر صفحه چندين عكس سكسي دارند.او عاشق خريد كردن است ولي از فروشگاه هاي خلوت وشيك خوشش مي آيد نه از فروشگاه هاي چند طبقه كه در آنها مردم از سر و كول هم بالامي روند. مرد متولد ارديبهشت در هر كجا باشد، به اين اصل قديمي كه مرد، مرد است و زن ، زن، اعتقاد قلبي دارد. پس سعي نكنيد كه به بهانه اينكه آرايشگاه بوده ايد سر وته ناهار و يا شام را با يك غذاي حاضري و يك فيجان چاي و يك شيشه نوشابه به هم بياوريد. او مايل است غذايش به همان شيوه هاي سنتي در آشپزخانه پخته بشود و به سر سفره آورده شود ، درست به همان صورتي كه مادرش و مادر بزرگش اين كار را مي كرده اند . سعي كنيد كه دست پختتان تا حد امكان خوب و لذيذ باشد . تمايل به غذاهاي خوب مفهومش اين نيست كه از رفتن بيرون و صرف غذا در رستوران بدش مي آيد ، درست برعكس او شما را هفته اي يكي دو بار به رستوران مي برد زيرا به هيچ صورتي نمي خواهد كه زنش خيال كند آشپز اوست، اما در انتخاب رستوران مسلما جايي را انتخاب مي كند كه بتواند راحت روي صندلي اش نيمه دراز كشيده بنشيند و موسيقي ملا يمي در فضاي آن پخش بشود.

از نظر پدر بودن مردي است بي نظير، او فكر مي كند كه هر مردي بايد پسري داشته باشد تا نسلش حفظ بشود و اسم خانواده باقي بماند اما عاشق دختر بچه هاي كوچك و ظرافت و مهرباني هاي مخصوص ايشان است. او پدري است كه بدون تظاهر به بچه هايش عشق مي ورزد و گرمترين احساسات را نسبت به ايشان دارد . اما در عين حال اصول و مقرراتي را براي ايشان وضع مي نمايد كه با كمال دقت و وسواس برچگونگي اجرايشان نظارت مي كند. او معتقد است كه بچه هايش در عين حال كه بايد او را دوست و رفيق خو بدانند ، نبايد يادشان برود كه وي پدرشان است. او پدري صبور به شمار مي رود.اگر بچه هايش شاگرد اول نباشند، برايش مهم نيست، اما بايد در امتحان قبول بشوند. عقيده اش بر اين است كه بچه ها به تدريج بايد چيز ياد بگيرند و به حد رشد و كمال برسند . شما ممكن است از پول توي جيب زياد و هدايايي گران قيمتي كه اين كار موجب ضايع شدن بجه ها مي گردد ، اما هيچ دلواپس نباشيد زيرا بو به موقع خود ايشان را به درس خواندن و انجام تكاليفشان نيز وادار مي سازد و خلاصه روش چنان است كه دست تنبيه كننده و دست نوازش كننده هر دو از يك آستين بيرون مي آيند. خلاصه ، بچه هايي كه پدرشان در ماه ارديبهشت متولد شده باشد ، از محبت ها و نوازش هاي پدرانه چيزي كم و كسر نخواهند داشت اما لوس وبيكاره هم بار نمي آيند.

مرد متولد برج ثور از نظر همسري،شوهري است پر اغماض كه به راحتي از خطاهاي زنش چشم مي پوشد. او اگر برايش امكان داشته باشد، از ساختن يك خانه راحت، خريد لباس هاي زيبا، عطرهاي گران قيمت، مبل و اثاثيه خوب ( اما به درد بخور ) خودداري نمي كند. او به هيچ صورتي و در هيچ موردي از خود خساست به خرج نمي دهد، به علاوه عاشق چيزهاي زيبا است اما در تمام حالات حساب كار دستش است و نمي خواهد كه كلاه سرش برود.پشتكار يك چنين مردي واقعا تعجب آور و براي برخي ها باور نكردني است و به همان نسبت هم وقتي ساعت استراحتش فرا رسيد، مي خواهد كه اين استراحت كامل و همه جانبه باشد. پس مواظب باشيد كه وقتي خسته است، خودتان يا بچه ها مزاحمش نشويد زيرا در اين حالت خيلي سريع تر شر و بد خلق مي گردد. هرگز به جانش نق نزنيد كه آدمي تن پرور و تنبل است، اين كار درست مثل تكان دادن يك پارچه قرمز رنگ جلوي يك گاو نر است. او كارش را خوب و مستمر انجام مي دهد و هر گز لازم نمي بيند عجله اي به خرج بدهد. سرعت سنج او روي قسمت « آهسته و پيوسته » ثابت مانده است. تهييج و ترغيب او به درگير شدن با كارهايي كه لازمه اش شتابزدگي و شوك زياد است ، قطعا با شكست مواجه مي گردد. شايد به علت داشتن يك چنين خصوصياتي است كه بيشتر مايل است ميهمان به منزلش بيايد تا خودش به ميهماني برود، و در ضمن از نقاط شلوغ و پر سر وصدا هم بيزار است. دوستان قديمي و كساني را كه در زندگي داراي هدف ها و آرزوهاي مشخص هستند ، به منزل دعوت كنيدو ببينيد كه چطور رفتارش با ايشان صميمي و دوستانه خواهد بود و در مقابل با كساني كه به قول معروف چيزي بارشان نيست و سر به هوا و سبك سر هستند، مراوده و دوستي برقرار كنيد و ببينيد كه چطور خودش را از دور معاشرت خارج مي كند و تنهايتان مي گذارد. او با آدمهاي جلف و سبك سر و بي انضباط ميانه اي ندارد. يادتان باشد كه شلوار براي او مناسب تر از شما است، او مي خواهد زنش زنانه بپوشد و زنانه رفتار كند، سعي كنيد به مفهوم واقعي كلمه، زنش باشيد و آن وقت خواهيد ديد كه بهتر از او شوهري در دنيا پيدا نمي شود زيرا عملا هيچ يك از متولدين ماههاي ديگر نمي تواند زنش را چنين واقعي دوست داشته باشد.عشق مرد متولد ارديبهشت صادقانه، ساده، عميق و مخصوصا بي تظاهر است. به هيچ صورتي متظاهر نيست وظاهر و باطنش تا حد ناراحت كننده اي يكي است. در عشق بسيار پابرجاست و جاي مخصوص شما را در قلبش به كسي ديگر واگذار نمي كند، اما اين حرف مفهومش اين نيست كه جاهاي كوچك ديگري در قلبش براي ديگران وجود ندارد، جاهايي كه بعيد نيست موقتا در اختيار ديگران قرار بگيرند. اين صفت او را هميشه مقام مخصوص شما را در قلبش نگاه مي دارد، با دور انديشي مالي، صداقت و احساسات عميق و دست و دلبازي اش جمع كنيد و ببيينيد كه او به راستي مي تواند بهترين شوهرهاي دنيا باشد؟ او البته كله شق و لجباز است اما يادتان باشد كه صبر وتحمل بي نظيرش شاخه اي از همين يكدندگي اش مي باشد.وقتي خسته و كوفته و احيانا ناراحت، از سر كارش بر مي گردد، كنارش بنشيند و نوازشش كنيد و ببينيد كه چطور در مقابل اين كار شما صميمانه تشكر مي كند. در دنيا هيچ موجودي به اندازه يك گربه و يك مرد متولد برج ثور در مقابل نوازش از خود نرمش نشان نمي دهند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:20  توسط مهسا  | 

 

سلام دوستان میخوام یه داستان براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد.

وقتی برای اولین بار دیدش خیلی از قیافه جذابش خوشش اومده بودچون قبلش فقط تلفنی باهم حرف زده بودن بعداز اون روز برای اولین بار عاشق شد و حاضر بود همه کاری براش انجام بده اما نمیدونست که... لیلا سوم راهنمایی بود که با رضا آشنا شده بود یه دختر بچه شهرستانی ساده که حالا عاشق شده بود عاشق مردی که نمیدونست آخرش چی میشه.اون روزها لیلا خوابگاه میرفت اونجا تلفن بود اما چون خیلی شلوغ بود ترجیح میداد از بیرون به رضا زنگ بزنه وقتی که ظهر از مدرسه تعطیل میشد از باجه نزدیک مدرسه زنگ میزدو بارضا حرف میزد و از این بابت خیلی خوشحال بودشبها به یاد او میخوابید و روزها از این دل خوش بود که صدای او رابشنودآن سال هم گذشت و کم کم لیلا دوم دبیرستان رسید دیگه خوابگاه نمیرفت و از این خوشحال بود که میتونه با رضا بیشتر حرف بزنه رضا تهران کار میکرد و یک بوتیک لباس داشت و هربار که به دیدن لیلا میومد براش کادو میخرید معلوم بود که او هم لیلا را دوست داشته.یک روز که رضا از تهران اومده بود با لیلا قرار دیدار گذاشتن اما لیلا نمیدونست که این آخرین دیداره اوناهست.چند روز بعد از اون دیدار رضا زنگ زدوبعداز اینکه مدتی باهم حرف زدند رضا گفت عزیزم پیشاپیش تولدت را بهت تبریک میگم لیلا باتعجب پرسید: چرا الان میگی یک ماه دیگه تولدمه؟! رضاجواب داد: شاید تا اون موقه نشه که بهت بگم. لیلا بی توجه از حرف رضا با خداحافظی قطع کرداما نمیدونست که اون اخرین مکالمه ی آنها بود و از ان روز به بعد هم دیگه رضابهش زنگ نزدو خطه تلفنش را هم واگذار کرده بوددیگه لیلا ازش بی خبر بود.لیلا نگران بود و هر بار که دوست رضارامیدید ازش درباره رضا میپرسیدواو هم جواب درست نمیداد و میگفت که من هم از او بی خبرم نمیخواست که به لیلا بگه که چی شده.چند ماه گذشت لیلا دیگه به سیم آخر زده بود یک شب به دوست رضا زنگ زدو باعصبانیت ازش پرسید رضا کجاست؟اون گفت: اگه بهت بگم ناراحت نمیشی؟نه بگو.رضا داره بابا میشه لیلا خیلی جاخورد پرسید کی؟ چرا به من نگفت وبعد تلفن را قطع کرد.لیلا تاصبح گریه کرد نمیخواست باور کنه که چه بلایی سرش اومده اما واقعیت بود و او باید واقعیت را قبول میکرد.لیلا از این ناراحت نبود که چرا رضا بااوازدواج نکرده او از این دلگیر بود که چرا رضا به اون نگفته چرا بایداز یه غریبه اینو بشنوه خیلی دلگیرو ناراحت بود.یاد شبهایی بود که به یاد اون میخوابید یاد روزهایی که به امید حرف زدن با اون بیدار میشد یاد تلفنهایی که یواشکی از خونه بهش میزد لیلا تاالانم که 5سال از او قضیه میگذره ناراحته اون یه دختر بی ریاو ساده دلی بود که تنها دل خوشی زندگیش عشقش بود و این بدترین کار ممکنی بود که رضا میتونست بااو بکنه...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:15  توسط مهسا  | 

مظالب خواندنی...

