X
تبلیغات
ستاره ی عشق -

ستاره ی عشق

سلام من مهسا هستم 21 سالمه خوشحالم که از وبلاگ من دیدن میکنید.

مظالب خواندنی...

در بانكوك مي توان باهر قيمتي يك زن خريد.
از 50بات كه معادل 2شيشه نوشابه است ،تا2000بات كه دختربچه هاي لاغر و ريز اندام تايلندي را به اجاره مي دهند و دلالان ؛زنانگي را مانند كالا به حراج مي گذارند.
در بانكوك و يا پاتايا و حتي پكت مي توان،با قدم زدن در كوچه پس كوچه ها،شاهد انواع و اقسام ؛شو س ك س ها،ديسكوهاو ترياها و خانه هاي باشيد كه با زن از توريست هاي سراسر دنيا پذيرايي مي كنند. توريست هاي كه اگر مايل باشند مي توانند با كمترين پول شب را در كنار دختربچه هاي 12-13ساله تايلندي به صبح برسانند.
دخترك 17ساله اي كه مقابل هتل بساط سوسك فروشي دارد،با شلوار جين كوتاه ،موهاي زرد و قرمز رنگ كرده كه با فكل هاي سفيد آن را بسته است.و صورت كاملا نقاشي شده عجيب و غريب و لب هاي كه با ماتيك پررنگ آلبالويي ،با حركت هاي تند و سريع از آغوش مرد اروپايي به آغوش مرد آسيايي مي رود و با همه دلبري هايش موفق نمي شود كه خود را هم قيمت يك پرس غذا كه مخلوطي از سوسك و كرم است به مرداني كه گوشه خيابان روي نيمكت ها نشسته اند ارزاني كند.

دخترك مقابل دوربين فيگور مي گيرد.و عكس مي اندازد.ته رنگ زردش زير رنگ ها پنهان نمي شود.به دوست مترجم من مي گويد:''اين شغل من است.من از ده سالگي كاركرده ام .هم غذا فروخته ام وهم اگر توريست ها بخواهند وقتم را با آنها مي گذرانم.كارت ويژه سلامت دارم و ماليات مي دهم.سيگار روشن مي كند و تند تند به سيگار پك مي زند.و با ديدن مرد كره اي كه به او اشاره مي كند،بساطش را به دختري ديگر مي سپارد و به دنبال او مي دود.

كوچه هيپي ها ،كوچه باريك و بلندي است پر از دخترها و پسرهاي هيپي كه موهاي خود را در خيابان مي بافند.در خيابان معامله مي كنند.در خيابان مي رقصند و جنس خريد و فروش مي كنند. در اين كوچه مشروب 60بات است و هيپي ها در كار معامله زنان با هم رقابت مي كنند .پسران زرد پوستي كه تن و بدن خود را خالكوبي كرده اندو به عنوان بادي گارد يا دلال در اين كوچه ها پلاس اند و دختران تايلندي قرمز پوشي كه وسط خيابان ايستاده اند و بي اعتنا به رقص اطراف خود مشتري ها را به خود و به محل اجاره زنان راهنمايي مي كنند.كاتالوگ و بوروشور و عكس هم جزءابزار تبليغاتي آنها به كار مي رود.

دختران قرمز پوش با آن آرايش هاي تند از گرفتن عكس استقبال مي كنند و از كار خود صحبت مي كنند؛ كاملا عادي و بدون هيچ خجالتي .دخترك مي گويد:''دولت مطابق با سال نو كشور براي ما تبريك مي فرستد و از شغل ما كه براي كشور درآمد ايجاد مي كنيم ،تشكر مي كند.اينجا خيلي از دختر ها معلمند يا پزشك يا كارمند و يا خواننده و فروشنده اند و ما هم اين شغل را داريم و اگر نه نمي توانيم شكم خودمان و خانواده امان را سير كنيم .او گران ترين قيمتي كه براي دختر بچه هاي تايلندي مي دهد 3000بات است .دختري كه 13سال دارد و حاضر است يك شب در كنار مرد بماند. شايد دردناك ترين صحنه ها،ديدن همين دختربچه هاي باشد كه بازار برده فروش هاي دوران هاي گذشته را امروز به شيوه اي مدرن در ذهن انسان تداعي مي كند. دختر بچه هاي كه براي لذت مردان و درآمدي مختصر،مي رقصند و شنيع ترين حركات را انجام مي دهند.