در بانكوك مي توان باهر قيمتي يك زن خريد.
از 50بات كه معادل 2شيشه نوشابه است ،تا2000بات كه دختربچه هاي لاغر و ريز اندام تايلندي را به اجاره مي دهند و دلالان ؛زنانگي را مانند كالا به حراج مي گذارند.
در بانكوك و يا پاتايا و حتي پكت مي توان،با قدم زدن در كوچه پس كوچه ها،شاهد انواع و اقسام ؛شو س ك س ها،ديسكوهاو ترياها و خانه هاي باشيد كه با زن از توريست هاي سراسر دنيا پذيرايي مي كنند. توريست هاي كه اگر مايل باشند مي توانند با كمترين پول شب را در كنار دختربچه هاي 12-13ساله تايلندي به صبح برسانند.
دخترك 17ساله اي كه مقابل هتل بساط سوسك فروشي دارد،با شلوار جين كوتاه ،موهاي زرد و قرمز رنگ كرده كه با فكل هاي سفيد آن را بسته است.و صورت كاملا نقاشي شده عجيب و غريب و لب هاي كه با ماتيك پررنگ آلبالويي ،با حركت هاي تند و سريع از آغوش مرد اروپايي به آغوش مرد آسيايي مي رود و با همه دلبري هايش موفق نمي شود كه خود را هم قيمت يك پرس غذا كه مخلوطي از سوسك و كرم است به مرداني كه گوشه خيابان روي نيمكت ها نشسته اند ارزاني كند.

دخترك مقابل دوربين فيگور مي گيرد.و عكس مي اندازد.ته رنگ زردش زير رنگ ها پنهان نمي شود.به دوست مترجم من مي گويد:''اين شغل من است.من از ده سالگي كاركرده ام .هم غذا فروخته ام وهم اگر توريست ها بخواهند وقتم را با آنها مي گذرانم.كارت ويژه سلامت دارم و ماليات مي دهم.سيگار روشن مي كند و تند تند به سيگار پك مي زند.و با ديدن مرد كره اي كه به او اشاره مي كند،بساطش را به دختري ديگر مي سپارد و به دنبال او مي دود.

كوچه هيپي ها ،كوچه باريك و بلندي است پر از دخترها و پسرهاي هيپي كه موهاي خود را در خيابان مي بافند.در خيابان معامله مي كنند.در خيابان مي رقصند و جنس خريد و فروش مي كنند. در اين كوچه مشروب 60بات است و هيپي ها در كار معامله زنان با هم رقابت مي كنند .پسران زرد پوستي كه تن و بدن خود را خالكوبي كرده اندو به عنوان بادي گارد يا دلال در اين كوچه ها پلاس اند و دختران تايلندي قرمز پوشي كه وسط خيابان ايستاده اند و بي اعتنا به رقص اطراف خود مشتري ها را به خود و به محل اجاره زنان راهنمايي مي كنند.كاتالوگ و بوروشور و عكس هم جزءابزار تبليغاتي آنها به كار مي رود.

دختران قرمز پوش با آن آرايش هاي تند از گرفتن عكس استقبال مي كنند و از كار خود صحبت مي كنند؛ كاملا عادي و بدون هيچ خجالتي .دخترك مي گويد:''دولت مطابق با سال نو كشور براي ما تبريك مي فرستد و از شغل ما كه براي كشور درآمد ايجاد مي كنيم ،تشكر مي كند.اينجا خيلي از دختر ها معلمند يا پزشك يا كارمند و يا خواننده و فروشنده اند و ما هم اين شغل را داريم و اگر نه نمي توانيم شكم خودمان و خانواده امان را سير كنيم .او گران ترين قيمتي كه براي دختر بچه هاي تايلندي مي دهد 3000بات است .دختري كه 13سال دارد و حاضر است يك شب در كنار مرد بماند. شايد دردناك ترين صحنه ها،ديدن همين دختربچه هاي باشد كه بازار برده فروش هاي دوران هاي گذشته را امروز به شيوه اي مدرن در ذهن انسان تداعي مي كند. دختر بچه هاي كه براي لذت مردان و درآمدي مختصر،مي رقصند و شنيع ترين حركات را انجام مي دهند.

كوچه،پس كوچه هاي اين شهر شاهد زنان ديگري است كه از صبح تا شب،در هواي خفه كننده و شرجي بانكوك غذا مي فروشند. زنان فقيري كه آنها هم،آدرس محلات تفريح شبانه و ديسكو ها را مي دانند و مانند راهنما عمل مي كنند.''يا''زني است كه با وجود لاغري و سوءتغذيه اي كه در ظاهرش مشهود است مانند فرفره ظرف مي شويد،سبزي و كلم رنده مي كند.ادويه اضافه مي كند.مخلوط را مي كوبد.كمي حرارت مي دهد و چيزي به نام غذا در اختيار مشتري قرار مي دهد.

''يا''در يك آلونك زندگي مي كند و نان آور 4فرزندش است.همسرش فوت كرده و زندگي را به سختي مي گذراند.''يا''دوست دارد دخترش كه نتوانسته به دانشگاه دولتي راه يابد و نتوانسته در دانشگاه خصوصي درس بخواند''ماساژور''شود.ماساژ شغل ديگري است كه زنان تايلندي به آن مشغولند.

زن 30ساله اي كه اهل ''پوكت''است و در يك مركز مخصوص ماساژكار مي كند. مي گويد:''من مردهاي زيادي را مي شناسم كه براي ماساژ به بانكوك مي آيند.ماساژيك شغل سنتي است و ما از صبح تا شب كار مي كنيم .''او حاضر نيست در محل هاي كه از ماساژ به عنوان يك ابزار سكس استفاده مي كنند كار كند.اما هرروز تعداد زيادي از مشتريانش را مردها تشكيل مي دهند. او اجازه عكاسي به من نمي دهد.

در فروشگاه ''پلازا ''با مرد 50ساله موبور فرانسوي صحبت مي كنم كه هرسال دوهفته به تايلند مي آيد. او دندانپزشك است و همسر و 2فرزند دارد.عازم پاتاياست و تنها براي ديسكوهاي شبانه،شب نشيني ها و تفريحات به تايلند آمده است.دختر تايلندي كه در كنار اوست شبها در يك هتل آواز مي خواند.كارت بهداشت دارد و به زحمت وزنش به 45كيلو مي رسد.

ديدن مردهاي ايراني هم عادي است.هواپيماي تهران –بانكوك مملو از مرداني است كه اين كشور را براي تفريح انتخاب مي كنند.مرداني كه در طول سفر به همسران خود تلفن مي كنند.اظهار مي كنند كه دلشان براي دخترانشان تنگ شده است و وقتي مطلع مي شوند من روزنامه نگارم،همگي به اتفاق مي گويند كه براي تجارت و يا كار به تايلند آمده اند و يا اينكه در سفرهاي بعدي با همسرانشان خواهند آمد.مرداني كه در بازگشت از هيچكدام آنها آزمايش HIVبه عمل نمي آيد.و در مبادي ورودي باز،وارد كشور شده و در صورت بيماري اولين فردي را كه قرباني مي كند،همسرانشان است.
اما فصل مشترك همه روسپيان تايلندي فقر است و سرنوشت نهايي همه آنهانيز فقر و ايدز و اعتياد و الكل كه آنها را به هلاكت و نابودي مي كشد.

يك زن 30ساله حتي ديگر فرصتي براي ادامه همين مسير ندارد؛حتي به اندازه سيركردن شكمش.
دختران تايلندي ،كودكي را با فحشاء آغاز مي كنندو دلالان و مردان كاباره دار بيشترين سود را از اين تجارت كثيف انساني مي برند,
روي يگر سكه ،قاچاق دختر بچه هايتايلندي است كه در شبكه هاي قاچاق به سمت اروپا حمل مي شوند و باز اين شبكه ها معمولا به وسيله مرداني اداره مي شود كه زن را به شكل يك كالا و يا جنس مي بينند.
محله ''بت بويت رود''و يا اطراف ''نايت شاپينگ رودها''با كوچه هاي موازي ،باريك ،پرزرق و برق ،مشروب فروشي هاي كنار خيابان و دختران و پسران اروپايي حالت عادي ندارند.انواع و اقسام داروهاي محرك استفاده مي شود.دختران سرهايشان را داخل كوچه آرايش مي كنند و در دالان ها گم مي شوند.چند هيپي بايك مرد بر سر قيمت يك دختر زرد پوست ،كوتاه قد دعوا مي كنند.از همه مليت ها در اينجا آدم مي بيني .آدم هاي كه چانه مي زنند.مي گيرند،پس مي دهند.و در همين كوچه ها و بالاخانه ها شرافت زنان را معامله مي كنند.


در دانشگاه ''محي دول ''در سالايا دختر جواني كه براي فارغ التحصيلي اش با مجسمه ''سيترا''عكس مي گيرد،گفت وگو مي كنم. اوابتدا از زنان تحصلكرده و موفق تايلندي مي گويد.اما نفي نمي كند كه جمع زيادي از دختران كشورش مايه سرگرمي و تفريح توريست ها شده اند و تن به فحشاء داده اند.او كشورش را فاقد منابع درآمدزا و منابع زيرزميني مي داند ومعتقد است كه دولتمردان نتوانسته اند از دريا و زمين و سنگ هاي قيمتي به شكل درست و مكانيزه استفاده كنند و به همين دليل از فروش زنان و كار زنان به عنوان بالاترين منبع درآمد سود مي برند.و حتي ليدي-بري ها با تزريق هورمون و دارو خود را به شكل زنان در مي آورند تا بتوانندكاركنند. بسياري از زناني كه تن به خود فروشي مي دهند،بدون كارت بهداشت هستند وبه همين دليل آمار ايدز وحشتناك است و دختران آگاهي لازم جهت رعايت بهداشت را ندارندو براي اينكه ماليات ندهند،آمار خود را به دولت ارائه نمي كنند.چرا كه دولت از اين افراد ماليات مختصري مي گيرد.او مهم ترين مشكل را عدم رعايت بهداشت و نداشتن آگاهي از چگونگي انتقال ايدز در ميان اين افراد مي داند.
دختر فارغ التحصيل تايلندي مي گويد:''در كمال تاسف ،تمام تاكسي ها،مغازه داران ،ماساژورها،فروشنده ها،هتل ها ،همه وهمه آدرس اين محلات را بهتر از آدرس دانشگاهها و مراكز علمي كشور مي دانند.و براي معرفي چنين مكان هايي حتي پول دريافت مي كنند.''
او آمار ايدزرا قطعي نمي داند ولي معتقد است كه حتما بيش از يك ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز هستند و شما كه در اين كشور در كنفرانس مربوط به زنان شركت كرديد،بايد از مشاور پادشاه كه در افتتاحيه شركت كرد ،راجع به ايدز و فحشا ء و ترافيك زنان در كشورش سوال مي كرديد.
در تايلند با تمام اين مسائل و سقوط اخلاق در هر ساعت شب كه راه بروي و يا تاكسي بگيري كسي مزاحمت نمي شود و مي تواني تا نيمه هاي شب گزارش تهيه كني،عكس بگيري و بعد با خيال راحت يك تاكسي صدا كني و به هتل بروي.هر چند كه هميشه با سوالات متعددي در ارتباط با حجاب از من مي پرسيدند ومن مجبور مي شدم كه راجع به حجاب توضيح بدهم

روسپی‌گری ، تن‌فروشی یا هرزگی، آمیزش جنسی در قبال درآمد است. وضعیت قانونی تن‌فروشی در کشورهای متفاوت از مجازات مرگ تا کاری قانونی متغیر است.

کاربردهای فرهنگی به شکل نامحدودی متفاوت است، و استفاده از اصطلاح به‌عنوان واژه‌ای تحقیر آمیز فعالیت‌هایی را نشان می‌دهد که به شکل رسمی روسپی‌گری را در یک مضمون فرهنگی مطرح نمی‌کنند. این اصطلاح به شکل بی ربط برای نشان دادن کسی که درگیر فعالیت‌های جنسی غیرعادی است، مثل بی بند و باری جنسی یا روابط بیرون از ازدواج، به کار برده می‌شود.

تن‌فروشی گاهی اوقات «قدیمی‌ترین حرفه دنیا» شناخته می‌شود

 

تاریخچه [ویرایش]

معشوقه‌ها و فاحشه‌ها[نیازمند منبع] جزو اقشار فرهیخته در فرانسه قرن هجدهم محسوب می‌شدند. در حالیکه بسیاری از مردان آن زمان از سواد خواندن و نوشتن نیز محروم بودند، زن‌های فاحشه و معشوقه به دلیل همجواری با درباریان و اشراف‌زادگان، مجبور بودند علاوه بر فراگیری سواد خواندن و نوشتن، تحصیلات متفرقه‌ای نظیر ادبیات، تاریخ، شعر و فلسفه را فرا بگیرند. به همین دلیل آنها مجاز بودند در تمام کالجها و کتابخانه‌های سلطنتی حضور پیدا کنند.[نیازمند منبع]

خشونت در تن‌فروشی [ویرایش]

در بسیاری از موارد تن‌فروشان قربانی خشونت جسمی نیز می‌شوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار می‌گیرند و حتی به قتل می‌رسند. موارد خشونت علیه روسپی از سوی غیر مشتریان هم وجود دارد. مثلاً هدف از اعمال خشونت می‌تواند به‌چنگ‌آوردن پولی باشد که روسپی با خویش حمل می‌کند

 

اعتیاد و تن‌فروشی [ویرایش]

  • رابطه‌ای قوی میان «اعتیاد» و «تن‌فروشی» وجود دارد. در ایران در بیشتر موارد شریک زندگی این افراد و خودشان به مواد مخدر معتاد هستند. نیاز به تامین هر روزهٔ این مواد نیز بر فقر و نیاز مالی آنان می‌افزاید.
  • روسپیان برای تحمل افسردگی و شرایط سخت این کار اغلب به مواد مخدر و روان‌گردان پناه می‌برند.[۵]
  • اداره‌کنندگان روسپی‌خانه‌ها در اولین اقدام، افراد تازه و اصطلاحا دختران فراری را معتاد می‌کنند تا آنان را وابسته و مطیع سازند.[۶]

ایدز و تن‌فروشی [ویرایش]

اکثر مشتریان این زنان، تمایلی ندارند که از کاندوم استفاده کنند و در صورت اصرار زن برای استفاده از کاندوم، رقم دریافتی شان از مردان بسیار ناچیز خواهد بود پس اکثر آنان به سکس بدون کاندوم راضی می‌شوند.
توریست‌ها نیز، اگر خود مبتلا به ویروس ایدز نباشند بعد از همخوابگی با این زنان بخصوص اگر بدون استفاده از کاندوم باشد، سوغات شوم ویروس
اچ‌آی‌وی را به خانه‌هایشان خواهند برد. [۷]

قاچاق انسان برای سکس [ویرایش]

فعالان حقوق بشر گزارش می‌دهند که هزاران زن و دختر فقیر هر ساله پس از آن که با فریب و وعده‌های کاذب شغل و ازدواج، از روستاها به شهرها آورده می‌شوند، وادار به تن‌فروشی می‌گردند.

توجه بسیاری به سوی فروش انسان جلب شده‌است، که ارقام آن بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تخمین زده می‌شود؛ ۸۰ درصد این افراد زنان و دخترانی هستند که هر ساله در کشورهای مختلف به فروش می‌رسند و در بسیاری موارد به تن‌فروشی، یا همچون بردگان، به اشتغال در کارهای پست وادار می‌شوند.[۸]

اما این ارقام شامل قربانیانی نمی‌شود که در کشور خود به فروش می‌رسند – مشکلی که مدت‌هاست هند را فرا گرفته‌است، کشوری بزرگ و آن اندازه متنوع که قاچاقچیان بتوانند قربانیان خود را از محلی به محل دیگری ببرند؛ به محلی صدها کیلومتر دورتر، با زبانی دیگر و شانس ناچیزی که بتوانند به خانه خود بازگردند.[۹]

از قاچاق انسان برای سکس به عنوان برده‌داری نوین، برده‌داری جنسی و برده‌داری سفید نیز یاد می‌شود.[۱۰]

 

جنبه قانونی روسپیگری و انتقادات آن [ویرایش]

تندیسی در کشور هلند که به افتخار روسپیان جهان ساخته شده‌است. یک کلیسا در پشت تندیس دیده می‌شود. بر روی تندیس حک شده: «به کارگران جنسی سراسر جهان احترام بگذارید».

روسپیگری در بسیاری از کشورهای جهان یک حرفه قانونی است و از آن بطور قانونی محافظت شده، و برای حفاظت از افراد مشغول به این کار[۱۱] قوانین مفصلی وضع گردیده.[۱۲] جزئیات و حد آزادی این حرفه از مکان و کشور تا کشور دیگر متغیر است.

در کشورهای نیوزیلند، سوئیس، استرالیا، آرژانتین، بلژیک، برزیل، کانادا، اتریش، کاستاریکا، دانمارک، آلمان، ترکیه، ایتالیا، یونان، هلند، و کشورهای دیگر روسپیگری آزاد و تحت پوشش قوانین ویژه‌است.[۱۳] در انگلستان نیز روسپیگری آزاد است[نیازمند منبع]، اما تبلیغ آن در اماکن عمومی با قانون منافات دارد. در آمریکا ایالت نوادا تنها ایالت آمریکاست که روسپیگری در آن تا حد معینی آزاد است[۱۴]

انواع [ویرایش]

در روسپی‌گری خیابانی، روسپی در حالیکه در گوشه خیابان منتظر است یا قدم می‌زند، تقاضای مشتری می‌کند. روسپی‌خانه جایی است که به روسپی‌ها اختصاص داده می‌شود و گاهی در شهرهای بزرگ جزء جاهای ممنوع می‌باشد. در کشورهای آسیای شرقی در برخی از آرایشگاه‌ها و حمام‌ها خدمات جنسی به منظور گرفتن انعام ارائه می‌شود.

برخی از روسپیان که به صورت محترمانه اسکورت نیز خوانده می‌شوند، مردان جهانگردی که تنها هستند را در مراکز دیدنی و تفریحی همراهی می‌کنند و سایر کارها در محل اقامت مشتری یا در اتاق هتلش انجام می‌گیرد (که به آن Outcall می‌گویند) یا در محل اقامت مکان روسپی یا اتاق هتلی که توسط روسپی برای این کار اجاره شده (که Incall نام دارد) انجام می‌شود. این شکل روسپی‌گری معمولاً توسط موسسات اسکورت(اسکورت اَجنسی) انجام می‌شود. در آمریکا، موسسات اسکورت مداوما در اینترنت تبلیغات می‌کنند. خدمات اسکورت معمولاً (ولی نه همیشه) با رابطه جنسی همراه است.