كوچه،پس كوچه هاي اين شهر شاهد زنان ديگري است كه از صبح تا شب،در هواي خفه كننده و شرجي بانكوك غذا مي فروشند. زنان فقيري كه آنها هم،آدرس محلات تفريح شبانه و ديسكو ها را مي دانند و مانند راهنما عمل مي كنند.''يا''زني است كه با وجود لاغري و سوءتغذيه اي كه در ظاهرش مشهود است مانند فرفره ظرف مي شويد،سبزي و كلم رنده مي كند.ادويه اضافه مي كند.مخلوط را مي كوبد.كمي حرارت مي دهد و چيزي به نام غذا در اختيار مشتري قرار مي دهد.

''يا''در يك آلونك زندگي مي كند و نان آور 4فرزندش است.همسرش فوت كرده و زندگي را به سختي مي گذراند.''يا''دوست دارد دخترش كه نتوانسته به دانشگاه دولتي راه يابد و نتوانسته در دانشگاه خصوصي درس بخواند''ماساژور''شود.ماساژ شغل ديگري است كه زنان تايلندي به آن مشغولند.

زن 30ساله اي كه اهل ''پوكت''است و در يك مركز مخصوص ماساژكار مي كند. مي گويد:''من مردهاي زيادي را مي شناسم كه براي ماساژ به بانكوك مي آيند.ماساژيك شغل سنتي است و ما از صبح تا شب كار مي كنيم .''او حاضر نيست در محل هاي كه از ماساژ به عنوان يك ابزار سكس استفاده مي كنند كار كند.اما هرروز تعداد زيادي از مشتريانش را مردها تشكيل مي دهند. او اجازه عكاسي به من نمي دهد.

در فروشگاه ''پلازا ''با مرد 50ساله موبور فرانسوي صحبت مي كنم كه هرسال دوهفته به تايلند مي آيد. او دندانپزشك است و همسر و 2فرزند دارد.عازم پاتاياست و تنها براي ديسكوهاي شبانه،شب نشيني ها و تفريحات به تايلند آمده است.دختر تايلندي كه در كنار اوست شبها در يك هتل آواز مي خواند.كارت بهداشت دارد و به زحمت وزنش به 45كيلو مي رسد.

ديدن مردهاي ايراني هم عادي است.هواپيماي تهران –بانكوك مملو از مرداني است كه اين كشور را براي تفريح انتخاب مي كنند.مرداني كه در طول سفر به همسران خود تلفن مي كنند.اظهار مي كنند كه دلشان براي دخترانشان تنگ شده است و وقتي مطلع مي شوند من روزنامه نگارم،همگي به اتفاق مي گويند كه براي تجارت و يا كار به تايلند آمده اند و يا اينكه در سفرهاي بعدي با همسرانشان خواهند آمد.مرداني كه در بازگشت از هيچكدام آنها آزمايش HIVبه عمل نمي آيد.و در مبادي ورودي باز،وارد كشور شده و در صورت بيماري اولين فردي را كه قرباني مي كند،همسرانشان است.
اما فصل مشترك همه روسپيان تايلندي فقر است و سرنوشت نهايي همه آنهانيز فقر و ايدز و اعتياد و الكل كه آنها را به هلاكت و نابودي مي كشد.

يك زن 30ساله حتي ديگر فرصتي براي ادامه همين مسير ندارد؛حتي به اندازه سيركردن شكمش.
دختران تايلندي ،كودكي را با فحشاء آغاز مي كنندو دلالان و مردان كاباره دار بيشترين سود را از اين تجارت كثيف انساني مي برند,
روي يگر سكه ،قاچاق دختر بچه هايتايلندي است كه در شبكه هاي قاچاق به سمت اروپا حمل مي شوند و باز اين شبكه ها معمولا به وسيله مرداني اداره مي شود كه زن را به شكل يك كالا و يا جنس مي بينند.
محله ''بت بويت رود''و يا اطراف ''نايت شاپينگ رودها''با كوچه هاي موازي ،باريك ،پرزرق و برق ،مشروب فروشي هاي كنار خيابان و دختران و پسران اروپايي حالت عادي ندارند.انواع و اقسام داروهاي محرك استفاده مي شود.دختران سرهايشان را داخل كوچه آرايش مي كنند و در دالان ها گم مي شوند.چند هيپي بايك مرد بر سر قيمت يك دختر زرد پوست ،كوتاه قد دعوا مي كنند.از همه مليت ها در اينجا آدم مي بيني .آدم هاي كه چانه مي زنند.مي گيرند،پس مي دهند.و در همين كوچه ها و بالاخانه ها شرافت زنان را معامله مي كنند.