در زمینه استفاده روسپی‌ها از اینترنت برای تبلیغات، یا مشتری‌هایی که برای به خدمت گرفتن روسپی تبلیغات می‌کنند، لیست بلندی از واژگان مخفف و کددار برای تشریح اینکه هر سرویسی چقدر هزینه دارد، یا اینکه چه خدماتی انجام می‌گیرد، بکار می‌رود.

برخی اسکورت‌ها ممکن است مستقل از موسسات کار کنند. ارتباط با مشتری‌ها معمولاً توسط تلفن انجام می‌شود و قرارها بدون حضور شخص سومی برگزار می‌شود.

در سیاحت جنسی، مسافران از کشورهای غنی به کشورهای فقیر تر مثل تایلند برای جستجوی سرویس‌های جنسی که در کشور خودشان وجود ندارد، یا گران تر است سفر می‌کنند. مقاصد سیاحت‌های جنسی دیگر برزیل، دریای کارائیب و کشورهای بلوک شرق پیشین هستند.

در روسیه و کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق بازار دختران را در هوای آزاد برگزار می‌کنند. یک روسپی در کنار جاده می‌ایستد و ماشین‌ها را به اصطلاحا tochka راهنمایی می‌کند که اغلب پارکینگ ماشین‌ها یا کوچه‌ها هستند و صف زنان در جلوی ماشین‌های منتظر رژه می‌روند. مشتری‌ها یک روسپی را انتخاب می‌کنند، و سوار ماشین می‌کند. این موقعیت زن را حتی برای مورد تجاوز قرار گرفتن هم آزاد می‌گذارد.

«دسته مارمولک‌ها» رویارویی عمومی موضوع روسپی‌گری خیابانی است

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:13  توسط مهسا  | 

زن متولد فروردين

دوشيزه هاي مريخي جذاب هستند و قدرتهاي ويژه اي دارند و بيش از همتاي مردشان در بدست آوردن دل ديگران موفق هستند . اين زنان حين ورود به يك اتاق ، با صراحت لهجه و صداقت جمع را مجذوب خود مي كنند . بعضي به آنها بدگمان مي شوند و برخي آنها را دوست دارند زنان مريخي را مي توان از رنگ لباس شناخت . آنها مثل ماشينهاي آتش نشاني  از سر تا پا قرمز مي پوشند .
بهتر است قبل از آنكه تصميم بگيرند بچه دار شوند ، شغلي براي خود انتخاب كنند تا جنب و جوش و تحرك داشته باشد و بتوانند از اين طريق شور و شوق هميشگي خود را ابراز كنند . در غير اينصورت پس از ازدواج احساس مي كنند محدود شده‏اند ( او در همه حال خواهان آزادي است ) و بحران از اينجا آغاز ميشود . او فمينيست سر سختي است و با چنگ و دندان با شوهرش مي جنگد . او زن خانه دار معمولي نيست و هيچ مردي نبايد تلاش كند از او زني خانه دار بسازد . دختر متولد اين برج بسيار مستقل است . او همانطور كه خود را به ديگران نشان مي دهد ، مرد مناسبي را براي ازدواج پيدا مي كند و ازدواج او از همه حيث تمام و كمال خواهد بود .
با اين كه فرزندانش تا زماني كه با او زندگي مي كنند ، او را محدود مي كنند ، ولي او مادر خوبي براي آنهاست و درست زماني كه آخرين بچه خانه را ترك كند، نهايت لذت را از زندگي خواهد برد . به كلاسهاي هنري ميرود و به فعاليتهاي هنري مي پردازد . از آنجا كه متولد اين نشانه در پي منافع خود است و به آزادي هاي زيادي مي دهد، پس دختران متولد اين برج نبايد در سنين پايين محدود شوند. او قبل از شناخت ديگري و علاقه به او ، اول بايد خود را بشناسد كه شايد سالهاي سال به طول انجامد . اگر در نوجواني و اوايل جواني گرفتار و محدود شود . شايد سي سال بعد تسليم طبيعت شتابزده خود شود و زندگي زناشويي اش در معرض خطر قرار گيرد.
اين زنان سرشار از شور و نشاط ، محبت و شگفتي هستند و مي خواهند نقش مهمي را در زندگي بازي كنند . علاقه آنها به ديگران از آنجا ناشي مي شود كه قوچ هستند و رياست طلبي آنها به اين علت است كه تحت سلطه مريخ‌ ـ سياره رياست طلبي ـ به سر مي برند .
دختر متولد فروردين اگر مرد مناسبي را پيدا كند ، وقت را تلف نمي كند ، پا پيش مي گذارد و حتي يك قدم هم به عقب نمي رود. او مثل همتاي مردش گاهي خوش شانس است و گاه نيز معشوق رويايي اش همچون خرگوش گريز پا با وضع نااميد كننده اي فرار مي كند . متولدين اين برج هميشه باريك بين و آگاه نيست و ممكن است با گزافه گويي ( لاف و گزاف) افراد حساس را فراري دهد . 
دختر فروردين در ظاهر سرزنده و زود رنج است اما در باطن بسيار كمال گراست و در يك روز واقعاً گرم بسيار احساساتي است اين دختر اگر بفهمد شريك او گرگي در لباس بره است ، قيافه غم انگيزي پيدا مي كند . او خيلي آسيب پذير است و سعي مي كند آن را پنهان كند .
نشانه هاي آبي و خاكي به امنيت خانوادگي نيازمندند اما زن مريخي بايد از كساني كه دوستشان دارد جدا باشد تا بتواند خود را بشناسد . او بايد در اجتماع باشد تا اجتماعي شود . اگر اين دختر زماني را به خودش اختصاص ندهد از روابط بيزار و متنفر مي شود، داد و هوار و گريه مي كند و زبانه آتش خشم او بيش از توده آتشي است كه در يك قوطي كبريت مي بينيد.
قوچ ماده تركه اي نيست اما خوش بنيه است .
باور نمي كنيد ؟ او را در نظر بگيريد .

مرد متولد فروردين

مردي است رك و راست ، تند و آتشين مزاج و پر حرارت، عاشق پيشه، حادثه جو، حسود، پرتوقع و رياست طلب كه دوست دارد رهبر و فرمانده باشد . آيا روح اين مرد و باطن مخفي او را مي شناسيد.

منجمين، مرد متولد اين برج را با جملات جالبي توصيف كرده اند. ( رعد وبرق، مشعل پرنده، منبع نيروهاي صادق و رك و راست)او براي زن مي تواند يك آن بسيار هيجان انگيز و گرم و ايده آل باشدو يك آن ديگر سرد و يخ و بي تفاوت وگريزان.اگر در جستجوي يك مرد سربراه ، هميشه يكنواخت، و صد درصد مطمئن و امن و امان هستيد، او را به همسري انتخاب نكنيد. اما اگر طالب فقط عشق و هيجان هستيد، او بهترين مرد دنياست.

او مي تواند مدتي شمارا غرق در شوق و حرارت بكند و بعد در يك لحظه مثل يك تكه يخ سرد و خاموش بشود. در لحظه اي كه در اوج هيجان است ، حرفي زنيد و يا كاري بكنيد كه مطابق ميلش نباشد ، آنگاه درست مثل چراغي كه كليدش زده بشود ، فورا خاموش مي شود. او با ملاحظه كاري و محافظه كاري ميانه خوبي ندارد . شجاع و با اعتماد به نفس است. هميشه جلوتر از ديگران مي تازد و حتي گاهي از امكانات خود نيز قدم فراتر مي گذارد . مرد متولد برج حمل يك موجود مملو از انرژي و عقايد سازنده است . باري بعضي اوقات كاركردن را او مي تواند مشكل باشد اما بدون شك بسيار مفيد است.او هرگز به گذشته فكر نمي كند، رفتار و قيافه ظاهري اش جوانتر از سنش به نظر مي رسد اگر چه از بسياري جهات خوش آيند است اما گاهي موجب مي شود كه نسبت به سنش قدري جوانتر جلوه كند و اين حالت تا وقتي كه پا به سن بگذارد، در وي باقي مي ماند. او با اين دست و آن دست كردن و ذره ذره جلو رفتن جدا مخالف است و پيوسته مايل است كه يك قدم از ديگران جلوتر بدود. او مي تواند منبع سخاوت و بخشندگي باشد و پول ، وقت، احساسات و امكاناتش را در بست در اختيار ديگران ، حتي كساني كه ايشان را خوب نمي شناسد، بگذارد ، ولي اگر خواسته اش برآورده نشود ، و يا با كساني كه دوست ندارد مواجه بشود، يا مجبور بشود با عده اي آدم منفي باف كار كند، به موجود ديوانه كننده اي بي پروا، بدون انعطاف ، خشن، يكدنده و متوقع تبديل خواهد شد.

وقتي عاشق مي شود ، گويي يك شيرين و فرهاد جديد به دنيا آمده است. او چنان غرق اوهام عاشقانه مي گردد كه گويي در تمام كره زمين فقط او معشو قه اش حق زندگي دارد. او در نهاد خود ايمان دارد كه عشقش تنها عشق حقيقي است كه از بدو پيدايش به وجود آمده است. اگر اين عشق بشكند ، با تمام نيرو و با استفاده از كليه امكانات سعي مي كند قطعات آن را برچيند و دوباره به هم پيوند دهد تا شايد آب رفته دوباره به جوي برگردد، و اگر بار اول موفق نشد، دوباره كوشش به خرج مي دهد. مرد متولد برج قوچ در عشق خود واقعا پا بر جاست مگر اينكه طرفش متولد طرفش متولد برج عقرب آبان باشد. او نسبت به امور عاطفي و احساسي چنان ايده آل است كه در هر عشقي ميخواهد مولف يك كتاب عاشقانه باشد و در يك كتاب پرشور عاشقانه رفتاري متعادل و ميانه وجود ندارد ، هر چه هست شوريدگي و ديوانگي است.در برخورد با معشوقه اگر چه به طور كلي آدم آرامي است، اما اين آرامش نبايد شما را خام كند، مخصوصا اگر در دهه اول اين ماه به دنيا آمده باشد او زياد حرف نمي زند ، خيلي تظاهر نمي كند و شايد حتي نتواند مرد عاشق پيشه اي جلوه كند اما اگر مي توانستيد به داخل قلب و مغزش رسوخ كنيد ، با كمال تعجب مي ديديد كه روي توده اي آتش ريخته شده است. او در هر كاري مخصوصا كار عشق بدون شك يكي از جدي ترين ، صميمي ترين و خشن ترين افراد روزگار است.به احتمال قوي هيچ يك از متولدين برج دوازده گانه سال به اندازه متولد برج فروردين نمي توانند در عشق پابرجا باشند. صداقت او مانع از گمراهي شما مي گردد و طبيعت ايده آل او عشق را هميشه شكوفا وآتشين نگاه مي دارد . اما امان از روزي كه كتاب عشق براي او يكنواخت نشود و طوفان آرام بگيرد ، او به سهولت با سرد شدن آتش عشق به جستجوي يك شيرين دوم، سوم، چهارم و حتي هزارم مي رود. از آنجا كه در كار عشق ، مثل بقيه امور زندگي ، پاكباز و صادق و هيجان پرست است ، اگر عكس العمل معشوقه چنانكه بايد و شايد گرم و طوفاني نباشد و اين توهم را در وي به وجود بياورد كه بر غم كوشش هايي كه به خرج مي دهد ، نمي تواند به مقصود خود كه بر خورداري كامل از يك عشق است برسد، در عرض مدت كوتاهي تغيير عقيده مي دهد و مرغ دلش به بام ديگر پر مي كشد.

در زندگي زنا شوئي پايبند اصولي است كه اگر ناديده گرفته بشوند، مانند خوره جانش را مي خورد ، او گاهي به راستي ميل ندارد زنش را دائما در حال آرا يش كردن ، رنگ كردن مو ببيند. او را هرگز به حريم اتاقي كه مخصوص آرايش ونظافت است راه ندهيد. اگر شوهر يك زني متولد فروردين ماه بود ، بايد جدا مواظب باشد كارهايي از قبيل گذاشتن پاها به روي ميز و جويدن آدامس به هنگام تماشاي تلويزيون ، و ساير حركات جلف وسبك انجام ندهد. او را به جزئيات زندگي كاملا خصوصي خود مثل دعواي با مادرتان ، يا گذاشتن پماد به روي زخم روي كمرتان و از قبيل مسائل شخصي آشنا نكنيد. وقتي او منزل مي آيد، دلش مي خواهد زنش را شاد و خندان با بوي عطري كه دوست دارد ، ببيند. مبادا جمله و كلمه اي دل آزار حواله او بدهيد. زيرا برايش ديوانه كننده خواهد بود . اگر متوجه بشود كه اين ميل و خواسته اش هيچ احساسي را در همسرش برنمي انگيزد ، در چنين مواردي ابتدا سخت دل شكسته ميشود ، بعد دستخوش عصبانيت مي گردد و آن وقت به جستجوي زن ديگري مي پردازد كه همانند خودش در نشان دادن احساساتش صادق باشد . از نظر او اين كار به هيچ وجه خيانت محسوب نمي شود. او خود را گناهكار نمي داند ، از نظر او زن بي احساس اوست كه خيانت كرده است، او خيال مي كرد كه زنش موجودي است دوست داشتني و گرم و صميمي در حالي كه اكنون مي بيند تمام افكارش پوچ و بيهوده از آب در آمده است. او به طور طبيعي قادر به تحمل زن شلخته ، بي احساس ، كم هوش، بد لباس و نامرتب نيست و در مقابل اين ناملايمات شديدا از خود عكس العمل نشان مي دهد . در مقابل اگر زن يك چنين مردي به خواسته اش توجه كند، مي تواند مطمئن باشد كه او با بزرگواري تمام زن هاي ديگر را در دنيا ناديده مي گيرد . قلب متولد فروردين ماه فقط يك اتاق براي يك زن دارد ( مگر اينكه والدينش هر دو متولد ماه جوزا «خرداد» باشند.) او خيلي قبل از آنكه به همسرش خيانت كند، از او فاصله مي گيرد و از وي دلسرد مي گردد و قبل از اتفاق اين واقعه به شكلهاي مختلف به مبارزه براي نجات عشق خود مي پردازد. متولد برج حمل از زن خجول، ملالت آور، و منفي باف متنفر است. زنش بايد او را متقاعد بكند كه از همه بهتر و برتر است و اگر توانست اين فكر را در او به وجود بياورد، مي تواند به وفاداري اش ايمان پيدا كند ، اين كاري است كه آزمايشش براي هر زني كه شوهرش متولد فروردين است ، بسيار جالب و دل انگيز خواهد بود. او در عين حال كه ايده آل است، به حقايق نيز توجه شديد دارد، از اقرار به اشتباه شديدا متنفر است و يا اينكه هرگز نمي تواند ببيند كه عشقش رو به خاموشي مي رود ولي از آنجائي كه در تصميم هاي خود خيلي پابرجاست ، براي همسرش اين امكان وجود ندارد كه بتواند آب رفته را به جوي برگرداند. براي اين كار اوانتخاب نمايد. اگر قبلا كمتر به خواسته هاي او توجه شده است ، برگرداندن او از نيمه راه فرار از منزل محتاح كوشش فراوان است و زن بايد در اين حالت به اين نكته توجه كند كه شوهر متولد فروردين از پنجه افكندن لذت فراوان مي برد، او تشنه رقابت ، كشمكش و نبرد است، پي در اين بارزن بايد از تمام امكانات و ريزه كاري هاي زنانه خود استفاده كند تا از نبرد پيروز و موفق از آب در آيد . در يك چنين كشاكشي اسلحه اي كه اصلا نمي تواند موثر واقع شود، سعي در جلب او از راه سكس است ، اما همين آدمي كه درمقابل اسلحه سكس مطلقا از خود مصونيت و قدرت نشان مي دهد، واجد من الوجوه نبايد از تحريك حس حسادتش استفاده بشود. يك كلمه و يا حتي يك نگاه گرم شما به مرد ديگري مي تواند او را هميشه از شما سرد كند( ولو اينكه جسمش به علل مختلف در خانه باقي بماند) او مي خواهد كه در هر مورد جلوتر و بر تر از ديگران باشد و اين حالت شامل حال قلب شما نيز مي گردد . متولد برج فروردين داراي حس مالكيت و حسادت فوق العاده شديدي است . در اين مورد فقط متولدين ماه اسد ( مرداد ) عمس العمل شديدتري از خود نشان مي دهند و شايد به همين دليل هم باشد كه از تا از كسي صد درصد اطمينان نداشته باشد، عاشقش نخواهد شد. زن يك مرد متولد فروردين بايد به اين حقيقت گردن بگذارد كه گرم گرفتن شوهرش با زنان ديگر مجاز و بدون تزوير وريا است و او اين كار را حق مسلم خود ميداند در حالي كه زنش را به شدت از آن منع مي كند. اگر اين شخص متولد ده روز اول فروردين باشد، زنش را به يك پا سنگ مي بندد و متوقع است كه او بايد بدون اعتراض همانجابماند و اين زن اگرمي خواهد كه شوهرش واقعا از آن او باشد و هرگز به وي خيانت نكند و لحظه اي از فكر او غافل نباشد ، نه تنها نيايد حتي يك انگشتش را از دايره اي كه به اطرافش كشيده شده است ، بيرون بگذارد بلكه حتي بايد مواظب حركات چشم هايش نيز باشد كه مبادا به روي يك مرد نگاه يا خنده معصومانه كند.

يك مرد متولد فروردين ماه طبيعتا داراي حس ياغي گري است .. او عشق وافري به طرد واضعين و مجريان قوانين دارد و ايمان دارد كه خودش از هر موجود ديگري بهتر و بيشتر مي توانيد جوانب موضوعات مختلف را در نظر گرفته و به كنه آنها پي ببرد. البته هيچ استبعادي وجود ندارد كه واقعا هم همينطور باشد ، اما طبيعي است كه قبولش براي ديگران آسان نيست. آز آنجا كه او عادت دارد مستقيما به قلب مشكلات حمله كند و در اين كار بدون هيچ نوع عادت دارد مستقيما به قلب مشكلات حمله كند و در اين كار بدون هيچ نوع مقدمه اي با شتابزدگي قدم پيش بگذارد ، احتمال بسيار است كه در زندگي به دفعات زمين بخورد و با ناكامي مواجه بشود و از آنجا كه هميشه مي خواهد رهبر باشد و از دنباله روي وحشت دارد، بالطبع قدرتمند ترها بارها به وي مي آموزند كه نمي تواند يكه تاز ميدان باشد، و در اين حالات است كه آغوش همسرش تنها پناهگاهش مي شود و سعي مي كند در جوار او غرور جريحه دار شده اش را التيام ببخشد، و اين جاست كه همسرش پي مي برد در وراي اين اعتماد به نفس عجيب، و اين حالت تجاوزكارانه، نقطه ضعفي در نهاد او وجود دارد كه عبارتست از اينكه او ترجيح مي دهد بميرد ولي به ضعف و شكست اعتراف نكند، زني كه بتواند در يك چنين مواقعي با ملاطفت و ملا يمت و نثار عشق خود او را ياري دهد، تا شكست مزبور را جبران يا فراموش كند، مي تواند يقين داشته باشد كه قلب شوهرش را براي هميشه در اختيار خواهد داشت. در اين گونه مواقع به هيچ صورتي حق را به جانب دشمن او ندهيد. او هميشه خواهان آن است كه همسرش صادقانه و از صميم قلب او را محق بداند.