در دانشگاه ''محي دول ''در سالايا دختر جواني كه براي فارغ التحصيلي اش با مجسمه ''سيترا''عكس مي گيرد،گفت وگو مي كنم. اوابتدا از زنان تحصلكرده و موفق تايلندي مي گويد.اما نفي نمي كند كه جمع زيادي از دختران كشورش مايه سرگرمي و تفريح توريست ها شده اند و تن به فحشاء داده اند.او كشورش را فاقد منابع درآمدزا و منابع زيرزميني مي داند ومعتقد است كه دولتمردان نتوانسته اند از دريا و زمين و سنگ هاي قيمتي به شكل درست و مكانيزه استفاده كنند و به همين دليل از فروش زنان و كار زنان به عنوان بالاترين منبع درآمد سود مي برند.و حتي ليدي-بري ها با تزريق هورمون و دارو خود را به شكل زنان در مي آورند تا بتوانندكاركنند. بسياري از زناني كه تن به خود فروشي مي دهند،بدون كارت بهداشت هستند وبه همين دليل آمار ايدز وحشتناك است و دختران آگاهي لازم جهت رعايت بهداشت را ندارندو براي اينكه ماليات ندهند،آمار خود را به دولت ارائه نمي كنند.چرا كه دولت از اين افراد ماليات مختصري مي گيرد.او مهم ترين مشكل را عدم رعايت بهداشت و نداشتن آگاهي از چگونگي انتقال ايدز در ميان اين افراد مي داند.
دختر فارغ التحصيل تايلندي مي گويد:''در كمال تاسف ،تمام تاكسي ها،مغازه داران ،ماساژورها،فروشنده ها،هتل ها ،همه وهمه آدرس اين محلات را بهتر از آدرس دانشگاهها و مراكز علمي كشور مي دانند.و براي معرفي چنين مكان هايي حتي پول دريافت مي كنند.''
او آمار ايدزرا قطعي نمي داند ولي معتقد است كه حتما بيش از يك ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز هستند و شما كه در اين كشور در كنفرانس مربوط به زنان شركت كرديد،بايد از مشاور پادشاه كه در افتتاحيه شركت كرد ،راجع به ايدز و فحشا ء و ترافيك زنان در كشورش سوال مي كرديد.
در تايلند با تمام اين مسائل و سقوط اخلاق در هر ساعت شب كه راه بروي و يا تاكسي بگيري كسي مزاحمت نمي شود و مي تواني تا نيمه هاي شب گزارش تهيه كني،عكس بگيري و بعد با خيال راحت يك تاكسي صدا كني و به هتل بروي.هر چند كه هميشه با سوالات متعددي در ارتباط با حجاب از من مي پرسيدند ومن مجبور مي شدم كه راجع به حجاب توضيح بدهم

روسپی‌گری ، تن‌فروشی یا هرزگی، آمیزش جنسی در قبال درآمد است. وضعیت قانونی تن‌فروشی در کشورهای متفاوت از مجازات مرگ تا کاری قانونی متغیر است.

کاربردهای فرهنگی به شکل نامحدودی متفاوت است، و استفاده از اصطلاح به‌عنوان واژه‌ای تحقیر آمیز فعالیت‌هایی را نشان می‌دهد که به شکل رسمی روسپی‌گری را در یک مضمون فرهنگی مطرح نمی‌کنند. این اصطلاح به شکل بی ربط برای نشان دادن کسی که درگیر فعالیت‌های جنسی غیرعادی است، مثل بی بند و باری جنسی یا روابط بیرون از ازدواج، به کار برده می‌شود.

تن‌فروشی گاهی اوقات «قدیمی‌ترین حرفه دنیا» شناخته می‌شود

 

تاریخچه [ویرایش]

معشوقه‌ها و فاحشه‌ها[نیازمند منبع] جزو اقشار فرهیخته در فرانسه قرن هجدهم محسوب می‌شدند. در حالیکه بسیاری از مردان آن زمان از سواد خواندن و نوشتن نیز محروم بودند، زن‌های فاحشه و معشوقه به دلیل همجواری با درباریان و اشراف‌زادگان، مجبور بودند علاوه بر فراگیری سواد خواندن و نوشتن، تحصیلات متفرقه‌ای نظیر ادبیات، تاریخ، شعر و فلسفه را فرا بگیرند. به همین دلیل آنها مجاز بودند در تمام کالجها و کتابخانه‌های سلطنتی حضور پیدا کنند.[نیازمند منبع]

خشونت در تن‌فروشی [ویرایش]

در بسیاری از موارد تن‌فروشان قربانی خشونت جسمی نیز می‌شوند و از سوی مشتری مورد ضرب و شتم و آزار جسمی هم قرار می‌گیرند و حتی به قتل می‌رسند. موارد خشونت علیه روسپی از سوی غیر مشتریان هم وجود دارد. مثلاً هدف از اعمال خشونت می‌تواند به‌چنگ‌آوردن پولی باشد که روسپی با خویش حمل می‌کند

 

اعتیاد و تن‌فروشی [ویرایش]

  • رابطه‌ای قوی میان «اعتیاد» و «تن‌فروشی» وجود دارد. در ایران در بیشتر موارد شریک زندگی این افراد و خودشان به مواد مخدر معتاد هستند. نیاز به تامین هر روزهٔ این مواد نیز بر فقر و نیاز مالی آنان می‌افزاید.
  • روسپیان برای تحمل افسردگی و شرایط سخت این کار اغلب به مواد مخدر و روان‌گردان پناه می‌برند.[۵]
  • اداره‌کنندگان روسپی‌خانه‌ها در اولین اقدام، افراد تازه و اصطلاحا دختران فراری را معتاد می‌کنند تا آنان را وابسته و مطیع سازند.[۶]

ایدز و تن‌فروشی [ویرایش]

اکثر مشتریان این زنان، تمایلی ندارند که از کاندوم استفاده کنند و در صورت اصرار زن برای استفاده از کاندوم، رقم دریافتی شان از مردان بسیار ناچیز خواهد بود پس اکثر آنان به سکس بدون کاندوم راضی می‌شوند.
توریست‌ها نیز، اگر خود مبتلا به ویروس ایدز نباشند بعد از همخوابگی با این زنان بخصوص اگر بدون استفاده از کاندوم باشد، سوغات شوم ویروس
اچ‌آی‌وی را به خانه‌هایشان خواهند برد. [۷]

قاچاق انسان برای سکس [ویرایش]

فعالان حقوق بشر گزارش می‌دهند که هزاران زن و دختر فقیر هر ساله پس از آن که با فریب و وعده‌های کاذب شغل و ازدواج، از روستاها به شهرها آورده می‌شوند، وادار به تن‌فروشی می‌گردند.

توجه بسیاری به سوی فروش انسان جلب شده‌است، که ارقام آن بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تخمین زده می‌شود؛ ۸۰ درصد این افراد زنان و دخترانی هستند که هر ساله در کشورهای مختلف به فروش می‌رسند و در بسیاری موارد به تن‌فروشی، یا همچون بردگان، به اشتغال در کارهای پست وادار می‌شوند.[۸]

اما این ارقام شامل قربانیانی نمی‌شود که در کشور خود به فروش می‌رسند – مشکلی که مدت‌هاست هند را فرا گرفته‌است، کشوری بزرگ و آن اندازه متنوع که قاچاقچیان بتوانند قربانیان خود را از محلی به محل دیگری ببرند؛ به محلی صدها کیلومتر دورتر، با زبانی دیگر و شانس ناچیزی که بتوانند به خانه خود بازگردند.[۹]

از قاچاق انسان برای سکس به عنوان برده‌داری نوین، برده‌داری جنسی و برده‌داری سفید نیز یاد می‌شود.[۱۰]

 

جنبه قانونی روسپیگری و انتقادات آن [ویرایش]

تندیسی در کشور هلند که به افتخار روسپیان جهان ساخته شده‌است. یک کلیسا در پشت تندیس دیده می‌شود. بر روی تندیس حک شده: «به کارگران جنسی سراسر جهان احترام بگذارید».