در طبيعت متولد فروردين ريا و تزوير به وديعه گذاشته نشده است و به اين ترتيب وقتي از كسي رنجيده ، آثار ملال و رنجش در او خيلي زود معلوم ميشود. در چنين وضعي رفتار گرم و صميمانه و نحوه گفتار و برخوردش آشكارا عوض مي شودو اين حالت معمولا با تذكر صريح رنجشي كه پيدا كرده است، به نقطه اختمام خود مي رسد . در مقابل بايد جوش وخروش ها و حتي پرخاشجويي هاي ناگهاني او را كمتر جدي گرفت زيرا مفهومشان قطع رابطه دوستي نيست و يك آتشفشان زود گذر است . به اين ترتيب از قهر و بي اعتنايي او بايد خيلي بيش از داد و فريادش ترسيد.متولد اولين ماه سال حيله گري و نقشه كشي ودوز و كلك را نمي پسندد. او آدمي است رك و راست و اين حالت را چه در امور تجاري و كار و در عشق و احساسات آشكارا ميتوان در وجودش ديد وشناخت. او وقتي هدفي را در نظر گرقت چه در مسائل مادي و اجتماعي و اداري و چه در عرصه عشق و عاطفه يك دقيقه را هم نمي خواهد تلف كند. مثلا اگر پي برد كه عاشق است، فورا قدم پيش ميگذارد ، اما در اين مورد بايد به وي امكان داده شود كه خودش به اين امر واقف بشود، نه اينكه در تنگنا گذاشته شده ، كه خيال كند عاشق شده است.در زندگي خانواده متولد ماه فروردين به همان سماجتي كه سعي دارد هميشه در راس و قبل از همه باشد ، در عذر خواهي پس از بگو مگو ها نيز قبل از طرف مقابلش قدم پيش مي گذارد و به همين ترتيب اولين نفري است كه در صورت لزوم از همسر آزرده خاطر خود پوزش ميطلبد. او به هنگامم بيماري و يا ناراحتي شانه به شانه همسرش مي ايستد. ار بذل جان ومال به هيچ صورت دريغ نميورزد و از انواع مكاتباتي كه برايش وجود داشته باشد، استفاده مي كند تا زنش غمهاي خود را فراموش كند.براي متولد ماه فروردين هيچ چيز به اندازه همسرش در اين دنيا ارزشمند نيست( البته همسري كه از نظر او دلخواه باشد) با وجود اين وقتي موضوعي فكرش را مشغول مي دارد و به مسئله اي بغرنج مي انديشد ، هر گز ميل ندارد كه كسي مزاحمش بشود و يا به كمكش برود . شما اگر شوهرتان متولد اولين ماه سال است، فقط و فقط وقتي به كمكش برويد كه از شما مدد بخواهد . يادتان باشد شما همسرش هستيد اما بايد هميشه يكي دو قدم خودتان را از او عقب تر نگاه داريد.يك چنين مردي مي خواهد كه زنش در عين حال هم يك زن به تمام معني باشد و هم يك همسر، او مي خواهد كه شما بتوانيد در مواقع مختلف بطور مستقل دست به اقدامات لازم بزنيد، اما در عين حال فراموش نكنيد كه مايل است به او وابسته باشيد، از و حمايت بخواهيد و حس برتري طلبي و رهبري او را ارضاكنيد. اگر شما به نحوي اين حس او را جريحه دار كنيد، ممكن است با سخت ترين عكس العمل ها مواجه شويد و او بدترين كلمات را به شما مي گويد ، در حالي كه واقعا منظورش به هيچ وجه حرف هايي كه مي زند نيست و لحظه اي پس از فروكش كردن جوش وخروشش انتظاري دارد كه شما درست مثل خودش فورا جريان را خاتمه يافته تلقي كنيد. مرد متولد برج حمل مي خواهد كه عملا بزرگ و رهبر خانواده باشد . از شنيدن ايراد چنان بيزار است كه ممكن ناگهان روي همه چيز خط بطلان بكشيد . او به علت علاقه واقعي كه به زن و همسرش دارد، به زحمت مي تواند بودجه خانواده را تا آخر برج متعادل نگاه دارد ، اما شما يادتان باشد كه اگر شوهرتان متولد فروردين است، هرگز از او نخواهيد خرج خانه را به دست شما بسپرد. اگر او در جائي كارمند بشود، به احتمال قوي شغلش را خيلي زودتغيير مي دهد و اين تغيير ادامه پيدا مي كند تا سر انجام در جايي خودش رئيس خودش بشود ، اما در تمام اين مدت تا پاي جان مي كوشد كه خانواده اش دچار مضيقه مالي نشود . متولد برج قوچ براي كودكان تازه به دنيا آمده اش يك مو جود خيال انگيز است . اما بعدها ، وقتي بچه هايش هفت هشت ساله شدند ، كوشش مي كند تا آنها را به پيروي از خود وادارد و نيازمند به استقلال مي باشند و او نبايد همه الگوهاي زندگي خود را به آنها تحميل كند . پدر بودن يكي از نقش هاي زندگي است كه او سخت به آن علاقمند است. اما در عين حال ممكن است نسبت به بچه هايش نوعي حسادت خاص نيز نشان بدهد اگر فقط احساس كند كه بچه ها براي مادرشان بيش از او ارزش قائلند ، گرفتار حسادت مي شود، و خيلي زود و سريع يك حالت بي تفاوتي نسبت به آن پيدا مي كند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 14:35  توسط مهسا  | 

فحشا، چين را به زانو درآورد

 



همين‌ چند شماره‌ پيش‌ بود كه‌ مطلبي‌ را با عنوان‌ «تجارت‌ آسان‌، تجارت‌ سكس‌»برايتان‌ نوشتيم‌; اين‌ كه‌ چگونه‌ دول‌ غربي‌ و در راس‌ آنان‌ صهيونيست‌ها جوامع‌ غربي‌ را به‌ سوي‌ فحشا سوق‌ مي‌دهند.پس‌ از چاپ‌ اين‌ مطلب‌ نامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ دست‌ ما رسيد مبني‌ بر اين‌ كه‌ اين‌ مطلب‌ ذهن‌ جوانان‌ كشور را روشن‌ كرده‌ و...در اولين‌ نامه‌اي‌ كه‌ در اين‌ خصوص‌ داشتيم‌، آمده‌ بود كه‌ به‌ كشورهاي‌ جنوب‌ شرق‌ آسيا هم‌ اشاره‌اي‌ داشته‌ باشيد; چرا كه‌ هر ساله‌ توريست‌هاي‌ زيادي‌ از دنياي‌ غرب‌، تعطيلات‌ خود را در كشورهايي‌ نظير تايلند كه‌ به‌ «مركز فساد دنيا»شهرت‌ دارد، همچنين‌ هنگ‌ كنگ‌، سنگاپور و...مي‌گذرانند.
اين‌ شد كه‌ تصميم‌ گرفتيم‌ مطلبي‌ نيز در اين‌ راستا بنويسيم‌...

از قطب‌ دنيا انتظار نمي‌رود

«فساد در تايلند، سنگاپور و ديگر كشورهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ آسيا را مي‌توان‌ قبول‌ كرد، اما در جمهوري‌ خلق‌ چين‌، نه‌...»اين‌ جمله‌اي‌ است‌ از سوي‌ يكي‌ از اساتيد جامعه‌شناسي‌ دانشگاه‌ پكن‌ به‌ نام‌ «جياسيو كوان‌»وي‌ در ادامه‌ مي‌گويد:«ما يكي‌ از قطب‌هاي‌ جهان‌ هستيم‌ و به‌همراه‌ كره‌ شمالي‌ تنها كشورهاي‌ كمونيست‌ در دنيا(كوبا در ظاهر كمونيست‌ است‌)به‌ شمار مي‌آييم‌...»
جمهوري‌ خلق‌ چين‌ با مساحتي‌ نزديك‌ به‌ ۹ ميليون‌ و سيصد هزار كيلومتر مربع‌ و به‌ عنوان‌ پرجمعيت‌ترين‌ كشورهاي‌ جهان‌، با جمعيتي‌ بالغ‌ بر يك‌ ميليارد و ششصد و پنجاه‌ هزار نفر، يكي‌ از قطب‌هاي‌ سياسي‌ دنيا، با قدرت‌ نظامي‌ و هسته‌اي‌ بالا، سد راهي‌ براي‌ دول‌ غربي‌ مي‌باشد; چرا كه‌ اكنون‌ سياستمداران‌ چين‌ طي‌ سالها حكومت‌ كمونيستي‌ توانسته‌اند تا حدي‌ اقتصاد كشورشان‌ را سرپا نگه‌ دارند.
آيا توليد حداقل‌ يك‌ ميليارد نان‌ در روز، كار آساني‌ است‌؟ به‌ طور حتم‌ نه‌، اما اين‌ كاري‌ است‌ كه‌ در چين‌ روزانه‌ انجام‌ مي‌گيرد و از لحاظ فرهنگي‌ نيز، در چين‌ همچنان‌ مجازات‌ پخش‌ كنندگان‌ فيلم‌هاي‌ مبتذل‌، اعدام‌ است‌ و سياستمداران‌ چيني‌ در صدد بدترين‌ برخوردها با اين‌ گونه‌ معضلات‌ اجتماعي‌ هستند، اما حال‌ غرض‌ از نوشتن‌ اين‌ مطالب‌ چيست‌؟

نام‌ من‌ «زون‌»است‌

به‌ تازگي‌ در كشور پهناور و پرجمعيت‌ چين‌ دامنه‌ فحشا به‌ قدري‌ وسيع‌ شده‌ است‌ كه‌ حتي‌ افراد تحصيل‌كرده‌ نيز به‌ آن‌ رو آورده‌اند.
«زون‌»دخترك‌ لاغر اندام‌ ۲۳ ساله‌اي‌ از ايالت‌ «سي‌چوآن‌»چين‌ است‌.او اولين‌ عضو خانواده‌اش‌ مي‌باشد كه‌ وارد كالج‌ شده‌ است‌.«سارا شيفر»خبرنگار «نيوزويك‌»در شماره‌ ۱۳ اكتبر اين‌ مجله‌ مي‌نويسد:«او پس‌ از اتمام‌ كالج‌ موفق‌ شد به‌ معتبرترين‌ دانشگاه‌ چين‌ در جنوب‌ اين‌ كشور، يعني‌ «ووهان‌»وارد شود و همين‌ امر باعث‌ شد تا وي‌ بتواند خانواده‌اش‌ را نيز از فقر نجات‌ دهد.پدر «زون‌»صاحب‌ يك‌ كسب‌ و كار بسيار كوچك‌ و جمع‌وجور بود، از اين‌ رو ، «زون‌»در «ووهان‌»مجبور بود براي‌ تامين‌ مخارج‌ خود كار كند، ولي‌ دستمزد او به‌ سختي‌ كفاف‌ زندگي‌اش‌ را مي‌داد...تا اين‌ كه‌ مدير و صاحب‌ يك‌ هتل‌ محلي‌، او را ديد و به‌ او پيشنهاد كاري‌ را داد كه‌ ده‌ برابر كار پيشخدمتي‌ در رستوران‌ برايش‌ درآمد داشت‌; كاري‌ كه‌ خسته‌ كننده‌ نبود و در روز تنها ۲، ۳ ساعت‌ وقت‌ او را مي‌گرفت‌ و او را از تنهايي‌ نيز در مي‌آورد اما آن‌ كار چه‌ بود؟
زون‌ كه‌ دوست‌ ندارد نام‌ خانوادگي‌اش‌ فاش‌ شود، مي‌گويد:«بدنم‌ را فروختم‌; چون‌ چاره‌اي‌ نداشتم‌»
پس‌ از مدتي‌ «زون‌»شماره‌ يك‌ محل‌ كارش‌ شد و مردان‌ پولدار دوست‌ داشتند كه‌ اين‌ شماره‌ يك‌ را در قبال‌ مبالغ‌ گراني‌ به‌ دست‌ آورند.زون‌ مي‌گويد:«همه‌ مجبورند با مشكلات‌ زندگي‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كنند و زندگي‌ خود را بگذرانند، من‌ هم‌ سعي‌ كردم‌ احساسات‌ منفي‌ را از خودم‌ دور كنم‌ و روي‌ اين‌ كه‌ حالا دارم‌ چه‌ كار مي‌كنم‌، تمركز كنم‌.مي‌دانيد كه‌ اين‌ روزها، كاري‌ برايمان‌ نيست‌ و اوضاع‌ اقتصادي‌ چين‌، به‌ خصوص‌ پس‌ از ورود بيماري‌ «سارس‌»به‌ اين‌ كشور خراب‌ شده‌ و بيشتر شركت‌ها ورشكسته‌ شدند و زنان‌ بي‌كار زيادي‌ را به‌ جامعه‌ معرفي‌ كردند...»
«زون‌»كه‌ به‌ زودي‌ دانشجوي‌ ارشد دانشگاه‌ اقتصاد در «ژانگ‌نن‌»خواهد شد، در ادامه‌ مي‌گويد:«حالا من‌ قادرم‌ براي‌ خانواده‌ام‌ بر اساس‌ درآمدم‌، به‌ طور مرتب‌ پول‌ بفرستم‌، اما جرات‌ نمي‌كنم‌ خيلي‌ زياد برايشان‌ بفرستم‌; چرا كه‌ مشكوك‌ مي‌شوند و مي‌پرسند كه‌ من‌ اين‌ همه‌ پول‌ را از كجا آورده‌ام‌...»

تجارت‌ ممنوع‌ است‌

در شهرهاي‌ مختلف‌ چين‌ پهناور، به‌ تازگي‌ فحشا بسيار دامنه‌دار شده‌ است‌ و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حزب‌ كمونيست‌ در دهه‌ ۱۹۵۰ به‌ طور كلي‌ روي‌ تجارت‌ از طريق‌ سكس‌، خط بطان‌ كشيد، تا جايي‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ جاسوساني‌ در محله‌هاي‌ مختلف‌ بر سر كار گذاشته‌ شدند تا از ورود و خروج‌ زياد مردان‌، صاحبان‌ منازل‌ را به‌ قوادي‌ دستگير و به‌ اشد مجازات‌ يعني‌ اعدام‌، محكوم‌ كنند و هنوز هم‌ دولت‌مردان‌ اين‌ كشور مي‌گويند:«سكس‌ ممنوع‌»آنها در طول‌ ۳۰ سال‌ توانستند به‌ خوبي‌ سكس‌ و فحشا را مهار كنند، اما در اواخر دهه‌ ۸۰ ميلادي‌ اين‌ مسئله‌ دوباره‌ رونق‌ گرفت‌.در آن‌ دهه‌، چين‌ دچار رفرم‌ يا به‌ اصطلاح‌ تغيير ساختار اجتماعي‌ شد و تقسيم‌ سرمايه‌داري‌ را به‌ عنوان‌ الگوي‌ خود برگزيد.

چرا اين‌ طور شد؟

«جياسيو كوان‌»استاد دانشگاه‌ مي‌گويد:«واقعا چه‌ بلايي‌ سرمان‌ آمده‌؟ اگر بخوايم‌ ژاپن‌ را مثال‌ بزنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ آنها تحت‌ سلطه‌ امريكا هستند، تايلند هم‌ كه‌ با سياست‌ دولتش‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ اين‌ كشور از آن‌ لحاظ كه‌ چيزي‌ براي‌ عرضه‌ ندارد، مي‌تواند از اين‌ راه‌ درآمدزايي‌ كرده‌ و ارز وارد كشور كند.همين‌ طور سنگاپور، مالزي‌، كامبوج‌، ميانمار و...
اما ما چه‌؟ ما كه‌ تا همين‌ ۶ سال‌ پيش‌ با قلدري‌، هنگ‌ كنگ‌ را از انگليس‌ گرفتيم‌ و امريكا را تهديد كرديم‌ تا ناوگان‌هاي‌ خود را از آبهاي‌ چين‌ دور كند، حالا به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ايم‌ كه‌ آنها با استفاده‌ از فرهنگ‌ غربي‌شان‌ در صدد ضربه‌ زدن‌ به‌ ما هستند و به‌ نظر من‌ موفق‌ هم‌ شده‌اند.همان‌طور كه‌ آنان‌ چندي‌ پيش‌ با بيماري‌ ساختگي‌ «سارس‌»نيز به‌ اقتصاد ما ضربه‌ زدند، آنها مي‌خواهند چين‌ را نابود كنند».
و اين‌ تمام‌ ماجرا نيست‌; چرا كه‌ توريست‌هايي‌ كه‌ به‌ چين‌ سفر مي‌كنند، اولين‌ چيزي‌ كه‌ به‌ چشمشان‌ مي‌خورد، فساد و فحشا در قشرهاي‌ مختلف‌ جامعه‌ است‌.تا جايي‌ كه‌ طبق‌ آخرين‌ آمار در اين‌ كشور ۱۰ ميليون‌ زن‌ فاسد زندگي‌ مي‌كنند و همه‌شان‌ هم‌ تحصيل‌ كرده‌ نيستند، اما شاگردان‌ كالج‌ها و آنها كه‌ تازه‌ فارغ‌ التحصيل‌ شده‌اند، با الگو قرار دادن‌ دنياي‌ غرب‌ به‌ اين‌ امر بسيار مشتاقند و حتي‌ تعداد زيادي‌ از دختران‌ جوان‌ براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ پول‌، شهرهاي‌ كوچك‌ را به‌ قصد شهرهاي‌ بزرگ‌ ترك‌ مي‌كنند; زيرا معتقدند در آن‌ شهرها خرج‌ زندگي‌ بالاست‌، اما در عوض‌ زندگي‌، لوكس‌ و شيك‌ است‌.
اما چرا اين‌ طور است‌؟ «كوان‌»مي‌گويد:«بسياري‌ از اين‌ دخترها، از طرف‌ خانواده‌هايشان‌ حمايت‌ نمي‌شوند.والدين‌ آنها در واقع‌ از آنها هم‌ محتاج‌ترند.پس‌ دخترها براي‌ پرداخت‌ مخارج‌ تحصيل‌ و اقامت‌ در شهرها دست‌ به‌ چنين‌ كارهايي‌ مي‌زنند.آنها ابتدا به‌ سراغ‌ همكلاسي‌هايشان‌ مي‌روند، اما پسرهاي‌ دانشگاه‌ هم‌ نمي‌توانند مخارج‌ بالاي‌ آنها را بپردازند.دخترها دنبال‌ كساني‌ هستند كه‌ آنها را به‌ ميزهاي‌ شام‌ آنچناني‌ در «ديسكو»هاي‌ وسوسه‌انگيز دعوت‌ كنند و برايشان‌ لباس‌هاي‌ گرانقيمت‌ بخرند و پايان‌ هفته‌ را با هم‌ سر كنند و...براي‌ بسياري‌ از اين‌ زنان‌ جوان‌، اين‌ كار فرار از زندگي‌ ملامت‌آور خسته‌ كننده‌اي‌ است‌ كه‌ والدينشان‌ داشته‌ و دارند; والديني‌ كه‌ در كارخانه‌ها، زمين‌هاي‌ كشاورزي‌ و يا كارگاههاي‌ كوچك‌ براي‌ يك‌ لقمه‌ نان‌ جان‌ مي‌كنند.
«لي‌ يين‌ هه‌»يكي‌ از محققان‌ معروف‌ مي‌باشد كه‌ پيرامون‌ مسائل‌ جنسي‌ بسيار كار كرده‌ است‌.او مي‌گويد:«اين‌ روزها تقاضا براي‌ دختر دانشجو و اساسا دخترهاي‌ تحصيل‌كرده‌ بسيار بالاست‌»
اما فحشا براي‌ حزب‌ كمونيست‌ چين‌ اندكي‌ معضل‌آميز شده‌ است‌.در گذشته‌ اين‌ طور تبليغ‌ مي‌شد كه‌ اين‌ دولت‌ بيماري‌هاي‌ اجتماعي‌ را مهار كرده‌ است‌، به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ امروز دولت‌ مركزي‌ به‌ شدت‌ خود را به‌ ناداني‌ مي‌زند.اين‌ مسئله‌ حتي‌ با وجود بيماري‌هاي‌ مقاربتي‌ و خطرناكي‌ همچون‌ ايدز در ميان‌ افراد، رشد زيادي‌ را نشان‌ مي‌دهد و سلامت‌ اين‌ كشور پرجمعيت‌ را به‌ خطر انداخته‌ است‌.
اخيرا يك‌ روزنامه‌ محلي‌ گزارش‌ داده‌ است‌ كه‌:«حدود ۸ درصد از شاگردان‌ دختر كالج‌ها در ووهان‌، براي‌ پول‌، خود را مي‌فروشند...»
در پي‌ انتشار اين‌ مطلب‌ حكومت‌ پكن‌، اين‌ روزنامه‌ را تحت‌ فشار قرار داد و مدير نشريه‌ مجبور به‌ اخراج‌ «چن‌جي‌رن‌»(نويسنده‌ آن‌)مقاله‌ شد.
هنوز اندكي‌ از چاپ‌ آن‌ خبر نگذشته‌ بود كه‌ مقامات‌ رسمي‌ «ووهان‌»تابلوهايي‌ در جلوي‌ كالج‌ها نصب‌ كردند و دانشجويان‌ را از داشتن‌ روابط نامشروع‌ با كارگران‌ آن‌ شهر به‌ دلايل‌ بهداشتي‌ برحذر داشتند.
گفتني‌ است‌ در «ووهان‌»خيابان‌ «بار استريت‌»مكاني‌ براي‌ تجارت‌ است‌ و هنوز هم‌ مردان‌ پولدار در آنجا به‌ دنبال‌ دانشجويان‌ زيبا مي‌روند.
«ونگ‌ فنگ‌»دانشجوي‌ دانشگاه‌ «ووهان‌»كه‌ شغل‌ تابستاني‌اش‌ سرد كردن‌ نوشيدني‌ در يك‌ كافه‌ نزديك‌ محل‌ تحصيل‌ خود، مي‌گويد:«وقتي‌ شما اين‌ مردهاي‌ جوان‌ پولدار را مي‌بينيد، اساسا وسوسه‌ مي‌شويد»
ونگ‌ فنگ‌ اذعان‌ مي‌دارد كه‌ اين‌ مردها از هيچ‌ دختر زيبايي‌ نمي‌گذرند و حتي‌ به‌ ياد مي‌آورد كه‌ چه‌ طور به‌ خودش‌ پيشنهادهاي‌ وسوسه‌انگيز داده‌اند، اما او مقاومت‌ كرده‌ است‌.فنگ‌ مي‌گويد:«زندگي‌ همشاگردي‌هايم‌ خيلي‌ سخت‌ است‌.برخي‌ از آن‌ها متعلق‌ به‌ خانواده‌هايي‌ هستند كه‌ تنها ماهي‌ ۳۰۰ يوآن‌; يعني‌ چيزي‌ كمتر از ۴۰ دلار در آمد دارند».
با اين‌ همه‌ بايد اعتراف‌ كرد كه‌ فقر آنها عامل‌ فحشا نيست‌.«تاكه‌ كي‌»دختري‌ ۲۴ ساله‌ و متولد «ووهان‌»است‌ كه‌ پس‌ از سه‌ سال‌ تحصيل‌ در دانشگاه‌ مديريت‌ اقتصاد از آنجا اخراج‌ شد و علت‌ اين‌ امر تنها اين‌ بود كه‌ او مي‌ديد دخترهاي‌ همسن‌ و سالش‌ هزاران‌ دلار در آمد داشتند، و معتقد بود:«زندگي‌ كوتاه‌ است‌ و بايد از آن‌ لذت‌ برد.نه‌ تنها دخترهاي‌ خانواده‌هاي‌ فقير، بلكه‌ دخترهاي‌ خانواده‌هاي‌ پولدار هم‌ اين‌ كارها را انجام‌ مي‌دهند; چرا كه‌ هيچ‌كس‌ از پول‌ بدش‌ نمي‌آيد، هيچ‌كس‌ هم‌ ناراحت‌ نمي‌شود، از اين‌ كه‌ پول‌ بيشتري‌ به‌ دست‌ آورد».
او در يك‌ داروخانه‌، لوازم‌ آرايشي‌ مي‌فروشد، اما چند شب‌ در هفته‌ هم‌ يواشكي‌ ممكن‌ است‌ در لابي‌ هتل‌هاي‌ ۵ ستاره‌ شهر معتبر «ووهان‌»با تجار پولدار همصحبت‌ شود...
هم‌ اكنون‌ دولت‌ چين‌ بر سر يك‌ دوراهي‌ قرار گرفته‌ است‌، اگر فحشا را آزاد كند، تمام‌ وجهه‌ سوسياليستي‌اش‌ زير سوال‌ مي‌رود و همچنين‌ ايدز و امراض‌ ديگر مقاربتي‌ جامعه‌ را به‌ ورطه‌ خطرناكي‌ خواهند كشاند.
«ليو دالين‌»پرفسور دانشگاه‌ شانگهاي‌ مي‌گويد:«اين‌ يك‌ انتخاب‌ دشوار است‌، انتخابي‌ كه‌ روبه‌روي‌ آن‌ تعداد بيشماري‌ زن‌ جوان‌ چيني‌ قرار دارند».