روسپیگری در بسیاری از کشورهای جهان یک حرفه قانونی است و از آن بطور قانونی محافظت شده، و برای حفاظت از افراد مشغول به این کار[۱۱] قوانین مفصلی وضع گردیده.[۱۲] جزئیات و حد آزادی این حرفه از مکان و کشور تا کشور دیگر متغیر است.

در کشورهای نیوزیلند، سوئیس، استرالیا، آرژانتین، بلژیک، برزیل، کانادا، اتریش، کاستاریکا، دانمارک، آلمان، ترکیه، ایتالیا، یونان، هلند، و کشورهای دیگر روسپیگری آزاد و تحت پوشش قوانین ویژه‌است.[۱۳] در انگلستان نیز روسپیگری آزاد است[نیازمند منبع]، اما تبلیغ آن در اماکن عمومی با قانون منافات دارد. در آمریکا ایالت نوادا تنها ایالت آمریکاست که روسپیگری در آن تا حد معینی آزاد است[۱۴]

انواع [ویرایش]

در روسپی‌گری خیابانی، روسپی در حالیکه در گوشه خیابان منتظر است یا قدم می‌زند، تقاضای مشتری می‌کند. روسپی‌خانه جایی است که به روسپی‌ها اختصاص داده می‌شود و گاهی در شهرهای بزرگ جزء جاهای ممنوع می‌باشد. در کشورهای آسیای شرقی در برخی از آرایشگاه‌ها و حمام‌ها خدمات جنسی به منظور گرفتن انعام ارائه می‌شود.

برخی از روسپیان که به صورت محترمانه اسکورت نیز خوانده می‌شوند، مردان جهانگردی که تنها هستند را در مراکز دیدنی و تفریحی همراهی می‌کنند و سایر کارها در محل اقامت مشتری یا در اتاق هتلش انجام می‌گیرد (که به آن Outcall می‌گویند) یا در محل اقامت مکان روسپی یا اتاق هتلی که توسط روسپی برای این کار اجاره شده (که Incall نام دارد) انجام می‌شود. این شکل روسپی‌گری معمولاً توسط موسسات اسکورت(اسکورت اَجنسی) انجام می‌شود. در آمریکا، موسسات اسکورت مداوما در اینترنت تبلیغات می‌کنند. خدمات اسکورت معمولاً (ولی نه همیشه) با رابطه جنسی همراه است.

در زمینه استفاده روسپی‌ها از اینترنت برای تبلیغات، یا مشتری‌هایی که برای به خدمت گرفتن روسپی تبلیغات می‌کنند، لیست بلندی از واژگان مخفف و کددار برای تشریح اینکه هر سرویسی چقدر هزینه دارد، یا اینکه چه خدماتی انجام می‌گیرد، بکار می‌رود.

برخی اسکورت‌ها ممکن است مستقل از موسسات کار کنند. ارتباط با مشتری‌ها معمولاً توسط تلفن انجام می‌شود و قرارها بدون حضور شخص سومی برگزار می‌شود.

در سیاحت جنسی، مسافران از کشورهای غنی به کشورهای فقیر تر مثل تایلند برای جستجوی سرویس‌های جنسی که در کشور خودشان وجود ندارد، یا گران تر است سفر می‌کنند. مقاصد سیاحت‌های جنسی دیگر برزیل، دریای کارائیب و کشورهای بلوک شرق پیشین هستند.

در روسیه و کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق بازار دختران را در هوای آزاد برگزار می‌کنند. یک روسپی در کنار جاده می‌ایستد و ماشین‌ها را به اصطلاحا tochka راهنمایی می‌کند که اغلب پارکینگ ماشین‌ها یا کوچه‌ها هستند و صف زنان در جلوی ماشین‌های منتظر رژه می‌روند. مشتری‌ها یک روسپی را انتخاب می‌کنند، و سوار ماشین می‌کند. این موقعیت زن را حتی برای مورد تجاوز قرار گرفتن هم آزاد می‌گذارد.

«دسته مارمولک‌ها» رویارویی عمومی موضوع روسپی‌گری خیابانی است

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:13  توسط مهسا  |