اما آگاهان‌ سياسي‌ چه‌ مي‌گويند؟

آنها بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ دول‌ غربي‌ و در راس‌ آنان‌ امريكا مي‌خواهد با رواج‌ فساد اخلاقي‌ در چين‌، اين‌ كشور را از لحاظ سياسي‌ زير سوال‌ ببرند و تا حدي‌ هم‌ موفق‌ شده‌اند، شما چه‌ فكر مي‌كنيد؟
r

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 16:36  توسط مهسا  | 

اسراردعاو انگشتر شرف الشمس

این دعا(شرف الشمس) در روز 19 فروردین هر سال برای برآورده شدن حاجات نوشته می شود،از طلوع تا غروب آفتاب فرصت دارید دعا را بنویسید و در زیر آن حاجاتتان را بیان كنید و در قرآن قرار دهید. انشاء الله حوائجتان برآورده خواهد شد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُم اِنّی اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِكَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه‍ِی كالكَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمكَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی



 

از سنگ شرف الشمس برای : چشم زخم ، گشایش امور ،برآورده شدن آرزوها ،افزایش رزق و روزی استفاده می گردد.

نقش شرف شمس که اسم اعظم الهی می باشد

این نقش 13 حرف دارد 4 حرف از تورات 4 حرف از انجیل و 5 حرف از قرآن کریم می باشد

که هر کس این را نقش کند و همراه نگه دارد از خطرات زمین و آسمان و آفات چسمی و روحی محافظت از حیوانات موزی و هوام ( مار و گزندگان و ...) و حفظ از حیوانات درنده ( شیر و پلنگ و...) و حفظ از ستمکاران و دشمنان (ملوک و حکام و جن و ...)و جلب رزق و روزی و ... در کل خاصیت این نقش زیاد است

و فقط شما در 19 برج حمل ( فروردین ) ساعت شمس می توانید این نقش را بکشید در روزهای دیگر اگر رسم شود تاثیری ندارد

 

نحوه نقش کردن این نقش مکرم :

 

1- آداب عمومی اذکار ( طهارت . توجه و ... )

2- حتماً در وقت شرف شمس نوشته شود ( درجه 19 برج حمل ساعات شمس )

3- از سمت راست شروع به نوشتن کنید

4- هر حرف با یک بار حرکت قلم نوشته شود و با قلم بر روی نوشته بر نگردید

5- با مشک و زعفران بر روی نگین زرد یا ورق طلا یا  کاغذ زرد حک و نوشته شود

6- این ذکر و نقش حاوی اسرار زیادی است سعی کنید از دیگران اسرارش را مخفی نگه دارید

 



اصولا انگشتر شرف شمس غلط مصطلح است زیرا فقط نقش آن مهم است. چون باید بر سطح زردرنگ نقش گردد از عقیق زرد استفاده میشود و اگر طبیعت ها را که قبلا توضیح دادم در نظر بگیریم میتوان آن را روی کاغذ زرد یا پارچه زرد هم نقش کرد.
فلسفه آن جای بحث بسیار دارد اما تا جایی که من میدانم شامل 5 اسم اعظم خداوند است. که به شکل های مختلفی دیده شده اند. و حتی گاهی 5 نام خداوند را بجای اشکال قرار میدهند که در ادامه خواهم نوشت.
مسئله چنین است که چون در سال فقط یکبار شرایط مهیا میشود تا موکلین خورشید به زمین بیایند لذا امکان انجام این عمل در سال فقط یکبار است. آنهم فقط در شرف خورشید که خورشید در آن زمان نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیشتری دارد.
نکته اینجاست که این عمل یکبار مصرف نیز هست یعنی در واقع با کاهش اثر خورشید کمرنگ میشود.
اما چون در مدت زمانی که کارایی دارد پرقدرت است به زحمتش می ارزد.
زمان انجام عمل:
روز 19 فروردین ماه روز انجام عمل است اما ساعات مختلفی برای آن ذکر شده که دو تای آنها اقوی است و ارائه میگردد.
1-ازطلوع خورشید به مدت دو ساعت که 19 فروردین در هر روزی باشد
نقش شرف شمس شامل پنج اسم اعظم خداوند است که آنها را کلمات مبارکه الله جمیل رحمن مومن و نور گفته اند و بجای نقش از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن میتوان استفاده کرد.
نقش های مختلفی برای این عمل دیده شده که معروفترین آنها آخرین نقش است.

نکاتی که در هنگام نوشتن باید رعایت شود :
1-هیچ خطی دوبار کشیده نشود
2-سوراخ های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود
3-خطوط ابتدا و انتهای ستاره یگدیگر را قطع نکنند
4-اندازه الف ها یکسان باشد
5-واو آخر روی تمام نقش کشیده شود
6-اگر روی کاغذ نوشته میشوند با گلاب و زعفران نوشته شوند
جدول 4*4 شرف شمس نیز بدین شکل است که خواص یکسانی با نقش دارد.

دو نکته مهم دیگر درباره شرف شمس
1- اگر از نگین استفاده میکنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.
2- اگر روی کاغذ نوشتید آنرا باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید
مفید جهت محافظت و همچنین رزق و روزی اسم اعظم شرف شمس روی عقیق زردحکاکی شده در روز 19 فروردین ( به وقت و ساعت)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 16:22  توسط مهسا  |